جلسه رسیدگی به اتهامات احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان سه دانشجوی بازداشت شده دانشگاه امیرکبیر، صبح روز شنبه -۳۱ شهریور ۸۶- در شعبه ۶ دادگاه انقلاب به صورت غیرعلنی و بدون حضور وکیل برگزار شد.
محمدعلی دادخواه، وکیل مدافع این سه دانشجو، پس از پایان این جلسه دادگاه به گفت: این جلسه صبح امروز با حضور متهمان و وکیل مدافع آنان آغاز شد و تا ساعت ۱۳ ادامه یافت. در ابتدای جلسه، کیفرخواست صادره توسط نماینده مدعیالعموم قرائت شد.
وی با اعلام این خبر گفت: دانشجویان نسبت به مواضع خود مبنی بر عدم توهین به ائمه(ع) پابرجا بودند و اتهاماتی مبنی بر “توهین به مقدسات”، “توهین به مقامات” و “اقدام علیه امنیت ملی” را رد کرده و می گویند از لوگوی نشریات آنها سوءاستفاده شده است.
وی که نتوانسته بود حتی با موکلان خود گفت و گو کند، با بیان اینکه در این جلسه موکلانش اظهارات خود را بیان کردند، گفت: فرصت برای دفاع اینجانب ایجاد نشد و ادامه جلسه رسیدگی به ۷ مهرماه موکول شد.
محمدعلی دادخواه با بیان اینکه موکلانش در حال حاضر در بازداشت به سر می برند، ابراز امیدواری کرد که دادگاه رأی بر برائت این دانشجویان صادر کند.
بر اساس شواهد موجود آنچه قطعی به نظر می رسد این است که هیچ مدرکی مبنی بر مجرم بودن این سه دانشجو وجود ندارد و تنها اعترافات این سه دانشجو در زندان است که موید چنین اتهاماتی می باشد. اما از آنجا که این دانشجویان در گذشته با انتشار نامه ای شکنجه شدن خود را در حین بازجویی بیان کرده و همچنین در حین بازپرسی و جلسه دادگاه نیز بر اعتراف گیری تحت شکنجه اذعان داشته اند، به نظر می رسد در صورت پی گیری بی طرفانه پرونده قضایی، در نهایت حکم برائت برای این سه دانشجوی بی گناه امیرکبیری صادر شود.



این مشکل بیش از هر جا در جوامع غیر معتقد به هرمنوتیک ایجاد می شد. در این جوامع قرائت حاکم، سایر قرائت ها و فهم پذیری ها را باطل و محکوم به نابودی می دانست و مجال طرح و بحث عقلانی این مباحث را نمی داد. پس این نظرات قلیل نیز در لعاب های دیگر و در قالب های غیر از خود رشد کردند و به زایش فهمی چند پاره منجر می شد.
دادگاههای ما استقلال لازم را ندارند، عدم حضور وکیل در مراحل دادرسی در پروندههای مختلف مشاهده میشود، حکم موکلان به وکلا ابلاغ نمیشود. از آنجایی که وکیل میباید از شأن قاضی برخوردار شود و عملا چنین نگاهی در محاکم وجود ندارد. همه این موارد با قوانین مدنی کشور خود ما سنخیت ندارد، چه برسد با استانداردها و میثاقهای حقوق بشری.
برخورد با چنین جنبشی دشوار است. برای حمله به آن باید آن را از تداوم انداخت اما چگونه؟ ایجاد وحشت و ارعاب، اتهام براندازی نرم و سخت،وابستگی به بیگانه، دریافت کمک مالی و... به فعالان آن می تواند ریزش های کوتاه مدتی را سبب شود اما آن را از تداوم نمی اندازد.
گویا هنوز پس از سی سال این مشکل حل نشده و هنوز مدیران دانشگاه تهران به دنبال یونیفورم هستند. ای کاش آقای احمدینژاد این مشکل را هم مانند دیگر مشکلات مملکت با تشکیل یک معاونت جدید و صدور فرمانی قاطع برای همیشه حل کنند. نگران آن روزهایی هم نباشند که در پاسخ به منتقدان خود با تمسخر میگفتند «مگر مشکل مملکت، مو و لباس جوانان است؟»
