فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران در گزارشی نسبت به وضعیت دو زندانی بیگناه به نام های علی اشرف و اردشیر کشاورز اعتراض کرد. متن این گزارش به شرح زیر است:
بنابه گزارشات رسیده از زندان گوهرداشت کرج آقایان علی اشرف پروانه و اردشیر کشاورز به اتهام قتل قاضی مقدس در زندان گوهرداشت کرج بسر می برند. مامورین امنیتی و اطلاعاتی به محل سکونت آقای علی اشرف پروانه مسلحانه یورش می بردند و او را مورد اصابت ۶ گلوله قرار دادند. پس از آن او را دستگیر و به زندان منتقل می کنند. در زندان آنها را به شدیدترین وجه برای گرفتن اعتراف به قتل مورد شکنجه قرار می دهند. در اثر اصابت گلوله به پاهای آقای اشرف پروانه و رسیدگی پزشکی نکردن به او باعث ناقض عضو گردیده است.
مدتی پس از آن قاتلین مقدس دستگیر و اعدام مشوند. علیرغم دستگیری و اعدام قاتلین مقدس ولی این ۲ زندانی فوق الذکر که بی گناهی آنها اثبات گردیده همچنان در زندان بسر می برند. آنها پس اینکه بی گناهی اشان اثبات گردید و کارگزاران زندان از آزادی آنها امتناع کردن . تصمیم به فرار از زندان میگیرند ولی قبل ازفرار از تصمیم آنها با خبر می شوند و آنها را بدلیل قصد داشتن به فرار از زندان به سلول های انفرادی منتقل می کنند. آنها بیش از ۵ ماه است که در سلولهای انفرادی بند ۲ زندان گوهرداشت بسر می برند.
شرایط غیر انسانی در این سلول ها به حدی است که زندانبانان به این سلول های انفرادی سک دونی میگویند. فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران ، دستگیری شکنجه زندانیان ببی گناه را محکوم می کند و خواستار آزادی فوری آنها است.



این روزها 28 مین سالروز به اصطلاح انقلاب فرهنگی، یا در اصطلاح خودم کودتای فرهنگی است. من به این مناسبت نامه را نوشتم. دلیل این است که این اواخر آقایان نوک تیز حمله را متوجه دانشجویان کرده اند. می گویند دانشجو رفیق بازی می کند، شهوترانی می کند. آنها را می گیرند و زندان می کنند و هزار جور فشار به آنها می آورند. دانشگاه و دانشجو دوباره بیش از پیش مظلوم واقع شده اند. هرکس عقده ای و یا مساله ای دارد، آن را سر دانشجویان خالی می کند. همه کاسه کوزه ها بر سر دانشگاه و دانشجویان می شکنند. من پنجاه سال است که با دانشگاهیان سروکار دارم. این ها فرزندان من هستند. در عین حال شاهد سکوتی آزاردهنده هستم. پس تصمیم به نوشتن این نامه گرفتم.
نقش رسانه ها در جوامع امروزی به گونه ای است که جمع کثیری از مدعیان پست مدرنیسم با بودریار، جامعه شناس فرانسوی، هم نوا هستند که : رسانه های همگانی، دیگر آیینه ی واقعیت نیستند بلکه خودِ واقعیت یا حتی واقعی تر از واقعیتند. نمایش های تلویزیونی مربوط به اخبار مهیج و جنجالی روز، نمونه ی خوبی از این دست می باشد زیرا دروغ بافی ها و تحریف هایی که به بینندگان منتقل می کنند فراتر از واقعیت یا همان فرا واقعیت است. اگر نه به این شدت اما به قدر واقعیت، با بودریار همدل باشیم، این چنین بی خیال و بی خبر از کنار این دنیای خوش خط و خال و قابلیت ها و توانایی های آن، آسوده راه طی نمی کنیم.
در دوران رواج بردگی در بازارهای اروپا و آمریکا، انساندوستان زیادی برای لغو آن مبارزه کردند تا سرانجام در این مبارزه موفق شدند. در طول این سالیان، اما، خشونتهای بردگی ادامه داشت و مشاهده آن دل هر انسان آزادهای را میآزرد. مخالفان بردگی در ضمن مبارزه برای لغو آن تا آنجا که در امکان داشتند برای نجات بردگان تلاش میکردند. از جمله، آنان بردگان را میخریدند و آزاد میکردند. امروز که ما شاهد خشونتهای ناشی از اعمال قانون قصاص در مورد تهیدستان هستیم نیز چارهای جز طی کردن این راه نداریم.
