عصر چهارشنبه، شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت با شیرین عبادی- برنده نوبل صلح- دیدار کردند. در این دیدار دانشجویان با ارائه گزارشی از وضعیت دانشجویان در بند، به بیان دغدغههای خود پرداختند. عبادی با بیان اینکه بسیاری از افراد بازداشتشده، چون بهاره هدایت موکل من هستند، گفت:” موضعگیری من در مورد دانشجویان و حقوق زنان خیلی بیشتر است و مسلماً من در این زمینه بیشتر کار میکنم.” وی در ادامه از نوشتن نامه به لوییز آلبر- مدافعان حقوق بشر سازمان ملل- خبر داد و گفت:” تا کنون هیچ کس در ایران ننشسته است و از دولت ایران شکایت نکردهاست. نامهای که به خانم لوییز آلبر نوشتم هم مربوط به شکایت از دولت ایران در مورد فعالان حقوق زنان و کمپین یک میلیون امضا است که بهاره هدایت نیز از موکلان من در آن پرونده است. اما متأسفانه این نامه مربوط به قبل از زمان بازداشت امیر یعقوبعلی است و اسم او در این نامه نیامدهاست.” وی در ادامه گفت:” این نامه را به خبرگزاریها و روزنامهها فرستادم که متأسفانه انتشار داده نشد و البته طبیعی است و مطبوعات در مورد کمپین یک میلیون امضا، معلمان و کارگران خط قرمز دارند.” وی همچنین در مورد تأثیر این نامه اظهار داشت:” آنقدر سادهاندیش نیستم که فکر کنم با این نامه وضعیت حقوق بشر در ایران بهتر میشود و یا اینکه خانم آلبر میآید و در زندانها را باز میکند. ابداً. اصلاً به او ویزا هم نمیدهند. اما این نامه تنها کار حقوقی باقیمانده است که در مورد موکلین من در مورد حقوق زنان وجود دارد.” وی در ادامه گفت:” کاش به جای جایزه نوبل صلح، کلید طلایی زندان را به من میدادند که ندادند.”
در این دیدار که در دفتر عبادی اتفاق افتاد، دانشجویان آزاد شده پلی تکنیکی نیز حضور داشتند و به بیان شکنجههایی که در زندان متحمل شدهاند، پرداختند. که عبادی با خواندن موارد شکنجه، متعجب و بهتزده شد. وی به دانشجویان پلیتکنیک گفت:” تمام مواردی را که از ابتدای بازداشتتان اتفاق افتادهاست، مکتوب کنید. نه اغراق کنید و نه بترسید. همه موارد، از شکنجهها، کتکهاو… را بنویسید و منعکس کنید و در این مورد مصاحبه کنید. هم به خاطر خودتان و هم آنهایی که در زندان هستند که البته تجربه موفق آن هم در مورد پرونده وبلاگنویسان اتفاق افتاد. به نظر من هر چه قدر این موارد گفته نشود، بدتر است. مصاحبه کنید و مکتوب بنویسید.” وی در ادامه گفت:” همیشه در نظر داشتهباشید که روسیاهی به ظالم میماند.”
عبادی در مورد سناریو انقلاب مخملی نیز گفت:” این سناریو دیگر نخنما شدهاست. این سناریو مربوط به زمان استالین است که تمام سران شوروی سابق را گرفتند و اعتراف کردند که کسی هم باور نکرد. و میبینیم که در مورد هاله اسفندیاری، حتی قوه قضاییه هم این اعترافها را قبول نکرد و آن را قابل استناد ندانست. و مسلماً افکار عمومی هم قبول نمیکند.” وی در ادامه با بیان این که انقلاب مخملی جرم نیست و در هیچ جای قانون جزای ایران چنین جرمی عنوان نشدهاست، گفت:” مبنای دموکراسی یعنی اینکه حزب سیاسی بیاید و قدرت را در دست بگیرد و هدف حزب سیاسی هم اتفاقاً همین است. یکی از راهها انقلاب مخملی است و اتفاقاً هدف انقلاب فرهنگی هم همین است. اتفاقی که در اوکراین هم افتاد، همین بود که یک حزب مخالف حاکمیت به قدرت رسید و انقلاب نارنجی نام گرفت و این فلسفه وجودی حزب سیاسی است. هدف فعالیت سیاسی اساساً به قدرت رسیدن است و فلسفه انقلاب مخملی هم همین است. انقلاب مخملی جرم نیست و در قانون جزایی ایران هم این عنوان برای جرمی به کار نرفتهاست.”
وی با انتقاد از سیاستهای دولت، گفت:” در شرایط امروز ایران که، حاکمیت ایران زیر فشار جهانی قرار دارد. بهترین کار وفاق ملی است و کارهای دولت مانند بازداشت یعقوبعلی فقط به خاطر جمعآوری امضا در پارک یا بازداشت دانشجویان به خاطر برگزاری تحصنی آرام در مقابل دانشگاه امیرکبیر ناقض حقوق بشر و حقوق شهروندی است و وسیلهای است برای مشروعیت بخشیدن به حمله نظامی به ایران.”



فردی که تصمیم به چنین اقدام شومی داشته، خود، ریاست کمیته انضباطی دانشجویان را نیز عهده دار می باشد و لذا با «سوء استفاده» از موقعیت خود دانشجوی احضار شده را برای پذیرفتن خواسته ی پلید خود تحت فشار قرار داده است. پر واضح است که قرار گرفتن قدرت بی حد و حصر و غیرقابل نظارت در دستان نهادهایی همچون کمیته ی انضباطی و حراست، اقدامی اشتباه است و می تواند به چنین فجایعی منجر شود، همانگونه که پیشتر نیز در دانشگاه های دیگر همچون رازی کرمانشاه، سهند تبریز و ... شاهد چنین اتفاقات تأسف برانگیزی بوده ایم.