نخستین بار که به موضوع این گزارش یعنی «میزان توقیف و برخورد با نشریات دانشجویی به دلیل پرداختن به مسائل زنان و یا چاپ مقالاتی در باب حقوق زنان» فکر میکردم، مطمئن بودم که تعداد این نشریات چندان زیاد نیست. دلیل این مسئله را اندک بودن نشریاتی در حوزه زنان میدانستم که البته با کمی پرسوجو به این نتیجه نیز رسیدم. تعداد نشریاتی که مدیران مسئول آن دختران باشند و یا مشخصا به مسائل زنان بپردازند گرچه نسبت به گذشته رشد داشته اما باز هم انگشتشمار است. نظارت بر تکتک مقالههای این نشریات، برخورد و توقیف آنان نیز دلیلی بر عدم رغبت دانشجویان برای انتشار نشریاتی در مورد مسائل زنان است. در دانشگاهها پرداختن به این موضوع کمکم به خط قرمز تبدیل میشود و اطلاعرسانی در مورد اخبار روز فعالیتهای جنبش زنان نقطهای است که به راحتی میتواند باعث بستهشدن نشریهای شود.
به صورت خلاصه میتوان گفت که دختران دانشجو که طی این سالها در ورود به دانشگاه از پسران پیشی گرفتهاند، تا حدودی تمایل به پرداختن به مسائل همجنسان خود را دارند اما وجود نظارتهای شدید و عدم حمایت مالی دانشگاه از نشریات از عوامل بسیار مهم در عدم افزایش روزنامههایی در مورد مسائل زنان است.
عدم حمایت دانشگاه از نشریات دانشجویی در دو سال اخیر صد چندان شدهاست و اغلب گرفتن مجوز نشریاتی در مورد مسائل سیاسی و زنان بسیار دشوار است. بسیاری از مدیران مسئول نشریات زنان، اشاره کردهاند که در بادی امر که برای گرفتن مجوز اقدام میکنند، موضوع نشریات خود را فرهنگی-اجتماعی و گاه حتی طنز ذکر میکنند. گرفتن مجوز معمولا دو یا سه ماه طول میکشد که در مواردی هم نشریات با اینکه مجوز میگیرند اما حمایت مالی از آنان محدود است و معمولا دانشجویان هزینهی چاپ آن را بین خودشان تقسیم میکنند. هنگام پخش نیز آنها را به دانشجویان میفروشند تا هزینههایشان تأمین شود.
همهی این مشکلات به اضافهی سانسور مطالب نشریات و ایرادات مستمر به نوشتههای آنان، انگیزهی دانشجویان را برای گرفتن مجوز و چاپ نشریه کاهش دادهاست. اما باز هم دانشجویانی هستند که با وجود فضای سرد و سرکوب بر دانشگاه با صرف وقت، انرژی و هزینهی مضاعف نشریاتی منتشر میکنند و در مواردی غیر از توقیف روزنامهشان به کمیتهی انضباطی احضار و حکم محرومیت از تحصیل دریافت میکنند. در ادامه به تعدادی از این نشریات که به دلیل چاپ مقالاتی در باب زنان توقیف شدهاند میپردازم.
در میان دانشگاههایی که از سوی نگارنده مورد بررسی قرار گرفت دانشگاه زنجان بیشترین میزان نشریاتی که به این دلیل توقیف و یا ممنوع چاپ شدهاند را دارا بود:
تخته سیاه
مسعودهاشمی، مدیر مسئول «تخته سیاه» ارگان رسمی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان در بهمن ۸۵ به کمیتهی ناظر بر نشریات احضار شد. در اخبار آمده که علت احضار مدیر مسئول جدا از چاپ روزشمار زندان و عکس رضا عباسی، فارغالتحصیل بازداشتشدهی دانشگاه زنجان، چاپ مطالبی در ستون حقوق زنان بودهاست. ( ایلنا ۲۳ / ۱۱/ ۸۵)
با پیگیریهای بیشتر از دانشجویان دانشگاه زنجان آنها توضیح دادند که در این ستون بخشهایی از دفترچهی کمپین تغییر برای برابری که نام آن تأثیر قوانین در زندگی زنان است، چاپ میشده که دانشگاه به چاپ مطالب مندرج از این دفترچه ایراد وارد کردهاست. انتشار تخته سیاه رسما توقیف شدهاست.
اوج
این نشریه از سال ۸۱ در دانشگاه زنجان منتشر شده و مطالب آن در زمینهی سیاسی، اجتماعی و زنان بودهاست. مدیر مسئول نشریه، حسین خیری فام در سال ۸۶ به کمیته انضباطی احضار و به وی گفتهشد که نشریهی اوج را از این به بعد نمیتواند چاپ کند.
دو شمارهی آخر اوج به مسائل زنان و مشخصا طرح سهمیهبندی در پذیرش دختران در دانشگاهها پرداختهاست که کمیتهی انضباطی علت عدم اجازه چاپ آن را مقالهای تحت عنوان «سهمیهبندی جنسیتی، هجمهی جدید زنستیزان/ زن خوب در خانه میماند» اعلام کردهاست. این مقاله در ویژهنامه ۸ مارس، روزجهانی زن مورخ ۱۳ اسفند به چاپ رسیده که در آن به مطرح شدن پذیرش جنسیتی در دانشگاهها اعتراض شدهاست.
چکاوک
گروه زنان انجمن اسلامی دانشگاه زنجان نشریهای با نام چکاوک در سال ۸۶ منتشر میکرد که پس از انتشار سه شماره در اردیبهشت ۸۶ لغو مجوز شد. عاطفه گندمآبادی، مدیر مسئول این نشریه بیان کرده که یکی از دلایل توقیف آن را کمیتهی ناظر بر نشریات چاپ یک قسمت تبلیغاتی برای معرفی گروه زنان انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان اعلام کردهاست. او اضافه کردهاست که در شماره سوم این قسمت تبلیغاتی حذف شده اما اعضای کمیته به این مسئله توجهی نکردند و تنها به همین دلیل و بدون رسیدگی به شکایات دیگر نشریه را توقف کردند. آنها گفتند چون انتخابات انجمن اسلامی تأیید نشدهاست پس گروه زنان آن هم مورد تأیید نیست. (ایلنا ۲۶/ ۲ / ۸۶)
دامون
این نشریه در دانشگاه امیرکبیر منتشر میشد. در اردیبهشت ۸۵، در شماره ۵ دامون مقالهای تحت عنوان «تجاوز قانونی» چاپ شد که به مسئلهی تمکین پرداختهبود. (خبرنامهی امیرکبیر ۱۴/۲/۸۵)
این مقاله با ذکر مثالهایی از تجاوز قانونی در چارچوب خانواده با استدلال به این موضوع پرداختهاست که تمکین سبب تنزل زنان به کالای مصرفیای میشود که هیچ گونه اختیار و تسطی بر بدن خود ندارد و پس از ازدواج کاملا در اختیار شوهر قرار میگیرد. آنان حق اعتراض نسبت به رابطهی جنسی تحمیلشده از سوی همسر را ندارند.
از آنجایی که مثالهای ذکر شده در این مقاله تصویرهایی واقعی از مشکلات جنسی در خانوادهاست و به جزییات مسئله پرداخته، باعث اعتراض برخی از افراد در دانشگاه امیرکبیر شد که مدیر کل امور فرهنگی بدون تشکیل جلسهی کمیتهی ناظر بر نشریات دستور جلوگیری از پخش این نشریه را داد. این نشریه بعدا توقیف و لغو مجوز گشت و مدیر مسئول آن، محسن سهرابی از دانشگاه اخراج شد. (ایلنا۱۰/۷/۸۵)
واژه نشریهی دانشجویی واژه که از آذر ۷۹ تا خرداد ۸۵ در دانشگاه امیرکبیر منتشر میشد به دلیل چاپ مقالهای تحت عنوان «مقدمهای به سوی زندگی غیرفاشیستی» که در مورد مسئلهی حجاب بود به مدت یک سال، به صورت موقت توقیف شد. در این مقاله علاوه بر مسئلهی حجاب، جداسازی جنسی در وسایل نقلیه، اماکن عمومی و بوفههای دانشجویی مورد پرسش قرار گرفتهاند. واژه که یکی از پرسابقهترین نشریات دانشجویی در دانشگاه امیرکبیر است حدود ۶ سال به صورت مداوم با امتیاز مدیران مسئول متعدد چاپ میشدهاست.
آفتابکاران
نشریهی مستقل دانشگاه صنعتی شریف که در اردیبهشت ۸۵ توقیف و لغو مجوز شد. کیوان امیری، سردبیر نشریه اتهام آن را«دعوت به اغتشاش» و «توهین به مقدسات» ذکر کردهاست. در شماره دوم آفتابکاران مطالبی راجع به مسئلهی حجاب و طرح انقلاب فرهنگی دوم به چاپ رسیده بود که به این مقالات ایراد وارد کردهاند. (ایلنا ۲۶/۲/۸۶)
طبق پیگیریهایی که صورت گرفت کیوان امیری، نگارنده این مقاله گفت که در این متن به مقالهای که در ستون زنان نشریهی انجمن اسلامیشریف چاپ شده انتقاد کرده بود. وی گفت: «در نشریه انجمن از برخوردهای سلیقهای در طرح امنیت اجتماعی انتقاد شدهبود در حالی که در پاسخ به این برداشت انجام هر گونه برخورد با پوشش را نفی کردم چه به صورت سلیقهای یا غیر سلیقهای. و در نقد این مسئله که در نشریهی انجمن آمده بود باید آزادی انتخاب نوع پوشش باشد، ذکر کرده بودم که باید آزادی پوشش باشد.»
حسین بابایی آرانی، مدیر مسئول آفتابکاران در رابطه با چاپ این نشریه به کمیته انضباطی احضار و حکم یک ترم محرومیت از تحصیل بدون احتساب سنوات دریافت کرد. (کمیتهی دانشجویی گزارشگران حقوق بشر)
تابوت
نشریهای که در دانشکدهی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران به چاپ میرسید اما پس از چند شماره به علت چاپ مطلبی با موضوع زنان و احکام اسلامی توقیف شد. موضوعات پرداخته شده در این نشریه در حوزهی زنان و کودکان بود و بخشهای علوم اجتماعی، فلسفه، حقوق، مطالعات زنان، حقوق و هنر را با عناوین حقوق کودک، تعهد یا تظاهر؛ زن، آزادی، حجاب؛ علل بروز پدیدهی روسپیگری؛ و آزادی و مکتب آزادیخواهی به چاپ میرساند. (۱)
آغازی نو
بیش از۳۰ شماره و دو سال از چاپ این نشریه در دانشکدهی علوم اجتماعی دانشگاه علامه میگذرد. مقالهای تحت عنوان «رویای دست نیافتنی واپسگرایان» در انتقاد به طرح امنیت اجتماعی و برخوردهای صورتگرفته به چاپ رسیده بود که سبب احضار شیما فرزادمنش، مدیر مسئول آغازی نو به کمیتهی ناظر بر نشریات شد.
در اسفند ۸۵ نیز شمارهای به مناسبت ۸ مارس، روز جهانی زن منتشر شد که در آن به اتفاقات روز و بازداشت ۳۳ فعال زن ومعلمان پرداخته شده بود. پس از این شماره آغازی نو از کمیتهی ناظر بر نشریات توبیخ کتبی دریافت کرد.
به غیر از نشریات ذکر شده، روزنامه و یا گاهنامههای دیگری در دانشگاهها در حوزهی زنان به چاپ میرسد اما گروهی از آنان شاید با گذشت سالها نه تنها مورد برخورد قرار نگرفتهاند بلکه انتشار آنان به صورت مرتب انجام میشود. کمیتهی ناظر بر نشریات بر نشریاتی که به صورت خبری به مسائل زنان میپردازند و یا مقالات و تحلیلهای بهروز از موضوعات زنان ارائه میدهند نظارت شدیدی میکند و همانطور که در بالا آمد آنان را توقیف میکند. اطلاعرسانی و آگاهیبخشی پاشنهی آشیل بسیاری از این نشریات توقیفشده است. اما نشریاتی که در آنان تنها مباحثی صرفا تئوریک و انتزاعی در زمینهی زنان منتشر میشوند همچنان توانستهاند به کار خود ادامه دهند چرا که معمولا این مطالب اگر به صورت انضمامی نباشند از ویژگی آگاهیبخشی زنان خارج میشوند و ادامهی کار آنان نه تنها باعث رشد یافتگی زنان نمیشود بلکه فضای رخوت را بیش از پیش بر دانشگاه حاکم میکند.
پی نوشت
منابع:
(۱) در نشریات دانشجویی بیشتر دخترها غایب بودند! / الهه حبیبی / مجله زنان / http://www.enter-in.info/index.php?q=aHR۰cDovL۳d۳dy۵۶YW۵hbi۵jby۵pci۹zb۲NpYWwvMDAwNzMxLmh۰bWw%۳D
خبرگزای ایلنا
خبرنامه امیرکبیر
http://www.enter-in.info/index.php?q=aHR۰cDovL۳d۳dy۵hdXRuZXdzLmluZm۸vYXJjaGl۲ZXMvMTM۴NSwwMiwwMDA۰OTI%۳D
http://www.enter-in.info/index.php?q=aHR۰cDovL۳d۳dy۵hdXRuZXdzLmluZm۸vYXJjaGl۲ZXMvMTM۴NSwxMSwwMDAyNjQ۴
http://www.enter-in.info/index.php?q=aHR۰cDovL۳d۳dy۵hdXRuZXdzLmluZm۸vYXJjaGl۲ZXMvMTM۴NSwwMiwwMDA۰ODk%۳D



این مشکل بیش از هر جا در جوامع غیر معتقد به هرمنوتیک ایجاد می شد. در این جوامع قرائت حاکم، سایر قرائت ها و فهم پذیری ها را باطل و محکوم به نابودی می دانست و مجال طرح و بحث عقلانی این مباحث را نمی داد. پس این نظرات قلیل نیز در لعاب های دیگر و در قالب های غیر از خود رشد کردند و به زایش فهمی چند پاره منجر می شد.
دادگاههای ما استقلال لازم را ندارند، عدم حضور وکیل در مراحل دادرسی در پروندههای مختلف مشاهده میشود، حکم موکلان به وکلا ابلاغ نمیشود. از آنجایی که وکیل میباید از شأن قاضی برخوردار شود و عملا چنین نگاهی در محاکم وجود ندارد. همه این موارد با قوانین مدنی کشور خود ما سنخیت ندارد، چه برسد با استانداردها و میثاقهای حقوق بشری.
برخورد با چنین جنبشی دشوار است. برای حمله به آن باید آن را از تداوم انداخت اما چگونه؟ ایجاد وحشت و ارعاب، اتهام براندازی نرم و سخت،وابستگی به بیگانه، دریافت کمک مالی و... به فعالان آن می تواند ریزش های کوتاه مدتی را سبب شود اما آن را از تداوم نمی اندازد.
