نسبت عدل و آزادی
به نام خدای رحمان و رحیم
امشب، یادآور شبی است که به باور برخی از اندیشمندان دین باور، از مسیحی تا مسلمان، نام آوری از معتقدان به «عدالت اجتماعی مبتنی بر اندیشه های الهی» شهید عدالت خواهی و دادگستری خویش شد. عدالتی که به گمان اکثر دین باوران الهی ، موعود منتظری است که آدمیان آن را در آینده ی زندگی خود تجربه خواهند کرد.
عدالتی که آزادی ها را لگد مال نکند و با تأمین و تضمین حداکثر آزادی ها، فرصت های برابری برای همه ی انسان ها فراهم کند تا آزادانه آن را طلب کنند و در پی حقوق خویش روان شوند و آن را آزادانه اعمال کنند و یا با اختیار خود از برخی حقوق خویش چشم پوشی کنند و یا از سر تن آسایی ، از مواهب حقوق پی جویی نشده خود، بی بهره مانند.
در چنین شب و چنین فضایی ، مناسب است که از جنبه ی نظری ، به نسبت «عدل و آزادی» بنگریم و سپس به راهکارهای عملی بپردازیم. این مطلوب را در چند نکته خلاصه کرده ام که با مخاطبان گرامی، در میان می گذارم . باشد که در این ماه عبادت ( رمضان ) ما را وادار کند که ساعات یا دقایقی را در این باره فکر کنیم. چرا که در شریعت محمدی (ص) «یک ساعت تفکر، از یک عمر عبادات دیگر برتر است»
۱- «عدل » در لغت به معنی «همانند،مثل و نظیر» است و تمامی استعمالات آن در زبان عرب، به گونه ای «حقیقی و یا مجازی» همین مفهوم را در خود جای داده است. «عَدل، عِدل، عُدول، عَدیل و …» همه در مفهوم خود با «تصور یا وجود همانند» آمیخته اند.
این معنی و مفهوم کلی را در گزارشهای مختصر یا مشروح کتاب های لغت و به نقل از بزرگان ادبیات عرب، همچون؛ فرّاء، زجاج، اخفش، ابن الأعرابی، ازهری، راغب، کسائی، سیبویه، اصمعی، ابن بری، ابی علی الفارسی، خلیل بن احمد، جوهری، ابن منظور، احمد بن فارس و … می توان مشاهده کرد (کتاب العین - الخلیل الفراهیدی - ج ۲ - ص ۳۸ و ۳۹ # معجم مقاییس اللغة - أبو الحسین أحمد بن فارس زکریا - ج ۴ - ص ۲۴۶ و ۲۴۷ # لسان العرب - ابن منظور - ج ۱۱ - ص ۴۳۲ تا ۴۳۵ # الصحاح - الجوهری – ج ۵ – ص ۱۷۶ # تاج العروس - الزبیدی – ج ۱۵ – ص ۱۵ ).
۲- تردیدی نیست که عنوان همانندی و «برابری» در مواردی که نسبت های ریاضی را اقتضاء کند، عقلا هیچ نسبتی جز «تساوی» را پیش پای آدمی نمی گذارد. به همین جهت است که «خواجه نصیر الدین طوسی» در کتاب «اخلاق ناصری» آورده است؛ لفظ “عدالت” از روی دلالت، مبنی است از معنای “مساوات” … بدین سبب، در نسبت، هیچ نسبتی شریف تر از “نسبت مساوات” نیست … عادل کسی بوَد که مناسبات و مساوات می دهد چیزهای نامتناسب و نامتساوی را، به حقیقت، واضع تساوی و عدالت، ناموس الهی است… » (۱۰۰ تا ۱۰۳). مرحوم محمد مهدی نراقی نیز در کتاب «جامع السعادات ۱/۹۱ تا ۹۷» حقیقت عدالت را به مفهوم «مساوات» گرفته است.
۳- در متن شریعت محمدی (ص) و شرایع و کتب آسمانی پیشین ، عدالت را با مفهوم « انصاف » تعریف کرده اند. در بیانات پیامبر خدا (ص) و ائمه ی هدی (ع) به تواتر نقل شده است که ؛ «عدل به منزله انصاف است. هر چیزی که برای خود می پسندی را برای دیگری بپسند و هرچه برای خود نمی پسندی برای دیگری مپسند» (روضة الواعظین - الفتال النیسابوری - ص ۳۹۰ # الدعوات - قطب الدین الراوندی - ص ۲۲۵ – ۲۲۶ # نهج البلاغة - خطب الإمام علی (ع) - ج ۳ - ص ۴۵ – ۴۶ # الکافی - الشیخ الکلینی - ج ۲ - ص ۱۶۹ و ۱۷۱ و ۱۷۲ و ۱۷۴ # الأمالی - الشیخ الصدوق - ص ۴۰۱ – ۴۰۲ # تحف العقول - ابن شعبة الحرانی - ص ۷۴ و ۸۱ و ۱۸۱ # جامع أحادیث الشیعة - السید البروجردی - ج ۱۴ - ص ۲۰۰ و ۲۱۴ و ۲۱۵ و ۲۲۶ # مسند احمد - الإمام احمد بن حنبل - ج ۲ - ص ۳۱۰ / ج ۴ ص ۷۰ و ۷۱ / ج ۵ ص ۲۴۷ # سنن ابن ماجة - محمد بن یزید القزوینی - ج ۲ - ص ۱۴۱۰ # سنن الترمذی - الترمذی - ج ۳ - ص ۳۷۷ – ۳۷۸ # المستدرک - الحاکم النیسابوری - ج ۴ - ص ۱۶۸ # السنن الکبرى - البیهقی - ج ۹ - ص ۱۶۱ # المعجم الکبیر - الطبرانی - ج ۲ - ص ۱۵۷ – ۱۵۸ # کنز العمال - المتقی الهندی - ج ۱ - ص ۳۷ / ج ۱۲ ص ۵۸۰ و ۵۸۱ / ج ۱۵ ص ۷۹۳ و ۸۵۱ و ۸۸۱ و ۸۸۲ و ۸۸۳ / ج ۱۶ - ص ۱۲۸ و ۱۶۷ و ۱۷۲ و ۲۲۵ و ۲۴۲ تا ۲۴۴ # و …).
«انصاف» از ریشه « ن ص ف » است (که عنوان “نصف=نیم” نیز از همین ریشه است) و باتوجه به مفهوم «نُصف= رفتاری میانه و در حد وسط» و اینکه باب «افعال» به معنی « ایجاد و احداث است » است، مفهوم حقیقی عدالت چیزی جز « ایجاد و احداث رفتاری میانه و در حد وسط » نیست. اگر « حد کامل » هرچیزی را « صد » فرض کنیم ، حد وسط آن چیزی جز « نصف یا نیم = ۵۰ در صد » نیست، که درنسبت ریاضی از آن با عنوان تقسیم به دو قسم «مساوی و برابر» یاد می کنند.
حال اگر بیان امیر مؤمنان علی (ع) که « العدل الإنصاف = عدل همان انصاف است » را درست معنا کنیم ، عدالت در جاهایی که نسبت ریاضی را بکار می گیرد، همان «نصف و نیم کردن» یا «مساوات» است. همه نسبت های دیگر کسری، مبتنی بر همین اصل است. یک سوم و یک چهارم و … در جایی که سهم مساوی به افراد داده شود، عنوان «انصاف» را با خود دارد.
۴- «عدالت» در نسخه اجتماعی آن ، مبتنی بر پیشفرضی به نام «حقوق طبیعی» است. در جایی که حقوقی وجود نداشته باشد ، سخن از عدالت، بی معنی خواهد بود. بنابراین، تصور مفهوم عدالت با تصور مفهوم «حق طبیعی» همزاد است. از طرفی، جامع ترین عنوان برای کلیه حقوق طبیعی (که در تمامی آن ها حضور جدی و مؤثر دارد) عنوان «حق آزادی» است. حق فطری و تکوینی «آزادی» که با تکوین «انسان دارای اراده و اختیار» و با تأیید عقلانی «اصالة الإباحه ی عقلیه» در مقام نظر و عمل، همراه است و متون معتبره و فراوان شریعت محمدی (ص) آن را تأیید و تأکید کرده و می کند.
منبع: ادوار



فردی که تصمیم به چنین اقدام شومی داشته، خود، ریاست کمیته انضباطی دانشجویان را نیز عهده دار می باشد و لذا با «سوء استفاده» از موقعیت خود دانشجوی احضار شده را برای پذیرفتن خواسته ی پلید خود تحت فشار قرار داده است. پر واضح است که قرار گرفتن قدرت بی حد و حصر و غیرقابل نظارت در دستان نهادهایی همچون کمیته ی انضباطی و حراست، اقدامی اشتباه است و می تواند به چنین فجایعی منجر شود، همانگونه که پیشتر نیز در دانشگاه های دیگر همچون رازی کرمانشاه، سهند تبریز و ... شاهد چنین اتفاقات تأسف برانگیزی بوده ایم.
