چه کسانی زشتیهای مردم را جویاترند؟ چرا پیروان تشیع علوی آنان را از خود دور نمیکنند وآنان را دشمن نمیدارند؟ نه تنها این را نمیکنند که این عیبجوترین مردمان قدر میبینند و بر صدر مینشینند آنان که در دارالمجانینشان پیوسته نیمه پنهان افشا میکنند شریعتمدارند؟ مگر علی (ع) علنا مالک را از کشف به اصطلاح «نیمه پنهان» رعیت منع نمیکند؟ مگر علی(ع) مجدانه از مالک نمیخواهد که بر عیوب مردم پرده پوشد و آنچه در نزد خدا آشکار است را به خدا واگذارد؟ چرا میخواهد . پس این شریعتمداران که پیوسته برای تشیع علوی سینه چاک می دهند فرمان میکنند و دریای خون به پا میکنند پیرو که هستند.
استالین: «یک دیکتاتوری پرولتاریایی قوی و قدرتمند آن چیزی است که ما اکنون احتیاج داریم تا آخرین باقی ماندگان طبقات در حال مرگ را بکوبیم و نابود کنیم و نقشههای دزدانه آنها را نقش برآب کنیم.»۱
استالین: «محدودیت و فشار عامل الزامی در پیشرفت کار است»۲
یژوف*: «ما در مرحله حساس یک تهاجم سیاسی و فرهنگی هستیم در مبارزه ما با عوامل اصلی آن ممکن است عدهای بیگناه نیز قربانی شوند. اگر به کسی تعدی کردیم نباید نگران شویم. بهتراست ده نفر بی گناه را زجر داد ولی نگذاشت یک جاسوس جان سالم به در برد.»۳
«ما مردم را قبل از ارتکاب جرم مجازات میکنیم. کار ما آینده نگری است. آنها انتظار دارند، ما صبر کنیم تا یک کس جرمی مرتکب شود و آن وقت او را مجازات کنیم؟ نه این فایده ندارد باید آن را در نطفه خفه کرد. این اطمینان بخشتر است.»۴
استالین: «ما در داخل کشور دشمن داریم، در خارج از کشور دشمن داریم، این نکتهای است که نباید که نباید در هیچ لحظه از نظر ما دور بماند. نه تنها دشمنان بلکه «کسانی که سکوت میکنند» و به حد کافی دشمنان را افشا نمیکنند نیز باید حذف و نابود شوند.»
این است مکتب استالین. گفتمان استالینی گفتمان دشمن است گفتمان تهاجم. گفتمان حالت فوق العاده. گفتمانی که در آن هرکس که افشاء نمیکند یا کم افشاء میکند باید نابود شود. این گونه است که مردم را پس ازارتکاب جرم مجازات نمیکنند کار آنها آینده نگری است مجازات پس از ارتکاب؟ نه فایده ندارد آنها کسانی را که ممکن است جرمی مرتکب شوند، مجازات میکنند. چه کسانی مدعیاند که وظیفه آنها پیشگیری از وقوع جرم است؟ اینان پیرو علی (ع) اند یا پیرو استالین؟ البته که پیرو استالین.
آیا به نقطه صفر رساندن اپوزیسیون از دل سنت نبوی و تشیع علوی درمیاید چرا نبی اکرم عبدالله بن ابی سرکرده ی منافقان مدینه را نه تنها به نقطه ی صفر نرسانید که عبدالله بن ابی تا هنگامی که به مرگ طبیعی درگذشت آسوده زیست آن هم زمانی که پسر عبدالله حاضر بود که پدر را به قتل برساند.
«علی در برابر اینها که تا این حد به او خیانت و اهانت میکردند تا این حد در برابر ش در مسجد سخره میکردند، تهمت میبستند شعار مخالف میدادند و حتی میخواستند نمازش را بشکنند حتی حقوق یک نفرشان را هم از بیت المال قطع نکرد… اینها نه تنها رژیم و حکومت او را قبول نداشتند بلکه به عنوان کافر حتی در مسجد خود او و در حکومت او علیهش تبلیغ میکردند با این حال او آنها را مسلمان میشناسد و از بیتالمال صاحب حق میشمارد حقوق یک مسلمان را به آنها میدهد! هیچ یک از آنها را آزار نمیدهد هیچکدام را دستگیر نمی کند و به هیچ کدام از آنها کوچکترین اهانتی نمی کند و حتی آزادی آنها را مانع نمیشود.»۵
برادران متدین ما توضیح نمیدهند که مردم بی گناه را بی هیچ بهانهای دستگیر کردن و به انفرادی انداختن برای بر پرده بردن سناریوهای آنچنانی با رفتار و منطق چه کسی متناسب است، با منطق تشیع علوی یا رفتار مکتب استالینی. شما اما خود پاسخ خواهید داد صبر کنید. اندکی صبر کنید.
«یاکونویچ* مثل همه کس به دست قصابها و سلاخهای بازجویی سپرده شد و اینان همه بازیها را به سرش آوردند. به سیه چال یخ زدهاش انداختند. به قفس سوزان و دربستهاش انداختند و بر بیضههایش ضربهها زدند…. بازجو میگفت: «خودم خوب میدانم خوب می دانم که هرگز چیزی نبوده است! اما این چیزها به زور از ما خواسته میشود.»۶
پیروان مکتب استالین متهم را خوار میکنند، به لجن میکشند و آزار می دهند تا به گناه ناکرده اقرار کنند اینان به روی خود نمیآورند که نبی اکرم فرموده:
ادروالحدود عن المسلمین ما استطعتم فان کان له مخرج فخلوسبیه، فان الامام ان یخطی فی العفو خیر من ان یخطی فی العقوبه
تا سر حد امکان از مسلمانان حدود را برداشته و مجازاتها را متوقف کنید و اگر راهی برای خلاصی آنان وجود دارد رهایشان کنید زیرا اگر امام مسلمین در عفو و بخشش راه خطا و اشتباه بپیماید بهتر است از اینکه در مجازات و عقوبت اشتباه کند. ۷
نبی اکرم (ص): ادرئو الحدود بالشبهات
با شبهات حدود را رفع کنید.۸
قال رسول الله: ادفعو الحدود ما وجدتم له مدفعا
حدود را اگر راه دفعی وجود دارد دفع کنید.۹
آیا با انفرادی و آزار و اذیت حدود را به شبهات رفع میکنند کسانی که خود را اصیلترین مسلمین می دانند به کلام چه کسی عمل میکنند به کلام پیامبر که فرموده اگر امام مسلمین در عفو و بخشش راه اشتباه بپیماید بهتر است از اینکه در مجازات و عقوبت اشتباه کند یا به گفته یژوف کمونیست که مدعی است بهتر است ۱۰ نفر بی گناه را زجر داد ولی نگذاشت یک جاسوس جان سالم به در برد. محکوم کردن جوانان ودانشجویان به حبسهای طویل المدت به بهانه پیراهن بر بالای سر بردن مصداق چه است؟
«پیرمرد مسلمان نصرانی شد او را نزد مولا علی آوردند حضرت پرسید: مرتد شدی؟ گفت: آری. حضرت فرمود شاید به دنبال به دست آوردن مالی بودی که با نصرانی شدن امکان دسترسی به آن بود تا پس از به چنگ آوردن مجددا سلام برگردی؟ گفت, خیر. حضرت فرمود، شاید عاشق زنی شدی و از او خواستگاری کردی و او نپذیرفت و لذا مجبور شدی نصرانی بشوی تا پس از وصال مجددا به اسلام برگردی؟ گفت: خیر حضرت فرمود پس به اسلام برگرد پیرمرد گفت: این کار را نمیکنم تا با حضرت مسیح ملاقات کنم … . ۱۰
این نمونهای است از رفتار علی مرتضی در مقام قضاوت آیا آنان که پیوسته در حال کاویدن پنهان ترین زوایای زندگی مسلمیناند رفتار علوی دارند؟ علی (ع) با مردی که اقرار به ارتداد دارد و آن را علنا نیز بیان میکند چنین بار فرصت می دهد که بازگردد و در انتها نیز از او تقاضای بازگشت به اسلام میکند اما امروز کسانی تحت عنوان رفتار علوی مدام به این و آن تهمت ارتداد میزنند. عوغا به پا میکنند تهدید به قتل میکنند خط و نشان میکشند. به محبس میبرند و ازار میدهند. اینها با کدام معیاری رفتار علوی محسوب میشوند کسانی که به دروغ رفتار خود را به پیامبر خدا و ائمه هدی منتسب میکنند چه حکمی دارند؟
مبارزه با استالینیسم و نقض حقوق بشر، شکنجه و … اگر چه مبارزهای انسانی است اما مبارزهای دینی نیز هست. نمیتوان مدعی دیانت بود و بر طاغوتیترین ادعاها چشم فروبست. عجیب و بسیار عجیب است که توده های متدین نسبت به اعمالی که آشکارا ضددینیاند نه تنها عکس العملی نشان نمی دهند که به شکلی گسترده و میلیونی نیز از آن حمایت می کنند. چرا توده های متدین توضیح نمیدهند که تئوری توطئه با «اجتنبو کثیرا من الظن ان بعض الظن اثم» چه نسبتی دارد؟ کاوش هر روزه ای که به نام اسلام در خصوصیترین زوایای زندگی دگراندیشان و مردم صورت میگیرد با حکم «لا تجسسوا» چه نسبتی دارد؟ آیا به این بهانه که حکومت دمکراتیک در بعضی جاها ممکن است با آموزههای اسلام انطباق نداشته باشد می توان در برابر اعمال ضددینی سکوت تایید آمیز کرد؟ پس چه زمانی باید حق را گفت هرچند به ضرر خود انسان باشد؟
این نوشتار را با کلام خدا به پایان میبرم آنجا که میفرماید:
یا ایها الذین آمنوا اجتنبوا کثیرا من الةن ان بعض الظن اثم و لا تجسسوا ولا یغتب بعضکم بعضا ایحب احدکم ان یاکل لحم اخیه میتا فکر هتموه و اتقو الله ان الله تواب رحیم
۱- استالین پیروزیها و شکستها،دمیتری ولکوکونوف صفحه ۲۹۱
۲- همان صقحه ۲۹۲
*پژوف رئیس ان. ک. و دیود و از نزدیکان است بین پژوف خود نیز قربانی تصفیههای استالینی شد.
۳- روشنفکران و عالیجنابان خاکستری، ویتالی شنتالینسکی صفحه ۱۰۸
۴- همان، صقحه ۲۳۴
۵- علی (ع)، شریعتی علی، صفحه ۳۵۶
* یاکونویچ در ابتدا منشویک بود سپس به بلشویکهاپیوست در ۱۹۳۰ به جرم منشویک بودن اعدام شد.
۶- مجمع الجزایر گولاک، سولژنتسین آلکساندر، صفحه ۴۸۸
۷- ترمذی، الجامع الصحیح و هو السنن الاترمذی، ج ۴ ، کتاب الحدود صفحه ۳۲، حدیث ۱۴۲۴
۸- عاملی، محمدبن حسن الحر. وسایل الشیعه الی تحصیل الشریعه، ج ۱۸. باب ۲۴، ابواب مقدمات حدود، حدیث ۴
۹- ابن ماجه،ابی عبدالله محمد بن یزید القزوینی، سنن ج ۲، باب الستر علی المومنین
۱۰- طوی، ابی جعفر: المبسوط فی فقه الامامیه، صفحه ۱۶۱.



فردی که تصمیم به چنین اقدام شومی داشته، خود، ریاست کمیته انضباطی دانشجویان را نیز عهده دار می باشد و لذا با «سوء استفاده» از موقعیت خود دانشجوی احضار شده را برای پذیرفتن خواسته ی پلید خود تحت فشار قرار داده است. پر واضح است که قرار گرفتن قدرت بی حد و حصر و غیرقابل نظارت در دستان نهادهایی همچون کمیته ی انضباطی و حراست، اقدامی اشتباه است و می تواند به چنین فجایعی منجر شود، همانگونه که پیشتر نیز در دانشگاه های دیگر همچون رازی کرمانشاه، سهند تبریز و ... شاهد چنین اتفاقات تأسف برانگیزی بوده ایم.
