از موضوعات بسیار مهم در روزهای گذشته در میدان ارتباطات و رسانه ها، موضوع استعفا یا عزل آقای علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی در این شرایط حساس بود. به دور از وقایع پشت پرده که نهایتاً به این تغییر منجر شد، نکته مهمی که باید اصلاح طلبان و رسانه های اصلاح طلب و همه مردم عزیز به آن توجه کنند، نقش آقای علی لاریجانی در شکل گیری این شرایط حساس است.نگاه به این موضوع مهم است. به عقب برگردیم.
همه منصفان دوران اصلاحات را که پس از شرایط بحرانی کشور در سال ۱۳۷۵ شکل گرفت - شرایطی که ایران را با یک اجماع فراگیر اروپایی علیه خود و در آستانه یک برخورد قرار داده بود - یک گشایش ملی می دانند. جدای از این مطلب که در کشاکش مبارزات انتخاباتی آن دوره سهمی که صداوسیمای تحت مدیریت آقای علی لاریجانی در تخریب جریان اصلاح طلبی خط امام داشت فراموش ناشدنی است، روند تخریبی رسانه ملی و مدیریت عالی آن در تخریب چهره اصلاح طلبان در دو قوه مقننه و مجریه و زیر سوال بردن تمام سیاست های نوگرایانه جریان مردمسالار دینی که با الهام از آرای بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و توسط سید محمد خاتمی با قرائتی نو عرضه می شد. چهره یی که از اصلاحات در رسانه ملی ارائه می شد ناکار آمد، غوغاسالار، بی دین و … بود. این همه از صداوسیمای آقای علی لاریجانی بود.
در عرصه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی یادمان نرفته نمایش هایی چون کنفرانس برلین و برنامه هویت که همسو و هم جهت و با الهام از قلم نویسندگان مصون و محفوظ، به مردم ارائه شد چه بحرانی در عرصه های ملی و بین المللی پدید آورد. یادمان هست یکی از روحانیون سرشناس و درس خوانده مدرسه حقانی در برنامه زنده تلویزیونی با زنجیربافی های عمووار عامل قتل های زنجیره ای را دولت اصلاحات و سید محمد خاتمی معرفی کرد. هرگز از یادمان نمی رود در سریال های تلویزیونی و در قالب طنز چگونه مردمسالاری و دستاوردهای آن از جمله توسعه احزاب و مطبوعات زیر سوال می رفت و به سخره گرفته می شد. یادمان هست چگونه دستاوردهای بزرگ دولت و مجلس اصلاحات نادیده گرفته می شد و چگونه یک مساله کوچک منطقه ای، ملی و حتی از منظر رسانه بین المللی می شد. چگونه یک موضوع جعلی یا بی هویت مساله ملت نشان داده می شد؟ ماجرای گوشت های آلوده یادمان هست.
به خاطر داریم در فصل انتخابات دوم شورای شهر و روستا چه تصویر زشتی از بعضی از منازعات کوچک درون شورای اول به رخ کشیده شد تا بدبینی به بزرگ ترین دستاورد دولت که احیای اصل بزرگ فرو مانده میثاق ملی بود را افزایش دهد. به سخنرانی های مهم سید محمد خاتمی در خارج و از جمله دانشگاه هاروارد و سازمان ملل چگونه پرداخته می شد. به اندازه کمتر از عشر پردازش به موضوع اخیر کلمبیا که دوستان آقای لاریجانی در وصفش گفته اند مهمتر از جنگ ۳۳ روزه حزب الله با اسرائیل بود، یا به اندازه … بزرگ بوده است، پناه بر خدا.
آن همه ناسپاسی نسبت به اصلاحات، دولت، مجلس، شورا و ریاست آن همه در صداوسیمای آقای علی لاریجانی بود. روا نیست اینک که او مستعفی یا معزول است و نقش غیرمدبرانه و غوغا سالارش در ایجاد ذهنیت سوء نسبت به مدیریت سابق پرونده هسته ای بر کسی پوشیده نیست به خاطر منازعه یا مخالفتش با ریاست محترم شورای عالی امنیت ملی ناخود آگاه مورد تمجید قرار گرفته، تطهیر شود. دولت و دبیر خانه شورای امنیت در مورد هسته ای، اصلاحات و مردمسالاری و مختصات خط امام یکسان می اندیشند. آقای لاریجانی حق بزرگی بر دولت نهم دارد. او بود که بخشی از مردم را نسبت به اصلاحات بدبین کرد و زمینه روی کار آمدن یک دولت مخالف دوران اصلاحات و سازندگی را پدید آورد. قلم زنان اصلاح طلب هوشیار باشند آقای لاریجانی را قهرمان نکنند.
منبع: روزنامه اعتماد



این روزها 28 مین سالروز به اصطلاح انقلاب فرهنگی، یا در اصطلاح خودم کودتای فرهنگی است. من به این مناسبت نامه را نوشتم. دلیل این است که این اواخر آقایان نوک تیز حمله را متوجه دانشجویان کرده اند. می گویند دانشجو رفیق بازی می کند، شهوترانی می کند. آنها را می گیرند و زندان می کنند و هزار جور فشار به آنها می آورند. دانشگاه و دانشجو دوباره بیش از پیش مظلوم واقع شده اند. هرکس عقده ای و یا مساله ای دارد، آن را سر دانشجویان خالی می کند. همه کاسه کوزه ها بر سر دانشگاه و دانشجویان می شکنند. من پنجاه سال است که با دانشگاهیان سروکار دارم. این ها فرزندان من هستند. در عین حال شاهد سکوتی آزاردهنده هستم. پس تصمیم به نوشتن این نامه گرفتم.
نقش رسانه ها در جوامع امروزی به گونه ای است که جمع کثیری از مدعیان پست مدرنیسم با بودریار، جامعه شناس فرانسوی، هم نوا هستند که : رسانه های همگانی، دیگر آیینه ی واقعیت نیستند بلکه خودِ واقعیت یا حتی واقعی تر از واقعیتند. نمایش های تلویزیونی مربوط به اخبار مهیج و جنجالی روز، نمونه ی خوبی از این دست می باشد زیرا دروغ بافی ها و تحریف هایی که به بینندگان منتقل می کنند فراتر از واقعیت یا همان فرا واقعیت است. اگر نه به این شدت اما به قدر واقعیت، با بودریار همدل باشیم، این چنین بی خیال و بی خبر از کنار این دنیای خوش خط و خال و قابلیت ها و توانایی های آن، آسوده راه طی نمی کنیم.
در دوران رواج بردگی در بازارهای اروپا و آمریکا، انساندوستان زیادی برای لغو آن مبارزه کردند تا سرانجام در این مبارزه موفق شدند. در طول این سالیان، اما، خشونتهای بردگی ادامه داشت و مشاهده آن دل هر انسان آزادهای را میآزرد. مخالفان بردگی در ضمن مبارزه برای لغو آن تا آنجا که در امکان داشتند برای نجات بردگان تلاش میکردند. از جمله، آنان بردگان را میخریدند و آزاد میکردند. امروز که ما شاهد خشونتهای ناشی از اعمال قانون قصاص در مورد تهیدستان هستیم نیز چارهای جز طی کردن این راه نداریم.
