بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران در رسای
خداوند حقیقت، عشق و آزادی
هر شب به آسمان ستاره ای می کشند و باز
این آسمان غم زده، غرق ستاره است
ما از خشونت متنفریم، ما چه می خواهیم مگر تکه ای آزادی، ما حاملان دردیم. یک درد تاریخی. ما زخمیان تیغ خنجریم. خنجر زهر آلوده تحجر و استبداد، و زین مهلکه رهایی مان نیست. ما همان وارثان سه آذر اهورایی، اینک میراث دار خون عزت یم، قربانی تیغ تیز نوچگان حقیر استبدادِ خانمان بر افکنی که عزمش جزم است تا از ایران عزیزمان، تنها خرابه ای بر جای گذارد. ما نسل سوخته ایم، قربانی اشتباهات کوچک و بزرگ دیگران، که در جهنمی هولناک دست و پا می زنیم. ما ساکنان جزیره ای اینک دور افتاده از جهان متمدنیم و از ساده ترین حقوق انسانیمان محروم. هیهات! که این فرهنگ استبداد زده خود را آن چنان بی مرگ پنداشته که قوانین تاریخ و سیاست را نا دیده بگیرد تا بر خویش بقبولاند که دارای عمری جاودانه است. شاید از همین روست که نگهبانان آن این گونه بی محابا با شمشیر زهر آلود به پیش می تازند و یاران ما را به خیال خویش، یک به یک درو کرده و به سیاهچالهای آزادی خواهی روانه می کنند .
مگر ما چه کرده ایم که لحظه ای آسوده نمی گذارندمان؟ مگر ما چه هستیم تعدادی بنده که هر چه بخواهند بر سرمان بیاورند؟ چرا جایی نیست که در آن آراممان بگذارند؟ چرا نباید ما آزاد باشیم تا دمی فریاد فرو خورده خود را که از درون می سوزاندمان به زبان آوریم؟ آیا انسانیت درین ملک فرو مرده؟ آیا ما باید عروسکی باشیم که سرنوشت ما را تعیین کنند؟
در هشتمین سالگرد هجمه بنیادگرایی به کوی دانشگاه، باز حاکمیت اقتدارگرا تنی چند از یاران دبستانی ما را بازداشت کرد که برای بانگ بیدار باش زدن به ملتی این چنین خفته، و برای آزادی یاران در بندشان بدور از خشونت و در کمال آرامش تحصن کرده بودند. اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، تنها قربانیان این روز تاریخی نبودند که دیگر یاران آزادی خواه ما را نیز در مکانی دیگر، در دفتر سازمان دانش آموختگان تحکیم وحدت، بی هیچ کار کرده یا ناکرده، بی هیچ جرم و گناهی، بازداشت کردند و خبرهای نحس حاکی از انتقال آنان به بند ۲۰۹ اوین است. همچنین منصور اسانلو، رییس سندیکای اتوبوسرانی شرکت واحد هم توسط بی وجدانان و بی احساسان مست قدرت ربوده شد تا این اطمینان حاصل آید که قرار است چوب بی لیاقتیها و نا کار آمدی دولت خوش خدمت نهم را آزادی خواهان و منتقدان سیاستهایش بخورند .
انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران، ضمن ابراز نگرانی نسبت به وضعیت بازداشت شدگان، بار دیگر به قدرت مستان یادآوری می کند با اتخاذ سیاست “مشت آهنین” و سرکوب مخالفان، نمی توانند نا کارآمدی و عدم مشروعیت خویش را از دیدگان پنهان سازند و بهتر آنست که اندک عقلای حاضر در ساختار قدرت، پیش از آنکه سرنوشت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور عزیزمان ایران به نقطه ای برگشت نا پذیر برسد، تدبیری اساسی اتخاذ کنند تا ایران عزیزمان از گزند این باران بلا مصون بماند.



این مشکل بیش از هر جا در جوامع غیر معتقد به هرمنوتیک ایجاد می شد. در این جوامع قرائت حاکم، سایر قرائت ها و فهم پذیری ها را باطل و محکوم به نابودی می دانست و مجال طرح و بحث عقلانی این مباحث را نمی داد. پس این نظرات قلیل نیز در لعاب های دیگر و در قالب های غیر از خود رشد کردند و به زایش فهمی چند پاره منجر می شد.
دادگاههای ما استقلال لازم را ندارند، عدم حضور وکیل در مراحل دادرسی در پروندههای مختلف مشاهده میشود، حکم موکلان به وکلا ابلاغ نمیشود. از آنجایی که وکیل میباید از شأن قاضی برخوردار شود و عملا چنین نگاهی در محاکم وجود ندارد. همه این موارد با قوانین مدنی کشور خود ما سنخیت ندارد، چه برسد با استانداردها و میثاقهای حقوق بشری.
برخورد با چنین جنبشی دشوار است. برای حمله به آن باید آن را از تداوم انداخت اما چگونه؟ ایجاد وحشت و ارعاب، اتهام براندازی نرم و سخت،وابستگی به بیگانه، دریافت کمک مالی و... به فعالان آن می تواند ریزش های کوتاه مدتی را سبب شود اما آن را از تداوم نمی اندازد.
