اخراج “آرش حسن نیا” دبیر سرویس اقتصادی روزنامه “اعتماد ملی” و اعتراض او به نقض حقوق صنفی اش که از آن با عنوان “درد مشترک” یاد کرد، این سؤال را باردیگر در میان اصحاب مطبوعات مطرح کرد که “چرا روزنامه نگاران ایران به حقوق صنفی خود نمی‌توانند دست یابند؟”

در واقع اخراج “آرش حسن نیا” نقطه پایان تحمل روزنامه نگارانی شد که در سال‌های گذشته با بی‌مهری‌هایی از جانب مدیران ارشد روزنامه‌ها مواجه شدند. پیش از این نیز روزنامه‌نگاران پدیده حذف را تجربه کرده بودند. حذف‌هایی که از آن با عنوان خطرساز بودن برای مجموعه روزنامه یاد می‌شد. بنا بر این نظر، روزنامه‌نگارانی برای مجموعه مفید هستند که مطیع محض اوامر مدیران و انتقال دهنده اخبار کم خطر و پول‌ساز (آگهی بیار) باشند.

این نوع اطلاع رسانی که مدیران ارشد در این شرایط بسته خبر رسانی به آن علاقه نشان می‌دهند به نوبه خود می‌تواند سبب حذف روزنامه‌نگارانی ‌شود که بیش از هر چیز بر گردش آزاد خبر تأکید دارند. تاکیدی که صاحبان قدرت را در رسانه با آن سر ناسازگاری است.

حذف چرا؟
در مورد این که چه اتفاقی سبب می‌شود تا مدیران ارشد روزنامه‌ها، روزنامه‌نگاران توانا و متعهد به ارزش‌های روزنامه‌نگاری را تحمل نکنند، گمانه‌های زیادی مطرح شده است.

راحت ترین گمانه حاکمیت است. از همین رو روزنامه‌نگاران سیاسی برای مجموعه خطرساز هستند. پس باید ابتدا کنترل و سپس به انحای مختلف حذف شوند. با توجه به این نگاه، دعوای حاکمیت با روزنامه‌ها از منظر تأثیرگذاری بر عرصه سیاسی است. از همین رو اگر ما خود را از این مقوله دور کنیم، به عنوان مثال اگر از دولت و نظام فکری حاکم انتقاد نکنیم، مشکلی پیش نمی‌آید.

اما گمانه دوم ایستادگی روزنامه‌نگاران در مقابل خواست‌های غیر منتطقی و خارج از ضوابط مدیران روزنامه ها در عرصه اطلاع رسانی است. آنان روزنامه‌نگارانی هستند که بر انتقال صحیح و منطبق بر واقعیت اخبار تأکید دارند. جابجایی‌های مکرر دبیران و خبرنگاران در راستای تحقق این نگاه است.

منفعت طلبان مطبوعاتی
این دو گمانه فقط بخشی از ماجرا است. روی دیگر این ماجرا روزنامه‌نگارانی هستند که می‌گویند “دانستن حق همه است”. اما آنان کسانی هستند که با طرح تبصره‌ای به این جمله وظیفه خود را مشخص می‌کنند: “مسئولیتی” نداریم. بنابراین شعار آنان با روزنامه‌نگاران مسئول مشترک، اما هدف متفاوت است. لذا آن دو رقیب می‌شوند. در این رقابت برد با گروهی است که با دید مدیران مجموعه همخوانی داشته باشد.

بنابراین مدیرانی که بر تراکم قدرت اقتصادی و سیاسی خود تأکید دارند روزنامه‌نگارانی را ترجیح می‌دهند که با آنان سر ناسازگاری نگذارند. و از آنجا که در نظام جمهوری اسلامی امتیاز روزنامه به افراد خارج از حاکمیت داده نمی‌شود موضوعی که در این مسئله نهفته است ماهیت سیاسی این مدیران است. بنابراین دغدغه اصلی این افراد می‌تواند متفاوت از این صنف باشد. این ماهیت در مرحله اول خود را در انتخاب شورای سردبیری و سردبیر نشان می‌دهد. آنان در انتخاب این بخش از تحریریه ملاحظات خاص سیاسی و اقتصادی خود را بر هر اصل دیگر ترجیح می دهند و این گونه ترجیح دادن با انتخاب یک سردبیری غیرحرفه‌ای نقطه آغاز درگیری می‌شود. انتخاب یک مجموعه سردبیری غیرحرفه‌ای و غیرصنفی توسط صاحبان یک رسانه که مورد انتقاد اعضای تحریریه روزنامه باشند روز به روز بر فاصله تحریریه و مجموعه سردبیری می‌افزاید به گونه‌ای که نمی‌تواند بر حل مشکل اختلاف بین مدیریت با عضو تحریریه فائق آید.

از سوی دیگر دغدغه متفاوت مدیران از کارکرد رسانه‌ای به بدنه رسانه‌ها نیز قابل تعمیم است. بنابراین در این نگاه روزنامه می‌شود نردبان. پس هدف می‌شود پرش. انتخابات، دریافت بورس تحصیلی. در این نگاه منفعت‌طلبانه فقط ارضای امیال درونی مطرح می‌شود و نه چیز دیگر.

ضرورت وجود یک بستر فکری و عملی
حال در چنین شرایطی هستیم. روزنامه‌نگاران متعهد به ارزش‌های روزنامه‌نگاری نه دارای قدرتی هستند و نه صاحب مقامی و سرمایه‌ای. حتی کسانی که باید همراهشان می‌شدند نه تنها دستشان را نگرفتند و از همدردی لفظی دریغ کردند بلکه گاهاْ سمپاشی هم کردند.

اکنون مسئله به قدری حساس شده است که مسئله “چه کردن” و “چه نکردن” مطرح نیست بلکه مسئله فوری‌تر دیگری مطرح است و آن این است: “چگونه ماندن”. برای آن که خود “ماندن” برای روزنامه‌نگارانی چون “آرش حسن نیا” که حتی توفیق رسانه‌ای‌شان که محل ارتزاقشان است را می‌خواهند وسیله کنند برای مبارزه در راه آزادی بیان و محکوم کردن همیشگی آنان که خلق‌ها را برده سیاسی می‌خواهند یک ضرورت است. لذا باید یک بستر فکری و عملی وجود داشته باشد تا بدانند چه باید بکنند؟

آنان می‌دانند آن گونه که هستند نمی مانند و نمی‌توانند بمانند و نمی‌گذارندشان که بمانند و از سویی نقابی را که می‌خواهند به چهره‌شان بزنند نمی‌خواهند بپذیرند. می‌خواهند خود بنویسند، چهره‌شان را خود ترسیم کنند. روزنامه نگارانی که می‌خواهند به سرحد استقلال برسند، روزنامه‌نگارانی که در این جامعه می‌‌خواهند خودشان باشند و در این راه نمی‌خواهند پرداخته تقلید باشند.

 

بدون دیدگاه » بیان دیدگاه

 

دیدگاه خود را بیان کنید

  • نظر شما پس از بازبینی توسط مدیر خبرنامه منتشر خواهد شد.
  • لطفا از کلمات نامناسب استفاده نکنید.
  • برای بیان دیدگاه خود نیازی به کیبرد فارسی ندارید.





مقاله خروجی RSS
ویژه خروجی RSS
پلی تکنیک خروجی RSS
اجتماعی خروجی RSS
حقوق بشر خروجی RSS
خبر خروجی RSS
دانشگاه خروجی RSS
زنان خروجی RSS
سیاسی خروجی RSS
Close
E-mail It