محمود احمدی نژاد،رئیس جمهور امروز به دانشگاه تهران رفت تا با دانش جویان به گفت و گو و پرسش و پاسخ بنشیند .دانش گاه امروز صحنه اعتراض دانش جویان معترض بود.دانش جویان با شعارهایی علیه او به پیشوازش رفتند.
چرا دانش گاه معترض است؟
دانش در ذات خود پرسش آفرین است.دانش گاه کارگاه تولید پرسش است.دانش حد و سقفی را برای پرسیدن نمی پذیرد.دانش گاه پرسش را شبهه نمی داند.اگر جایی باشد که سمعا و طاعتا گفتن ارزش است به ضرس قاطع می توان گفت که نام آن جا دانش گاه نیست.
پرسیدن،یعنی در جست و جوی پاسخ بودن و هیچ پاسخی آخرین پاسخ هیچ پرسشی نیست.آن که گمان دارد پاسخ هر پرسشی را در انبان و انبار ذهن خود دارد به انبازی کبر و نخوت رفته و ذات پرسش را نشناخته است.پرسش،گفت و گو و گفت و گو پرسش می زاید.آن که سوال را شبهه می نامد و از بلندای همه چیز دانی به پایین می نگرد و با شکسته نفسی و فروتنی! خود را سقراط زمانه گمان می برد از ابتدا باب گفت و گو
را گل گرفته است.گفت و گو پیش شرط دارد و آن این است که خود را هم اندازه و هم قد و قامت دیگران بدانیم.آن که دانش و دانشجو را منقاد خود می خواهد و منتقد را به بند می کشد از آغاز گفت و گو را به سخره گرفته است .آنچه در این انقیاد را بر صدر نشاندن و انتقاد را اسب راهوار خود خواستن، به چشم نمی آید،ابتدا گفت و گو با خود است.تفکر، گفت و گو با خود است.آن که پیشاپیش جواب ها را می داند حتا باخود نیز گفت و گو نمی کند.
آقای احمدی نژاد به دانشگاه می رودتا پیش از شنیدن سوال،جواب ها را بدهد.به همین دلیل است که دانشجوی منتقد و معترض را به سالن راه نمی دهند و به همین دلیل است که محبس را یرای دانش جو می پسندند.و به جای مناظره ،نظاره گری را خوش می دارند.



