محمد مهدی زاهدی کیست؟
محمد مهدی زاهدی متولد ۱۳۳۳ در شهر کرمان است. وی در سال ۱۳۵۸ از دانشگاه اصفهان در رشته ریاضی به عنوان شاگرد اول این رشته فارغ التحصیل شده است. همکلاسی های دانشگاه او گفته اند که تا پیش از انقلاب او هرگز در هیچ فعالیت سیاسی و دانشجویی شرکت نمی کرد و مثل همه جوانان عادی آن روزها لباس های مد روز را می پوشید. وی پس از گذراندن دوره کارشناسی ارشد از دانشگاه تربیت مدرس در سال ۱۳۶۵ وارد دانشگاه شهید باهنر کرمان شد و در سال ۱۳۶۹ از آنجا با درجه دکترای ریاضی فارغ التحصیل شد. محمد مهدی زاهدی در ۲۳ مرداد سال ۱۳۸۴ از سوی محمود احمدی نژاد برای تصدی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به مجلس معرفی شد. در معرفی نامه او به عنوان نابغه ریاضی قرن معرفی شده بود.
سوابق کاری و شغلی
محمد مهدی زاهدی در سال ۱۳۶۱ به مدت یک سال رئیس آموزش و پرورش شهربابک بود. وی از این سال تا سال ۱۳۷۳ سابقه شغلی دیگری نداشت، در سال ۱۳۷۳ به عنوان معاون پژوهشی دانشگاه شهید باهنر منصوب شد و تا سال ۱۳۷۶ معاون این دانشگاه بود. او از سال ۱۳۷۷ عضو شورای اسلامی شهر کرمان شد و دو دوره در شورای شهر کرمان عضو شورا بود. در سال ۱۳۸۴ وی یکی از اعضای ستاد دیه استان کرمان بود. محمد مهدی زاهدی به دلیل ارتباط با باهنر که یکی از نیروهای قدرتمند جناح اصولگرایان در مجلس هشتم بود، از سوی احمدی نژاد در مرداد ۱۳۸۴ به عنوان وزیر علوم به مجلس معرفی شد و از وزارت علوم رای اعتماد گرفت. او در هنگام دفاع از خود گفت: « بنده نگاه دین باور را در دانشگاه تقویت می کنم.»
سوابق دانشگاهی و علمی
محمد مهدی زاهدی در زندگینامه خودش در وب سایت رسمی وزارت علوم، سوابق علمی خود را چنین گفته است: عضو انجمن ریاضی ایران( از سال ۱۳۶۲)، عضو انجمن بین المللی سیستم های فازی( از سال ۱۳۷۰)، عضو انجمن ریاضی کشور ژاپن( از سال ۱۳۷۴)، عضو آکادمی علوم نیویورک( از سال ۱۳۷۶)، عضو هیات علمی دانشگاه شهید باهنر کرمان( از سال ۱۳۷۳)، عضو کمیته علمی کنفرانس های متعدد داخل و خارج کشور. وی گفته است که نظریه جدیدی داده است که در حال حاضر در کشورهای ژاپن، کره و چین روی این نظریه کار می کنند! محمد مهدی زاهدی در سالهای ۱۳۷۴ و ۱۳۷۷ به عنوان یکی از پژوهشگران نمونه دانشگاه شناخته شده و در سال ۱۳۷۵ و ۱۳۷۸ پژوهشگر نمونه استان کرمان شده است.
نابغه ای به قیمت ۱۹۵ دلار
وقتی محمد مهدی زاهدی ادعا کرد که از سوی کمبریج به عنوان « نابغه ریاضی قرن» معرفی شده است، عماد افروغ نماینده اصولگرای مجلس که در آن روزها طرفدار احمدی نژاد بود، به این سابقه علمی شک کرد. وی گفته بود که در سال های ۱۹۹۷- ۹۸ به عنوان مرد علمی سال انتخاب شده است. نشریه روزآنلاین همزمان اطلاعاتی را به چاپ رساند که برآن اساس « مرکز بین المللی کمبریج» که هیچ ربطی به دانشگاه معروف کمبریج ندارد، در قبال دریافت مبلغ ۱۹۵ دلار هرکسی را به عنوان مرد سال علم معرفی می کند و در صورتی که بخواهد نام وی روی نقره حک شود، ۳۶۰ دلار می گیرد. معلوم شد که وزیر علوم جدید آگهی چاپ نامش را به مرکز بین المللی تجاری شهر کمبریج در قبال پول آگهی داده است. ده سال قبل، وزارت علوم و آموزش عالی ایران، که اینک زاهدی وزیر آن است، در اطلاعیه ای موسسه مذکور را فاقد اعتبار اعلام کرده بود. به دنبال طرح این موضوع وزیر جدید دفاعی از خود نکرد و رئیس جمهور نیز پس از گرفتن رای اعتماد وی که با آرای کمی صورت گرفته بود، در این مورد هیچ نگفت.
صمدی در فرانسه و جایزه فیلدز
محمد مهدی زاهدی پس از اینکه وزیر علوم شد در سفری به فرانسه در جریان بازدید از انستیتو مطالعات عالی این کشور اصرار داشت که خود را به عنوان یک استاد بزرگ ریاضی معرفی کند، اما در گفتگو با مدیر انستیتو به طرز عجیبی از عالم ریاضیات و مسائل آن بی خبر بود، و وقتی از وی در مورد جایزه بین المللی « فیلدز» که در میان ریاضیدانان جایزه ای در حد نوبل است، سووال شد، وی پرسید: جایزه فیلدز چیست؟ همراهان وزیر علوم که از اساتید دانشگاه بودند، از بی اطلاعی وزیر شگفت زده و در مقابل مدیر فرانسوی سرشکسته شدند. او همچنین در هنگام بازدید از همین موسسه از حضور دانشجویی ایرانی به نام « صمدی» در آن دانشگاه ابراز خوشنودی کرده بود، در حالی که مدیر فرانسوی از وجود چنین دانشجویی بی خبر بود. بعدا وقتی وزیر علوم کابینه احمدی نژاد برای اثبات نظرش گفت که روی تابلوی اعلانات نام دانشجویی به نام صمدی را دیده است، معلوم شد که وی نام فرانسوی روز شنبه « samedi » را اشتباها به عنوان نام یک دانشجوی ایرانی فهمیده است.
برد یمانی و رکن یمانی
وزیر علوم در موارد مختلفی اشتباهات بزرگی را کرده است که بطور طبیعی از یک وزیر بعید به نظر می رسد، وی پس از بازگشت از سفر حج که همراه با احمدی نژاد بود، در یک جلسه رسمی گفت که پادشاه عربستان به احترام احمدی نژاد دست از عقایدش برداشته و برد یمانی را بوسیده است. این در حالی است که منظور زاهدی از « برد یمانی» همان رکن یمانی بود، و او تا آن زمان تفاوت برد یمانی و رکن یمانی که بوسیدنش از سوی اهل سنت حرام است، اما شیعیان آن را می بوسند و ماموران حرم از این رفتار جلوگیری می کنند، نمی دانست.
ستاره دارها و مشکلات اخلاقی آنان
با روی کار آمدن زاهدی در وزارت علوم، وی اقدام به تغییر روسای دانشگاهها کرد. مهم ترین تغییر در دانشگاه تهران اتفاق افتاد، او دکتر رضا فرجی دانا را که مورد حمایت بخش وسیعی از دانشجویان بود، در عرض یک روز برکنار کرد و برای اولین بار در تاریخ هفتاد ساله دانشگاه تهران، حجت الاسلام عمید زنجانی را به عنوان یک روحانی به ریاست دانشگاه بزرگ تهران منصوب کرد. این اقدام در همان روز با مخالفت دانشجویان دانشگاه تهران مواجه شد و این مخالفت با اقدامات وزارت علوم به سایر دانشگاهها کشیده شد. وزارت علوم پس از این مخالفت ها اقدام به برخورد امنیتی با دانشجویان کرد و تعدادی از آنان را شناسایی کرده و به عنوان « دانشجویان ستاره دار» از ادامه تحصیل و ثبت نام آنان در دانشگاه جلوگیری کرد.
زاهدی تا مدتها وجود دانشجویان ستاره دار را تکذیب می کرد، اما در یک مصاحبه مطبوعاتی با خبرگزاری فارس ضمن پذیرش وجود این دانشجویان و اقدامات وزارت علوم، به دانشجویان ستاره دار اتهام زد که آنان سابقه زندان، سوابق ضداخلاقی و ناموسی و شلاق خوردن دارند. پس از اعلام این موضوع اعتراض از سوی دانشجویان ستاره دار و برخی نمایندگان مجلس که از این دانشجویان دفاع کرده بودند، شدت گرفت. وزیر علوم اعلام کرد که چنین چیزی نگفته است و هرگونه مصاحبه ای با خبرگزاری فارس را تکذیب کرد و گفت: «تاسفانه خبرنگار کارگزاران وزارت علوم را به دروغگویی متهم کرد. ضمن اینکه من را متهم کرد که چنین حرفی زده ام. من هیچ مصاحبه ای با خبرگزاری فارس نکرده ام. در هیچ جمعی هم نگفته ام. به شدت این مسئله را تکذیب می کنم. پیگیری تخلف خبرگزاری فارس از مراجع قضایی نیز امکانپذیر است.» او در مورد دانشجویان ستاره دار گفت: « هیچگاه از زمان مطرح شدن بحث ستاره دارها آن را تکذیب نکرده ام. ستاره دار وجود دارد اما یک ستاره و دو ستاره. سه ستاره نداریم. ستاره چیز جدیدی نیست. اگر موردی از تکذیب این امر برای من بیاورید جایزه دارید. این رسانه ها هستند که تحت تاثیر جو سیاسی چیزهایی را درست می کنند که نادرست است. ستاره می توانست نقطه باشد یا کاما یا هر چیز دیگری حالا چه شده که در دولت نهم ستاره دار، ستاره دار شده است، نمی دانم.»
چندی پس از عدم ثبت نام دانشجویان ستاره دار، احمدی نژاد در یک مراسم دانشجویی در روز ۱۶ آذر ۱۳۸۵ در دانشگاه امیرکبیر شرکت کرد. در این مراسم دانشجویانی که به برخوردهای وزارت علوم اعتراض داشتند، به دلیل برخوردهای طعنه آمیز رئیس جمهور با دانشجویان ستاره دار، خشمگین شدند و عکس های او را آتش زدند و او را دیکتاتور خطاب کردند. احمدی نژاد نیز گفت که مخالفت دانشجویان با من نشانه وجود آزادی در دانشگاه است. اما این موضوع چنین نماند، با پخش یک نشریه مشکوک که با جعل لوگوی یک نشریه دانشجویی دانشگاه امیرکبیر در آن به مسائل دینی اهانت شده بود، تعدادی از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر دستگیر شدند و زمزمه پاکسازی دانشگاه آغاز شد. پس از آن دانشجویان امیرکبیر، پلی تکنیک، علم و صنعت و بسیاری دانشگاههای دیگر دستگیر شدند و وزارت اطلاعات دانشجویان را در سلول انفرادی نگه داشت و به شکنجه آنان پرداخت.
خوب و بد خبر مهم نیست
محمد مهدی زاهدی متاهل است و سه فرزند دارد. وی در هر جلسه ای دائما تاکید می کند که روزانه ۲۱ ساعت کار مفید می کند و در یک جلسه با خبرنگاران ای میل خصوصی خودش در یاهو را به عنوان یکی از راههای ارتباطی مردم با وزیر علوم معرفی کرد. زاهدی در مورد مطبوعات گفته است: «خوب و بد خبر مهم نیست. مهم این است که صحیح باشد. ما اعتقاد داریم که اطلاع رسانی ماموریتی مقدس است و باید برپایه گفتمان علمی باشد.»، «خبرنگاران از تمامی جنبه های کاری وزارت علوم اطلاع ندارند، باید در دوره ای آموزشی آنها را فراگیرند.»
منبع:روزآنلاین



این مشکل بیش از هر جا در جوامع غیر معتقد به هرمنوتیک ایجاد می شد. در این جوامع قرائت حاکم، سایر قرائت ها و فهم پذیری ها را باطل و محکوم به نابودی می دانست و مجال طرح و بحث عقلانی این مباحث را نمی داد. پس این نظرات قلیل نیز در لعاب های دیگر و در قالب های غیر از خود رشد کردند و به زایش فهمی چند پاره منجر می شد.
دادگاههای ما استقلال لازم را ندارند، عدم حضور وکیل در مراحل دادرسی در پروندههای مختلف مشاهده میشود، حکم موکلان به وکلا ابلاغ نمیشود. از آنجایی که وکیل میباید از شأن قاضی برخوردار شود و عملا چنین نگاهی در محاکم وجود ندارد. همه این موارد با قوانین مدنی کشور خود ما سنخیت ندارد، چه برسد با استانداردها و میثاقهای حقوق بشری.
برخورد با چنین جنبشی دشوار است. برای حمله به آن باید آن را از تداوم انداخت اما چگونه؟ ایجاد وحشت و ارعاب، اتهام براندازی نرم و سخت،وابستگی به بیگانه، دریافت کمک مالی و... به فعالان آن می تواند ریزش های کوتاه مدتی را سبب شود اما آن را از تداوم نمی اندازد.