احمد قصابان که قرار بود طبق برنامه هر هفته روز پنج شنبه با خانواده خود تماس بگیرد، این هفته با خانواده خود تماس نگرفت.
احمد قصابان، یکی از سه دانشجویی که همچنان در بند ۲۰۹ زندان اوین تحت بازداشت است، در روز ۱۳ اردیبهشت توسط مامورین وزارت اطلاعات از مقابل دانشگاه امیرکبیر ربوده شد و از همان زمان در بند ۲۰۹ در بازداشت به سر می برد. خانواده این دانشجو به همراه خانواده احسان منصوری و مجید توکلی طی نامه ای سرگشاده ای خطاب به رئیس قوه قضاییه، گوشه ای از فشارها و اذیت و آزارهای غیرانسانی که دانشجویان در طول مدت بازداشت متحمل شده اند را شرح داده اند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر احمد قصابان به همراه دو دانشجوی دیگر هفته گذشته با ارسال نامه ای از زندان ضمن تایید شکنجه ها و فشارهای وارده بر ایشان، اعترافات خود را که تحت فشار اخذ شده بی اعتبار خواند. به نظر می رسد قطع تماس تلفنی این دانشجو در پی افشاگری وی و خانواده اش در خصوص نحوه رفتار بازجوها با دانشجویان باشد.
گفتنی است پس از آن که احمد قصابان حاضر به انجام اعترافات تلویزیونی مقابل دوربین نشده بود، از طرف تیم بازجویی تهدید شده بود که به شرایط سلول انفرادی باز خواهد گشت و بار دیگر تحت شکنجه قرار می گیرد. عدم تماس تلفنی احمد قصابان در هفته جاری بر نگرانی ها نسبت به وضعیت دانشجویان بازداشت شده به شدت افزوده است.
پس از انتشار نامه خانواده ها، تیم بازجویی با احضار این سه خانواده به دفتر پیگیری های وزارت اطلاعات از ایشان خواستند لحن خود را در نامه ها و مصاحبه هایشان تغییر دهند و با انتشار نامه های خود در رسانه ها قاضی پرونده را عصبانی نکنند. تیم بازجویی همچنین از خانواده سه دانشجویی که همچنان در بند به سر می برند خواسته بودند، از این پس چنانچه خواستند نامه ای را خطاب به مقامات بنویسند به این تیم تحویل دهند تا آن ها به دست مقامات برسانند.
تیم شکنجه گر دانشجویان خانواده منصوری، قصابان و توکلی را تهدید کرده بودند اگر دست از افشاگری برندارند، قاضی پرونده عصبانی شده و قرار بازداشت فرزندانشان را تمدید کرده و تماس های ایشان را قطع می کند.



این مشکل بیش از هر جا در جوامع غیر معتقد به هرمنوتیک ایجاد می شد. در این جوامع قرائت حاکم، سایر قرائت ها و فهم پذیری ها را باطل و محکوم به نابودی می دانست و مجال طرح و بحث عقلانی این مباحث را نمی داد. پس این نظرات قلیل نیز در لعاب های دیگر و در قالب های غیر از خود رشد کردند و به زایش فهمی چند پاره منجر می شد.
دادگاههای ما استقلال لازم را ندارند، عدم حضور وکیل در مراحل دادرسی در پروندههای مختلف مشاهده میشود، حکم موکلان به وکلا ابلاغ نمیشود. از آنجایی که وکیل میباید از شأن قاضی برخوردار شود و عملا چنین نگاهی در محاکم وجود ندارد. همه این موارد با قوانین مدنی کشور خود ما سنخیت ندارد، چه برسد با استانداردها و میثاقهای حقوق بشری.
برخورد با چنین جنبشی دشوار است. برای حمله به آن باید آن را از تداوم انداخت اما چگونه؟ ایجاد وحشت و ارعاب، اتهام براندازی نرم و سخت،وابستگی به بیگانه، دریافت کمک مالی و... به فعالان آن می تواند ریزش های کوتاه مدتی را سبب شود اما آن را از تداوم نمی اندازد.
