سهیل آصفی، روزنامه نگار ایرانی، بعد از ۶۳ روز بازداشت روز شنبه از زندان اوین آزاد شد. ناهید خیرابی، مادر سهیل آصفی، با اعلام این خبر به بخش فارسی بی بی سی گفت که ۱۰۰ میلیون وثیقه برای آزادی آقای آصفی به دادگاه ارائه شده است.
به گفته خانم خیرابی، وثیقه تعیین شده برای آزادی سهیل آصفی ابتدا ۳۰۰ میلیون تومان بوده که با “تلاشهای زیاد” به ۱۰۰ میلیون تومان کاهش پیدا کرده است. سهیل آصفی روز چهارم اوت، ۱۳ مرداد، پس از دریافت احضاریه ای در دادگاهی در تهران حاضر شد و همان جا دستگیر شد.
چند روز پیش از دستگیری سهیل آصفی، فرشاد قربانپور، یکی دیگر از روزنامه نگاران ایرانی نیز بازداشت شده بود. قربانپور حدود یک ماه پیش با سپردن وثیقه از زندان آزاد شد. علیرضا جمشیدی، سخنگوی قوه قضائیه ایران، بعد از دستگیری این دو روزنامه نگار گفته بود این دو به “نشر اکاذیب و مطالبی علیه نظام و دادن اخبار به وب سایت های خارجی” متهم هستند.
سهیل آصفی و فرشاد قربانپور با وب سایت روز آنلاین همکاری داشتند و گزارشهای آنها مرتبا در این وب سایت منتشر میشد. وب سایت روزآنلاین را عده ای از روزنامه نگاران ایرانی مقیم خارج از ایران اداره می کنند.



این مشکل بیش از هر جا در جوامع غیر معتقد به هرمنوتیک ایجاد می شد. در این جوامع قرائت حاکم، سایر قرائت ها و فهم پذیری ها را باطل و محکوم به نابودی می دانست و مجال طرح و بحث عقلانی این مباحث را نمی داد. پس این نظرات قلیل نیز در لعاب های دیگر و در قالب های غیر از خود رشد کردند و به زایش فهمی چند پاره منجر می شد.
دادگاههای ما استقلال لازم را ندارند، عدم حضور وکیل در مراحل دادرسی در پروندههای مختلف مشاهده میشود، حکم موکلان به وکلا ابلاغ نمیشود. از آنجایی که وکیل میباید از شأن قاضی برخوردار شود و عملا چنین نگاهی در محاکم وجود ندارد. همه این موارد با قوانین مدنی کشور خود ما سنخیت ندارد، چه برسد با استانداردها و میثاقهای حقوق بشری.
برخورد با چنین جنبشی دشوار است. برای حمله به آن باید آن را از تداوم انداخت اما چگونه؟ ایجاد وحشت و ارعاب، اتهام براندازی نرم و سخت،وابستگی به بیگانه، دریافت کمک مالی و... به فعالان آن می تواند ریزش های کوتاه مدتی را سبب شود اما آن را از تداوم نمی اندازد.
گویا هنوز پس از سی سال این مشکل حل نشده و هنوز مدیران دانشگاه تهران به دنبال یونیفورم هستند. ای کاش آقای احمدینژاد این مشکل را هم مانند دیگر مشکلات مملکت با تشکیل یک معاونت جدید و صدور فرمانی قاطع برای همیشه حل کنند. نگران آن روزهایی هم نباشند که در پاسخ به منتقدان خود با تمسخر میگفتند «مگر مشکل مملکت، مو و لباس جوانان است؟»
