دکتر «سید هاشم آقاجری»، چهارشنبهشب طی سخنانی در حسینیه ارشاد با حکامان، احزاب و مردم را به نقد اخلاقی وضعیت کنونی جامعه ایران دعوت کرد.
وی گفت: امروز جامعه ما به صورت غالب با بحران اخلاقی روبرو است و به نظر میرسد صدمهای که جامعه از بحران اخلاقی خورده، باید بازسازی شود و ما امروز نیازمند بازسازی اخلاق در جامعه خودمان هستیم.
آقاجری در سخنان خود با بیان اینکه ماه رمضان ماه پارسایی در تمام ابعاد ذهن، جسم و نفس و روح است، گفت: این ماه ، ماه اخلاق که هدف غایی بعثت پیامبران از جمله پیامبر بزرگ اسلام بوده، است. پیامبران مبعوث شدند تا کرامتهای اخلاقی را به اتمام برسانند و علی(ع) نمونه عالی و الگوی مثالی اخلاق در میان تربیتشدگان مکتب اسلام در پیامبر بزرگ اسلام است.
آقاجری با تاکید بر اینکه «پیامبران به دنبال برپایی قسط و عدالت در عرصه اجتماع بودند»، گفت: آنها نه به صورت سلطهای، قدرت سیاسی، دولتی و با زور و از بالا به دنبال برپایی قسط و عدالت بودند بلکه مکتب پیامبران معتقد است انسان ها باید با اختیار و آگاهی خود عدالت را برپا کنند. تفاوت عدالت پیامبرانه با عدالت جبارانه در این است که عدالت جبارانه هیچ مشارکت و تاثیری در تکامل روحی و معنوی آدمی ایفا نمیکند.
این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه «قرآن موضوع عدالت را که ماهیت اخلاقی دارد به کنش مردم مربوط میداند»، تصریح کرد: قرآن نگفته پیامبران همچون جباران عدالت را از بالا گسترش می دهند بلکه مردم خودشان قسط و عدل را در روابط جامعه حاکم می کنند. در اینجاست که نهایتا جامعه به اعتلای وجودی انسان کمک میکند که همین مساله تفاوت مکتب های الهی و غیرالهی را نشان میدهد.
آقاجری ادامه داد: مهمترین آسیبی که امروز به جامعه ما وارد شده که جبران آن از آسیب ها و عقب ماندگیهای اقتصادی و سیاسی سختتر است، آسیبهای اخلاقی است در حالی که جامعهای که ادعای دین دارد اگر نان ندهد باید نتیجه آن حداقل یک جامعه اخلاقی باشد. یکی از ادعاهایی که در طول سالهای پس از انقلاب وجود داشته آن بوده که در غرب خلا اخلاقی است و ما وعده جامعه اخلاقی می دهیم. سوال اینجاست آیا اکنون جامعه ما به صورت غالب با بحران اخلاقی روبرو نیست؟
وی با تاکید بر این که تفاوت اساسی انسان با سایرموجودات در اخلاق است، اظهار کرد: انسان به لحاظ وجودی در ادیان و مکاتب انبیا به عنوان موجودی صاحب اراده و عقل و قوه تشخیص معرفی شده است. خرد، اختیار، عقل و آزادی از ویژگی های آدمی است. پس انسان نسبت به غیرانسان موجودی اخلاقی است. زیرا سایر موجودات فاقد آزادی، اختیار و عقل هستند.
وی با بیان اینکه اساس و پایه اخلاق نفس آدمی است، ادامه داد: پایین مرحله خود نفس اماره است زمانی که آن ارتقا پیدا می کند به سمتی می رود تا عقل بر غریزه و حتی فراتر از آن عشق برخرد حاکم شود این مساله به معنای فاصله گرفتن خود از نفع شخصی و حرکت به سمت دیدن دیگری است چون عشق موجب می شود تا فرد به جایی برسد که جز دیگری چیزی را نبیند.
وی با تاکید بر این که منطق سرمایه داری و بازار مبتنی بر خودپرستی است خاطرنشان کرد: فلسفههای سرمایهداری این خودپرستی را تئوریزه میکند البته سرمایه اری امروز به دلایل مختلف از این منطق فاصله گرفته است. غرب کوشش می کند تا سرمایهداری را بر سر عقل بیاورد. تا بر منافع خود عقلانی برخورد کنند و سرمایه داران به منافع بلند مدت بیاندیشند.آنها به دنبال سازش میان سرمایه داران و طبقه کارگر هستند مشارکت دادن کارگران در اندک سود سرمایه داران آنها را از جنبش های کارگری نجات می دهد و امروز دیگر کمتر شاهد مبارزات کارگری هستیم. چون این مبارزات با مذاکره و سازش حل میشود.
این فعال سیاسی با تاکید بر اینکه «منطق بازار سود است و نمیتوان انتظار داشت در بازار فضیلت و ارزش حاکم شود»، تصریح کرد: ارزش به معنای فداکردن نفع شخص به خاطر چیزهای برتر است. اخلاق با فضیلت و فضیلت با ارزش تعریف میشود. البته اخلاق و رذایل گاهی عام و همه گیر هستند و گاهی هم نسبت خاصتری پیدا میکنند.
آقاجری با بیان اینکه «امروز می توان بحران اخلاقی را در صفحات حوادث روزنامهها دید»، اظهار داشت: گفتمان رسمی و دستگاههای تبلیغاتی حکومتی اخلاق را به سکس تقلیل داده و تنها یک فعل غیراخلاقی میشناسند و آن هم با مسایل جنسی ارتباط پیدا میکند، گویی اینکه اخلاقی کردن جامعه یعنی جداکردن دختران از پسرها و زنان از مردان است. آیا ترویج خشونت فعل غیراخلاقی نیست؟
وی با تاکید بر اینکه «متاسفانه حاکمان برای مقابله با فعل غیراخلاقی از یک فعل غیراخلاقی دیگر استفاده میکنند»، ادامه داد: آنها برای جلوگیری از فعل غیراخلاقی شهوت از فعل غیراخلاقی دیگری یعنی غضب و خشونت استفاده می کنند که متاسفانه اخیرا نیز این خشونت در صفحه تلویزیون به نمایش در میآید.ترویج خشونت و غضب ضد اخلاق است. چون همانطور که شهوت برخواسته از خودپرستی است غضب هم برخواسته از خودپرستی است.
عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با اشاره به اینکه «شجاعت یکی از مهمترین موضوعات اخلاق است»، تصریح کرد: شجاعت استقبال آگاهانه، عاقلانه و حکیمانه از خطر است، شجاعت از گذشته همواره با نوعی نظامی گری و جنگیدن ارتباط داشته به ویژه در جامعهای که سنتهای اشرافی و نظامیگری وجود داشته شجاعت با مردانگی و سپاهی گری تعریف می شده است. اما شجاعتی که سقراط از خود نشان داد تحولی در مفهوم شجاعت یونان به وجود آورد و ماهیت عقلانی و مردمی پیدا کرد. دیگر شجاعت در یک سرباز خلاصه نمیشد بلکه این نوع شجاعت، شجاعت یک فرزانه بود. چون شجاعانه حقیقت را بیان کرد و برآن پایبند بود.
آقاجری ادامه داد: شجاعت سقراطی، شجاعت پاسداران دولتمردان آتن نبود بلکه شجاعت شهروندان بود. در قرون وسطی هم که اشرافیت با مسیحیت پیوند خورد و مفهوم دوباره اشراف زنده شد و فضیلت های مسیحی با اخلاق اشرافی و نظامی آمیخته شد دوباره ما شاهد شجاعت نظامی گری و شوالیهای بودیم.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: امروز در جوامع مدنی و با سپری کردن قرون وسطی مفهوم شهروندی و دموکراسی و بحث اخلاق در دموکراسی و جامعه مدنی جدی شده و همین مساله موجب گشته تا مفهوم شجاعت به دو مفهوم فرعی یعنی شجاعت فیزیکی و جسمی و شجاعت اخلاقی تقسیم شود. شجاعت با این مفهوم استقبال از خطر برای ایستادگی و دفاع از فضیلت ها و ارزشهاست.
وی با بیان اینکه «برشجاعت اخلاقی ممکن است فرد، شغل و آبروی خود را از دست بدهد ولی حرف خود را میزند»، خاطرنشان کرد: رهبری که شجاعت اخلاقی دارد، وقتی مصالح خلق را یافت آن را بیان میکند.
آقاجری باتاکید بر اینکه «شجاعت ابراهیمی بالاتر از شجاعت سقراطی بود»، خاطرنشان کرد: پیامبران همه دارای این صفت بودند آنها در مواجهه با دو جبهه سلطه و قدرت و جبهه عوام حقیقت را شجاعانه بیان میکردند. چون کسی که از ترس آنکه تکذیب نشود حقیقت را نگوید شجاع نیست.
وی ارزیابی موقعیت، توجه دقیق به ارزش ها، فضیلت ها و شناخت آنها، پایبندی به وجدان، تعمق و تفکر در خصوص مخاطرات، تحمل سختی هاو اجتناب از دام هایی که انسان را به سوی ترس و بی باکی بی منطق میکشاند را از اصول شجاعت اخلاقی دانست و اظهار داشت: حوزه اخلاق حوزهای نیست که با قانون حقوق و فقه حل شود. البته فقه قانون و حقوق میتواند زمینهساز و یا محدودکننده اخلاق باشد ولی قانون نباید فضا را تنگ کند.
آقاجری در پایان گفت: امروز حاکمان، مردم و احزاب نیازمند به انتقاد از خودهستند و همه ما باید تجدید میثاق دوبارهای با اخلاق و شجاعت اخلاقی کنیم.
منبع: نوروز



اسمال تیغ زن، قبل از انقلاب، از جمله اوباش معروف "محله جمشید" تهران بود و از باج گیری از فواحش امرار معاش می کرد. وی پس از انقلاب، به ناگهان در کمیته انقلاب اسلامی جای پای خود را محکم کرد و به نمونه ای "کلاسیک" از افرادی تبدیل شد که به ناگهان، از اسفل طبقات جامعه به ارگان هایی چون کمیته و دادستانی راه یافتند.
نظم و انسجام تشکیلاتی برای انجمن های اسلامی و دفتر تحکیم نقشی حیاتی دارد. در سایه برخوردهای گسترده ای که با تشکل های مختلف دانشجویی در سال های اخیر شده است، توان تشکیلاتی مجموعه، تا حدی، تضعیف شده است. دانشجویان به اندازه کافی راه های نوین فعالیت در شرایط فشار را فرا گرفته اند.
