با گذشت دو سال از سوم تیر و بررسی اعمال و رفتار های دولت آقای احمدی نژاد، امروز می توان به بررسی صدق شعارها و وعده های دولت نشست. دولت احمدی نژاد با شعار معیشت و آوردن بوی نفت بر سر سفره های مردم بر سرکار آمد و امروز نه تنها بوی نفت بر سر سفره ها نیامده است که بوی بنزین نیز رفته است و مشکلات معیشتی مردم به حد غیر قابل قبولی افزایش یافته است.
دولت احمدی نژاد که با شعار مهرورزی قدرت را در دست گرفت، در مدت کوتاه مسئولیت خود همه اقشار و گروههای اجتماعی را با هر خواسته و مطالبه ای مورد ملاطفت و مهرورزی!! خود قرار داده است. تجمعات مسالمت آمیز زنان، معلمان، کارگران و…. که با خواست های صنفی صورت می گیرد و بر طبق قانون اساسی کاملا به رسمیت شناخته شده با برخورد خشن و سرکوبگرانه نیروهای انتظامی و امنیتی روبرو می شود و فعالان این اقشار با زندان و تهدید و اخراج مواجه می شوند.
اما حکایت مهرورزی دولت در دانشگاه ها داستان غم انگیزی تری است. به نظر می رسد کارنامه دولت احمدی نژاد در دانشگاه ها سیاه تر از همه بخشهای دیگر است. تعداد احضار های دانشجویان به خاطر فعالیت های معمول دانشجویی به کمیته های انضباطی به اعداد و ارقام نجومی رسیده است. تشکل های مستقل دانشجویی خصوصا انجمن های اسلامی فشار بی سابقه در طول دوران فعالیت خود را شاهد هستند. روزی نیست که رسانه ها از تعلیق انجمن های اسلامی و یا از توقیف نشریات دانشجویی و یا محکومیت دانشجویان در کمیته های انضباطی خبر ندهند. تعداد زیادی از فعالان دانشجویی به طور غیرقانونی از ادامه تحصیل در دوره های کارشناسی ارشد و دکترا بازداشته شده اند و برنامه های دانشجویی دانشگاه ها به دلیل مخالفت هیئت های نظارت بر تشکل ها به رکود و تعطیلی دچارشده است.
اما بی سابقه تر از همه اینها بازداشت طولانی مدت ۸ نفر از فعالان دانشجویی دانشگاه امیرکبیر به دلایل نامعلوم است. همان روزی که نشریات مجعول در دانشگاه امیرکبیر پخش شد همگان دانستند که پروژه ای در حال اجراست و آگاهان آنرا بدون ربط به اتفاقات ۲۰ اذر این دانشگاه و اعتراضات دانشجویی در هنگام حضور آقای احمدی نژاد در این دانشگاه ندانستند. اما پس از دستگیری ۴ مدیر مسئول نشریات دانشجویی، دستگیری آقایان علی صابری، عباس حکیم زاده، مجید توکلی و احسان منصوری که همگی از فعالان انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه بوده و در اعتراض به احمدی نژاد فعال بوده اند، نشان داد که دستگیری دانشجویان دلیلی جز تصفیه حساب بابت اعتراض به احمدی نژاد نداشته است. اما برخوردها در دانشگاه ها به دانشجویان متوقف نشده و به اساتید نیز سرایت کرد. بازنشستگی اجباری اساتید، استخدام هیئت علمی با گزینش های سلیقه ای و سیاسی و در نهایت فشار، تهدید و اخراج اساتید از این موارد هستند، که در آخرین و مهم ترین مورد باید به تحت فشار قراردادن و اخراج دکتر محسن کدیور استاد برجسته دانشگاه تربیت مدرس و رئیس سابق گروه فلسفه این دانشگاه اشاره کرد.
اما این فشارها نه تنها به دانشجویان و دانشگاه ها که رسانه های عمومی که به حکم وظیفه اطلاع رسانی خود اخبار دانشگاه ها را مورد پوشش قرار می دهند را نیز در برگرفته است. فشارهای یک ساله اخیر بر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) و نیز تهدید و فشار برای تغییر مدیریت خبرگزاری ایلنا از این نمونه است. اما در آخرین نمونه از تحدید جریان آزاد اطلاع رسانی باید به توقیف روزنامه هم میهن که به حق نقش جدی در حمایت از دانشجو و دانشگاهیان ایفا کرده بود، اشاره کرد.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در پایان ضمن ابراز نگرانی نسبت به وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم و نیز وضعیت حساس بین المللی تحت تاثیر وضعیت پرونده هسته ای ایران، نسبت به ادامه برخوردهای خشن و سرکوبگرایانه با جریان های اجتماعی هشدار می دهد و اعلام می دارد که بدون شک رفتارهای این گونه دولت آقای احمدی نژاد و حامیانش از ذهن دانشجویان پاک نخواهد شد و باید از روزی که رابطه دولت و ارباب قدرت با دانشگاه به عنوان مغز متفکر و نهاد علمی کشور خصمانه شود، ترسید که هیچ قدرتی و هیچ زور سرنیزه ای در طول تاریخ در مصاف با علم و خرد پیروز نبوده است و نخواهد شد. دلسوزانه از نهادهای حکومتی خصوصا دولت و وزارت علوم و وزارت اطلاعات می خواهیم که از برخورد نظامی- امنیتی با مطبوعات و رسانه های عمومی، جریانهای صنفی و فعالیت های دانشجویی دست برداشته و با نگاه ملی از توان اینان برای علاج دردهای بی پایان کشورمان در شرایط حساس کنونی استفاده شود.
و السلام علی من اتبع هدی
۱۴ تیر ۱۳۸۶
انجمن اسلامی دانشجویان
دانشکده حقوق و علوم سیاسی
دانشگاه تهران



بدینسان،گوهری که پیمان نهاده شده بود به خونش پاسداری کنند در پرتو بی کفایتی و تعلل مجلسیان و هم بستگی بدخواهان با کمترین مقاومت از دست رفت و آتش لاف های سرکردگان انجمن شهرها که وعده ی جانبازی ها در راه نگهداشت مشروطه میدادند نیز به پفی خاموش شد. ولی این پایان این فصل از تاریخ ایران نبود زیرا در حالی که خوشبین ترین کسان نیز مشروطه را از دست شده می دانستند و در همان چند روز نخست فضای خود کامگی بار دیگر بر کشور حاکم شده بود در تبریز حماسه ای شکل می گرفت.
آقای حداد ، تشکیلات دادستانی و مجموعه وزارت اطلاعات بهتر از هر گروهی می دانند که تحکیم یک مجموعه شفاف و شیشه ای است و چیزی برای پنهان کردن ندارد . سیاست ها و برنامه های آن کاملا علنی هستند و چیزی برای مخفی کردن ندارد ، اصولا این مجموعه یک مجموعه ی زیر زمینی نیست و کاملا رفتارش علنی است . آنها خود بهتر از هر کسی می دانند که تحکیم در میان جریان های دانشجویی یک مجموعه ی میانه رو است و فعالیت های آن کاملا مدنی و مسالمت آمیز است . دانشجویان تحکیمی خود را ملزم به پیشبرد اصلاحات می دانند و در این مسیر نیز هزینه های زیادی پرداخته اند.
باید به افرادی که بر اقدامات دیوان عدالت اداری خرده می گیرند اینگونه پاسخ داد که اگر این دانشجوی پیگیر و عدالت خواه با در بسته دیوان عدالت همانند دانشگاه و وزارت علوم مواجه و حق او ضایع می شد، سرنوشت او چه می شد؟ آیا این مشکل دیوان عدالت است یا مساله دانشگاه ها و وزارت علوم؟ نباید فراموش کرد وزارت علوم تنها مربوط به مسوولان دانشگاهی نیست بلکه مربوط به دانشجویان نیز هست و باید این اقدام دیوان عدالت را برای صیانت از حقوق دانشجویان به فال نیک گرفت و از آن استقبال کرد.
ژیلا بنی یعقوب در دیدار جمعی از اعضای جنبش زنان و کمیسیون با خانواده بهاره هدایت در تابستان امسال خطاب به مادر او و حاضرین از آرامش و خونسری وی به هنگام بازداشتش در ۲۲ خرداد ۸۵ تعریف می کند. مهدی عربشاهی، همکار او در شورای مرکزی تحکیم نیز در همین ملاقات با خانواده بهاره، از بازداشتشان در ۱۸ تیر مقابل دانشگاه امیرکبیر یاد می کند و به خاطر می آورد که بهاره از همه آرامتر بود و به آنها روحیه می داد. پروین اردلان شجاعت و جسارت بهاره را مهم قلمداد می کند.
