سلام بر احمد قصابان، احسان منصوری، و مجید توکلی
سال گذشته در هنگامی که ساعاتی پس از حضور پر حاشیه ی محمود احمدی نژاد در دانشگاه پلی تکنیک(امیرکبیر) اکثر خبرگزاری های داخلی و خارجی اعتراضات تند و خشمگینانه ی دانشجویان و حوادث و شعارهای مطرح شده در حضور وی را بر روی تلکس های خبری خود قرار داده بودند، در بین اخبار خود چند جمله از رئیس جمهور را هم نیز نقل کرده بودند، با این مضمون که “من درخواست می کنم با هیچکدام از حاضرین در این سالن برخوردی صورت نگیرد زیرا من منتقدان خود را هم نیز دوست دارم.” این جملات شباهت بسیار زیادی به سخنرانی برخی از سران حکومت پس از واقعه ی ۱۸ تیرماه سال ۷۸ داشت که از مستمعین خواسته شده بود در مقابل معترضان هیچ واکنش تندی نشان ندهند، اما دریغا که تاریخ گواهی می دهد و در دل خود ثبت کرده که این مستمعین از فردای شندین این فرمایشات چه کرده اند که نباید می کردند!؟
حال شباهت این جملات احمدی نژاد چنان تداعی کننده خاطرات دردناک آن روزها بود که برخی سیاسیون منتقد، از جمله یکی از اعضای حزب مشارکت سریعا برای جلوگیری از فروغلتیدن حزب مطبوع خود در آتش انتقام احتمالی دولت مهرورز، حرکت دانشجویان پلی تکنیک در مقابل رئیس جمهور محترم را احمقانه و بی ادبانه برآورد کرد! اما در این بین شاید سه دانشجوی بیگناه احمد قصابان، احسان منصوری، و مجید توکلی گمان نمی کردند که پس از گذشت چندین ماه در آتش انتقام دولت از دانشگاه و دانشجویان پلی تکنیک بسوزند و به جرمهای ناکرده متهم و به زندان اوین راه یابند و در زندان حکومت اسلامی تحت شکنجه های جسمی و روحی وادار شوند تا چاپ نشریات موهن (حاصل توطئه ی مخالفان انجمن های اسلامی) را برعهده گیرند، از حقوق اولیه خود محروم گردند، از دانشگاه اخراج شوند و پس از ماه ها زندان و بازجویی طاقت فرسا و بدون آزادی موقت به دادگاه انتقال یابند و علی رغم تکذیب تمامی اعترافات تحت شکنجه ی خود در نهایت هرکدام به ۲ تا ۳ سال حبس تعزیری محکوم شوند.
سلام بر احمد قصابان، احسان منصوری، و مجید توکلی و سلام بر خانواده های شجاع و داغ دیده شان که اکنون از رنج دوری فرزندان خود اشک بر چشم و بغض در گلو و نفرین بر لب دارند و سلام بر جنبش دانشجویی که راسخ و استوار و پایمردانه تا آزادی یاران دبستانی خود از هیچ تلاشی فروگذار نمی کند. انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده ی مدیریت دانشگاه تهران ضمن اعلام حمایت خود از سه دانشجوی زندانی پلی تکنیک، انزجار خود از شکنجه ها و فشارهای وارده بر این دانشجویان در زندان اوین را اعلام و ممنوعیت ایجاد شده برای خبرگزاریها در این زمینه و احکام صادر شده اخیر را محکوم نموده و همبستگی خود با پیکره ی جنبش دانشجویی و حرکت آن در راستای آزادی این دانشجویان را ابراز می دارد.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده ی مدیریت دانشگاه تهران



این مشکل بیش از هر جا در جوامع غیر معتقد به هرمنوتیک ایجاد می شد. در این جوامع قرائت حاکم، سایر قرائت ها و فهم پذیری ها را باطل و محکوم به نابودی می دانست و مجال طرح و بحث عقلانی این مباحث را نمی داد. پس این نظرات قلیل نیز در لعاب های دیگر و در قالب های غیر از خود رشد کردند و به زایش فهمی چند پاره منجر می شد.
دادگاههای ما استقلال لازم را ندارند، عدم حضور وکیل در مراحل دادرسی در پروندههای مختلف مشاهده میشود، حکم موکلان به وکلا ابلاغ نمیشود. از آنجایی که وکیل میباید از شأن قاضی برخوردار شود و عملا چنین نگاهی در محاکم وجود ندارد. همه این موارد با قوانین مدنی کشور خود ما سنخیت ندارد، چه برسد با استانداردها و میثاقهای حقوق بشری.
برخورد با چنین جنبشی دشوار است. برای حمله به آن باید آن را از تداوم انداخت اما چگونه؟ ایجاد وحشت و ارعاب، اتهام براندازی نرم و سخت،وابستگی به بیگانه، دریافت کمک مالی و... به فعالان آن می تواند ریزش های کوتاه مدتی را سبب شود اما آن را از تداوم نمی اندازد.
گویا هنوز پس از سی سال این مشکل حل نشده و هنوز مدیران دانشگاه تهران به دنبال یونیفورم هستند. ای کاش آقای احمدینژاد این مشکل را هم مانند دیگر مشکلات مملکت با تشکیل یک معاونت جدید و صدور فرمانی قاطع برای همیشه حل کنند. نگران آن روزهایی هم نباشند که در پاسخ به منتقدان خود با تمسخر میگفتند «مگر مشکل مملکت، مو و لباس جوانان است؟»
