سخنرانی احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا، برخلاف آنچه که در ابتدا به نظر می رسد، نه از موضع قوت بلکه از جایگاهی بسیار ضعیف ایراد شده است. مهمترین ویژگی این سخنرانی را باید جنجالی بودن آن دانست که صرف نظر از هر محتوایی، خودنمایی می کند. (این سخنرانی شاید یکی از جنجالی ترین - و در عین حال بی محتواترین - سخنرانی ها در سال های اخیر باشد).

از منظر نشانه شناسی، نوع واژگان، رفتار و حرکات واقعه دانشگاه کلمبیا شباهتی زیاد به رویدادی دارد که در آستانه انتخابات شوراها و در سال گذشته در دانشگاه امیرکبیر تهران روی داد، به گونه ای که می توان گفت احمدی نژاد با همان ذهنیت و آرزوهایی به سخنرانی در دانشگاه کلمبیا پرداخت که سال گذشته در دانشگاه امیرکبیر شاهد بودیم. کلمبیا، صرفا نسخه فرامرزی و بین المللی امیرکبیر بود!

واقعیت این است که بنیادگرایان حاکم بر قوه مجریه (به ویژه نهاد فرسوده وزارت اطلاعات) و همچنین قوای نظامی که در دوران دوم خرداد متحمل ضربات جبران ناپذیر شدند (به عنوان نمونه وزارت اطلاعات را باید نام برد که علیرغم ظاهر مقتدر خود دوران افول و نزول خود - سقوط آزاد- را طی می کند، به نحوی که ایران به عنوان بهشت جاسوسان دنیا معروف شده و مورد مضحکه تمام سازمان های امنیتی دنیاست!) طی دو سال اخیر تنوانستند به اهداف خود دست یابند. کارنامه احمدی نژاد در دو سال اخیر، برای بنیادگرایان شکست را به ارمغان آورده است. این شکست پیامدها و بازتاب های خود را نشان داده و خواهد داد، همان گونه که احساس شکست قریب الوقوع در شوراها ماجرای امیرکبیر را رقم زد. با این تفاوت که اگر در واقعه امیرکبیر صرفا احمدی نژاد و طیف وی متحمل شکست شدند، در کلمبیا این کل بنیادگرایان حاکم بودند که در مضحکه شکست گرفتار آمدند! کلمبیا، بیان علنی و آشکار شکست بنیادگرایان حاکم بود که احمدی نژاد صرفا مهره پیش تاخته آنان است.

سخنرانی در کلمبیا اساسا به هدف جنجال آفرینی ایراد شد و نه ایراد مجموعه ای از نقطه نظرات. هدف ایجاد درگیری و تنش آفرینی در سطح بین المللی بود، و نه چیز دیگر (همان گونه که در دانشگاه امیرکبیر شاهد بودیم!). در این سخنرانی محتوا چندان اهمیتی نداشت، مهم این بود که احمدی نژاد به دیگران (و بیش از همه!) به خود بقبولاند که بنیادگرایی در ایران زنده است، و این کار تنها با جنجال آفرینی ممکن می شد! دقیقا به این دلیل بود که برخلاف امیرکبیر، این بار همه بنیادگرایان حاکم یک صدا به دفاع از وی پرداختند. دیگر کل موجودیت بنیادگرایان در معرض خطر قرار گرفته است!

این سخنرانی به هیچ وجه از نظر محتوای سیاسی قابل بررسی نیست. نه هیچ نکته جدیدی در آن به چشم می خورد و نه حرف تازه ای زده شده است. این سخنرانی را می توان یک نوع خودزنی بین المللی دانست که ریشه های شدیدا مازوخیستی دارد. یعنی فرد ناامید از همه جا، به قیمت آزار دادن خود سعی می کند فاصله رو به تزاید بین آرزوها و واقعیات موجود را پر کند!

واقعیت این است که بنیادگرایی در ایران (که با ظهور احمدی نژاد سعی داشت خود را زنده کند) بسیار زود شکست خورد.اما این شکست نیاز داشت که به هر قیمتی جلوی بازتاب بین المللی خود را بگیرد و در ابعاد داخلی پنهان بماند. حقیقتی که مردم ایران مدت هاست به آن رسیده اند، باید از دید افکار عمومی بین الملل دور نگاه داشته می شد و بدین خاطر واقعه دانشگاه کلمبیا روی داد.

 

بدون دیدگاه » بیان دیدگاه

 

دیدگاه خود را بیان کنید

  • نظر شما پس از بازبینی توسط مدیر خبرنامه منتشر خواهد شد.
  • لطفا از کلمات نامناسب استفاده نکنید.
  • برای بیان دیدگاه خود نیازی به کیبرد فارسی ندارید.





مقاله خروجی RSS
ویژه خروجی RSS
پلی تکنیک خروجی RSS
اجتماعی خروجی RSS
حقوق بشر خروجی RSS
خبر خروجی RSS
دانشگاه خروجی RSS
زنان خروجی RSS
سیاسی خروجی RSS
بستن
به E-mail بفرست