خبرنامه امیرکبیر: روز گذشته، دوشنبه ۲۱ آبان، دانشجویان دانشگاه اصفهان با برپایی تجمعی نسبت به فشارهای روزافزون بر دانشجویان این دانشگاه اعتراض کردند. همچنین دانشجویان دانشگاه اصفهان خواستار آزادی ۳ دانشجوی دربند پلی تکنیک، احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری شدند. در بخشی از فراخوان دانشجویان اصفهان برای برپایی تجمع آمده است:
دانشجویان دانشگاه اصفهان
روزی با گذاشتن شرایط و تبصره های دست و پاگیر و حذف گروه عظیمی از دانشجویان فعال شکل گیری شورای صنفی را به رویائی تحقق نیافتنی تبدیل می کند. روز دیگر به بهانه دگراندیش و انتقادی بودن شورای مرکزی صنف دانشجوئی آن را به تعطیلی می کشانند. زمانی به دلیل جبهه گیری خاص انجمن اسلامی دانشجویان در برهه ی انتخاب ریاست جمهوری آن رابا خاک یکسان می کنند و زمانی دیگر به جرم ابراز اندیشه و در هم شکستن سکوت و خفقان، فعالان نشریاتی و فرهنگی را با احکام انضباطی روبرو می کنند. فشارهای سنگین بر دانشجویان دختر به دلیل پوشش، زخمی است که بر پیکر آزادی زن نشسته است و تشدیدش می کند. خفقان و سکوت، حمله های ظلم و استبداد را وحشیانه تر نموده است و وقیحانه دست به اخراج و بازنشسته کردن اساتید دگر اندیش می زنند.
هر روز بدتر از روز قبل؛ قفل سکوت باید شکسته شود و فریاد اعتراض سر داده شود. باید برای تحقق خواسته های صنفی و سیاسی خود فریاد زد. همچنین دانشجویان و دگراندیشان از دانشگاه پلی تکنیک که در بند به سر میبرند (احمد قصابان، مجید توکلی، احسان منصوری) چشم امید به اعتراض های ما برای آزادی خود دارند. اکنون باید برای تحقق خواسته های خود به پا خواست اکنون باید فریاد “نه” به وضع موجود را رساتر سر داد تا آیه های استبداد و تحجر به لرزه بیفتد. از همه شما می خواهیم به پا خیزید و برای تحقق آرمانهایتان فریاد سر دهید.



این مشکل بیش از هر جا در جوامع غیر معتقد به هرمنوتیک ایجاد می شد. در این جوامع قرائت حاکم، سایر قرائت ها و فهم پذیری ها را باطل و محکوم به نابودی می دانست و مجال طرح و بحث عقلانی این مباحث را نمی داد. پس این نظرات قلیل نیز در لعاب های دیگر و در قالب های غیر از خود رشد کردند و به زایش فهمی چند پاره منجر می شد.
دادگاههای ما استقلال لازم را ندارند، عدم حضور وکیل در مراحل دادرسی در پروندههای مختلف مشاهده میشود، حکم موکلان به وکلا ابلاغ نمیشود. از آنجایی که وکیل میباید از شأن قاضی برخوردار شود و عملا چنین نگاهی در محاکم وجود ندارد. همه این موارد با قوانین مدنی کشور خود ما سنخیت ندارد، چه برسد با استانداردها و میثاقهای حقوق بشری.
برخورد با چنین جنبشی دشوار است. برای حمله به آن باید آن را از تداوم انداخت اما چگونه؟ ایجاد وحشت و ارعاب، اتهام براندازی نرم و سخت،وابستگی به بیگانه، دریافت کمک مالی و... به فعالان آن می تواند ریزش های کوتاه مدتی را سبب شود اما آن را از تداوم نمی اندازد.
گویا هنوز پس از سی سال این مشکل حل نشده و هنوز مدیران دانشگاه تهران به دنبال یونیفورم هستند. ای کاش آقای احمدینژاد این مشکل را هم مانند دیگر مشکلات مملکت با تشکیل یک معاونت جدید و صدور فرمانی قاطع برای همیشه حل کنند. نگران آن روزهایی هم نباشند که در پاسخ به منتقدان خود با تمسخر میگفتند «مگر مشکل مملکت، مو و لباس جوانان است؟»










