ماجرای دستگیری دانشجویان و انتشار خبرهایی مبنی بر شکنجه‌های جسمی و آزارهای جنسی آنان در زندان، در حال حاضر یکی از مهم ترین دغدغه‌هایی است که فعالان سیاسی و مدافعان حقوق بشر این روزها با جدیت آن را در کنار مسایل دیگری از جمله تهدید مرزهای آزادی بیان و محدودیت‌های گسترده آزادی‌های قانونی و مدنی دنبال می کنند.

شکنجه های خوف انگیز دانشجویان جوانی که برخی از آنها برای نخستین بار بازداشت و روانه زندان اوین شده بودند، یکی از جدی‌ترین نگرانی‌هایی است که حتی توجه بعضی از نمایندگان مجلس و مقام‌های ارشد دستگاه قضایی را هم جلب کرده است.

بررسی صحت و سقم شکنجه‌های اخیر و تحقیق از وزرای اطلاعات و علوم توسط اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس و دستور هاشمی شاهرودی، رییس قوه قضاییه مبنی بر ارائه گزارشی دقیق از چنین اخباری نشانگر این مساله است. از سوی دیگر گردهمایی چندین تن از حامیان حقوق بشر در ایران و فعالان سیاسی در کنار چهره‌های برجسته جنبش دانشجویی که به دعوت شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل در دفتر کانون مدافعان حقوق بشر انجام شد، گواه حساسیت بالای این موضوع و مخاطره آمیز بودن این وقایع است.

شکنجه های جسمی و روحی زندانیان بر اساس قوانین جاری در ایران کاملا ممنوع می‌باشد و لازم به ذکر است که علی‌رغم عضویت ایران در کنوانسیون بین المللی منع شکنجه؛ اعمال هرگونه محدودیت غیر قانونی و غیر عرفی نسبت به متهمانی که دوران بازجویی خود را می گذرانند منوط به دریافت اجازه کتبی از سوی قضات پرونده است. اقداماتی نظیر نگهداری متهمان در سلول انفرادی یا سوئیت یک نفره، ممنوع الملاقات کردن آنان و یا حتی تعزیر(شلاق) که گه‌گاه در مسیر بازجویی متهمان گوناگون از جمله متهمان به قتل یا سرقت انجام می شود، رفتاری است که بازجویان معمولا با کسب اجازه از قضات و یا دادستان دنبال می کنند.

اما این شرایط درباره متهمان سیاسی و معترضان و منتقدان عقیدتی کاملا متفاوت است، به ویژه آن که پس از دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی و انجام برخی اصلاحات در رفتارهای قضایی و امنیتی با متهمان شاهد بهبود آن بوده‌ایم.

نگاهی گذرا به آن چه که طی چند سال گذشته و در سال‌های نیمه دوم دهه هفتاد در برخورد با متهمان عقیدتی و معترضان سیاسی رخ داد، بیانگر تغییر رویکرد دستگاه های امنیتی و سیستم قضایی در جهت بهبود رفتار با متهمان بر اساس استانداردهای بین‌المللی و رعایت موازین حقوق بشری است، به گونه‌ای که در این دوران حتی برخی از مدافعان حقوق بشر در ایران و یا فعالان سیاسی گروه‌های اپوزیسیون داخل کشور در پی عدم اجرای هرگونه شکنجه جسمی زندانیان نسبت به منع شکنجه‌های روحی یا اعمال شکنجه سپید در بازداشتگاه‌ها اعتراض کرده و بازجویان را به استفاده از این ابزار متهم می کردند.

اعتراض به شکنجه سپید و تاکید بر بعضی از اصول قانون دادرسی مبنی بر منع هرگونه فشار روحی به متهمان در هنگام بازپرسی خود دلیل روشنی بر پایان عصر شکنجه‌های جسمی و عبور از این گونه رفتارهای ضد بشری بود.

نگارنده این سطور اگرچه از درستی یا نادرستی آن وقایعی که در سلول های انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین بر دانشجویان گذشته است اطلاع کافی ندارد، اما با اشاره به اظهارات این دانشجویان پس از رهایی از زندان، و اظهارات خانواده‌های آنان و سخنان موسوی خوئینی دبیر کل سازمان ادوار تحکیم وحدت، در کانون مدافعان حقوق بشر می توان نسبت به انجام این شکل از برخوردها توسط بازجویان که متهمان خویش را به اعتراف تلویزیونی و ضبط نوارهای افشاگرایانه وادار کرده‌اند، شک کرد.

هیچ یک از دانشجویان هنوز درباره شکل و شیوه شکنجه‌های اخیر و سطح آزارهای جسمی و جنسی سخنی نگفته‌اند اما جامعه ایرانی بایستی همچنان با حساسیت فوق العاده‌ای این حرکات حیرت آور در این دوران را پیگیری کرده و پس از روشن شدن صحت و سقم آن در یک فرایند مدنی و در سطح ملی به ایستادگی در برابر این اقدامات برخیزد.

بازگشت به دوران سیاه شکنجه‌های جنسی و فشارهای سنگین رفتارهای زجرآلود جسمی با کسانی که برای عدالت طلبی یا آزادی‌خواهی دست به اعتراض زده و از وضعیت موجود انتقاد کرده‌اند اتفاق ناگواری ست که علاوه بر افزایش هزینه‌های کنشگری سیاسی و عقیدتی فجایع ضد بشری در بازداشتگاه‌ها را هم معمولی و امری عادی خواهد کرد.

بر این اساس است که می توان گفت سکوت در برابر این رفتارها یقیناً منجر به آسیب دیده‌گی دستگاه‌های قضایی و امنیتی خواهد شد، آسیبی که دامن همه گروه‌های سیاسی، فعالان جامعه مدنی و حتی شهروندان عادی جامعه ایرانی را هم خواهد گرفت. عزم ملی برای منع شکنجه و اجرای دقیق قوانین دادرسی که پس از انقلاب سال ۵۷ در ایران طراحی و تدوین شده‌اند، نخستین گام برای مبارزه با این آسیب دیده‌گی ست.

همراهی مسئولان قضایی و نمایندگان مجلس با برخی از مخالفین قانونی و فعالان سیاسی در مبارزه همگانی با این گونه رفتارها پیام‌آور نوید روشن شکل گیری یک عزم ملی پوزیسیون و اپوزیسیون برای منع هرگونه شکنجه در ایران است. حرکتی که چشمان ناظر شهروندان جهانی با دقت آن را دنبال می کنند.

 

بدون دیدگاه » بیان دیدگاه

 

دیدگاه خود را بیان کنید

  • نظر شما پس از بازبینی توسط مدیر خبرنامه منتشر خواهد شد.
  • لطفا از کلمات نامناسب استفاده نکنید.
  • برای بیان دیدگاه خود نیازی به کیبرد فارسی ندارید.





مقاله خروجی RSS
ویژه خروجی RSS
پلی تکنیک خروجی RSS
اجتماعی خروجی RSS
حقوق بشر خروجی RSS
خبر خروجی RSS
دانشگاه خروجی RSS
زنان خروجی RSS
سیاسی خروجی RSS
Close
E-mail It