صبح امروز اعضای شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت با دکتر بابک احمدی دیدار کردند. در این دیدار دانشجویان در ابتدا به بیان دغدغهها و اخبار نگرانکننده این روزها در مورد وضعیت دانشجویان بازداشتشده پرداختند.
بابک احمدی ضمن تأکید بر مقاومت دانشجویان به بیان دیدگاهها و پیشنهادات خود در مورد نحوه عملکرد دانشجویان پرداخت. احمدی با بیان اینکه احزاب داخلی مانند مشارکت، مجاهدین انقلاب و اعتماد ملی میتوانند با مقاومت خود تأثیرگذار باشند، گفت:” در هر صورت به نظر من فشارها ادامه خواهد یافت و این بستگی به مذاکرات با غرب دارد. ولی در هر صورت اگر نتیجه پیروزی غرب و غیر آن باشد، باز هم فشار را ادامه خواهند داد و باید در نظر داشت که غرب از موضع حقوق بشری خود در مقابل ایران عقب نشستهاست. و فشارها ادامه خواهد یافت مگر این که مقاومت داخلی وجود داشتهباشد و احزاب و افراد در داخل مقاومت کنند.” و در مورد اینکه آیا اصلاحطلبان میتوانند کاری برای آزادی دانشجویان صورت دهند یا نه، این امر را بسته به اهداف اصلاحطلبان دانست ولی حضور اصلاحطلبان را مطلوب ارزیابی کرد. وی با بیان اینکه وحدت در عمل به معنی کنار گذاشتن اختلافات نیست، این وحدت را ضروری دانست و گفت:” الآن یک مسئله اخلاقی مطرح است و نیروهای لیبرالتر و رادیکالتر اصلاحطلبان میتوانند با دانشجویان هماهنگتر شوند. آنچه مهم است شما مواضعتان را آزادانه اعلام کنید و عقلاً شما باید وارد جریانی شوید که آزادی بیانتان را حفظ کنید.”
وی در ادامه در مورد مذاکره با مسئولان نظام، مذاکره با مسئولان معتدلتر قوه قضاییه را مطلوب دانست. و گفت:” میتوان با بزرگانی چون آقای منتظری هم دیدار کرد و آنها را در این جریان فعال کرد. ضمن اینکه آقای منتظری عبدالله[ مؤمنی] را چون پسر خود دوست میدارد.”
احمدی در ادامه با اشاره به اعترافهای پخش شده اخیر، بحث انقلاب فرهنگی را زمینهای جهت اتهامسازی برای دیگران دانست و گفت:” با اینکه ارتباطی هم میان بازداشتشدگان و کسانی که اعتراف کردهاند وجود نداشته باشد احتمال نسبت دادن این اتهامات مثلاً به دانشجویان و به ویژه عبدالله مؤمنی به خاطر مواضع لیبرالی آنها وجود دارد.”
وی در ادامه در پاسخ به سؤال دانشجویان در مورد اینکه به جز برگزاری برنامهها در اعیاد مذهبی همچون سیزدهم و بیست و هفتم ماه رجب، چه راهکار عملی دیگری میتوان ارائه کرد، اظهار داشت:” هر گاه ما از این پارادایم دینی خارج میشویم، سرکوب میشویم و مهم این است که چه حرفی در این برنامهها مطرح شود. شما باید در نظر داشتهباشید که چهقدر کارتان تأثیر دارد و چگونه میتوانید مؤثرتر شوید. عنوان برنامه مهم نیست. اکنون دشمن شما خیلی قوی است و شما در موضع ضعف هستید. علت ضعف هم کوتاهی اصلاحطلبان بود که همین شعارهای ما را به کار بردند، از دموکراسی و حقوق بشر دم زدند و عملاً این شعارها را کند کردند. از این رو همواره نوعی عمل کنید که آنها یک قدم به عقب نشینند. سخنی از تروتسکی هست که میگوید در دورههای سخت باید فقط سنتها را حفظ کرد. و این سنتها برای ما همان سنتهای لیبرالی است.”
دکتر احمدی در پاسخ به نگرانی دانشجویان در مورد اعمال فشار بیشتر حاکمیت و دست زدن به اعمالی چون ترور روشنفکران و فعالان مدنی، این امر را ناممکن دانست و شرایط دهه ۶۰ را با شرایط فعلی بسیار متفاوت دانست و گفت:” امروز حاکمیت ابزار عملی برای آن کارها ندارد. شرایط هم کاملاً متفاوت است. آن زمان درگیریها در جامعه پررنگ بود و معضلی چون کردستان وجود داشت. در آن زمان اتحاد در حاکمیت وجود داشت و یک بنیادگرایی متحد در کشور حاکم بود. رهبری کاریزماتیک آیتالله خمینی را داشت و از این رو مردم نیز از آنها حمایت میکردند. اما امروز یک سری نیروهای بنیادگرا وجود دارند که به شدت متشتتاند و هر روز با هم درگیری دارند و حمایت مردم را هم در پشت سر خود ندارند که نمونهاش را در مورد موضوع بنزین دیدیم که با مخالفت مردم مواجه شدند.” وی در ادامه حرکت و ماهیت نیروهای معترض آن زمان را هم با امروز متفاوت دانست و گفت:” آن زمان نیرویی بنیادگرا مانند مجاهدین خلق با نیروی بنیادگرای دیگر در تعارض بودند و میخواستند همان برنامهها را در کشور پیاده کنند.”
احمدی در ادامه نسبت به آینده کشور اظهار امیدواری کرد و با اشاره به ضعف جامعه مدنی و مردم در ساماندهی نیروهای اعتراضی خود، اظهار داشت:” امیدواری من از خود حاکمیت است. نیروهای آنها به سمت دموکراسی و حقوق بشر میروند و برخی نیروها و احزاب بنیادگرای سابق امروز شعار دموکراسی و حقوق بشر سر میدهند. و این ریزش نیرو از حاکمیت بنیادگرا امیدوارکننده است.”



این روزها 28 مین سالروز به اصطلاح انقلاب فرهنگی، یا در اصطلاح خودم کودتای فرهنگی است. من به این مناسبت نامه را نوشتم. دلیل این است که این اواخر آقایان نوک تیز حمله را متوجه دانشجویان کرده اند. می گویند دانشجو رفیق بازی می کند، شهوترانی می کند. آنها را می گیرند و زندان می کنند و هزار جور فشار به آنها می آورند. دانشگاه و دانشجو دوباره بیش از پیش مظلوم واقع شده اند. هرکس عقده ای و یا مساله ای دارد، آن را سر دانشجویان خالی می کند. همه کاسه کوزه ها بر سر دانشگاه و دانشجویان می شکنند. من پنجاه سال است که با دانشگاهیان سروکار دارم. این ها فرزندان من هستند. در عین حال شاهد سکوتی آزاردهنده هستم. پس تصمیم به نوشتن این نامه گرفتم.
نقش رسانه ها در جوامع امروزی به گونه ای است که جمع کثیری از مدعیان پست مدرنیسم با بودریار، جامعه شناس فرانسوی، هم نوا هستند که : رسانه های همگانی، دیگر آیینه ی واقعیت نیستند بلکه خودِ واقعیت یا حتی واقعی تر از واقعیتند. نمایش های تلویزیونی مربوط به اخبار مهیج و جنجالی روز، نمونه ی خوبی از این دست می باشد زیرا دروغ بافی ها و تحریف هایی که به بینندگان منتقل می کنند فراتر از واقعیت یا همان فرا واقعیت است. اگر نه به این شدت اما به قدر واقعیت، با بودریار همدل باشیم، این چنین بی خیال و بی خبر از کنار این دنیای خوش خط و خال و قابلیت ها و توانایی های آن، آسوده راه طی نمی کنیم.
در دوران رواج بردگی در بازارهای اروپا و آمریکا، انساندوستان زیادی برای لغو آن مبارزه کردند تا سرانجام در این مبارزه موفق شدند. در طول این سالیان، اما، خشونتهای بردگی ادامه داشت و مشاهده آن دل هر انسان آزادهای را میآزرد. مخالفان بردگی در ضمن مبارزه برای لغو آن تا آنجا که در امکان داشتند برای نجات بردگان تلاش میکردند. از جمله، آنان بردگان را میخریدند و آزاد میکردند. امروز که ما شاهد خشونتهای ناشی از اعمال قانون قصاص در مورد تهیدستان هستیم نیز چارهای جز طی کردن این راه نداریم.
