وکیل مدافع برخی دانشجویان بازداشتشدهی دانشگاه امیرکبیر گفت: ملاقات با موکلانم انجام نشد.
محمدعلی دادخواه با بیان این مطلب به خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، گفت: صبح امروز برای ملاقات با موکلانم به زندان اوین رفتم اما ملاقات انجام نشد و گفته شد این مساله منوط به نظر معاونت امنیت دادسرای تهران است.
گفتنیست حسن زارع دهنوی معروف به حداد که علاوه بر سمت معاونت امنیت سعید مرتضوی دادستان انقلاب تهران مسولیت قاضی پرونده جعل نشریات دانشجویی را نیز برعهده دارد از آغاز این پروژه ضمن نقض مکرر بی طرفی جایگاه قاضی اقدام به فضاسازی و شانتاژ خبری علیه دانشجویان بازداشتی کرده است و با اعلام آنکه به رغم تکذیب دانشجویان وی یقین دارد که انتشار نشریات جعلی موهن کار دانشجویان بازداشت شده بوده است عملا مدیریت پروژه اخذ اعتراف تحت فشار روحی و جسمی از دانشجویان زندانی را بر عهده گرفته است.ممانعت از ملاقات وکیل مدافع با دانشجویان بازداشتی از جمله اهرم هایی است که به بهانه امنیتی بودن پرونده و برای ممانعت از اطلاع از وضعیت دانشجویان دربند پلی تکنیک تا کنون بارها توسط حداد به کار گرفته شده است.



این روزها 28 مین سالروز به اصطلاح انقلاب فرهنگی، یا در اصطلاح خودم کودتای فرهنگی است. من به این مناسبت نامه را نوشتم. دلیل این است که این اواخر آقایان نوک تیز حمله را متوجه دانشجویان کرده اند. می گویند دانشجو رفیق بازی می کند، شهوترانی می کند. آنها را می گیرند و زندان می کنند و هزار جور فشار به آنها می آورند. دانشگاه و دانشجو دوباره بیش از پیش مظلوم واقع شده اند. هرکس عقده ای و یا مساله ای دارد، آن را سر دانشجویان خالی می کند. همه کاسه کوزه ها بر سر دانشگاه و دانشجویان می شکنند. من پنجاه سال است که با دانشگاهیان سروکار دارم. این ها فرزندان من هستند. در عین حال شاهد سکوتی آزاردهنده هستم. پس تصمیم به نوشتن این نامه گرفتم.
نقش رسانه ها در جوامع امروزی به گونه ای است که جمع کثیری از مدعیان پست مدرنیسم با بودریار، جامعه شناس فرانسوی، هم نوا هستند که : رسانه های همگانی، دیگر آیینه ی واقعیت نیستند بلکه خودِ واقعیت یا حتی واقعی تر از واقعیتند. نمایش های تلویزیونی مربوط به اخبار مهیج و جنجالی روز، نمونه ی خوبی از این دست می باشد زیرا دروغ بافی ها و تحریف هایی که به بینندگان منتقل می کنند فراتر از واقعیت یا همان فرا واقعیت است. اگر نه به این شدت اما به قدر واقعیت، با بودریار همدل باشیم، این چنین بی خیال و بی خبر از کنار این دنیای خوش خط و خال و قابلیت ها و توانایی های آن، آسوده راه طی نمی کنیم.
در دوران رواج بردگی در بازارهای اروپا و آمریکا، انساندوستان زیادی برای لغو آن مبارزه کردند تا سرانجام در این مبارزه موفق شدند. در طول این سالیان، اما، خشونتهای بردگی ادامه داشت و مشاهده آن دل هر انسان آزادهای را میآزرد. مخالفان بردگی در ضمن مبارزه برای لغو آن تا آنجا که در امکان داشتند برای نجات بردگان تلاش میکردند. از جمله، آنان بردگان را میخریدند و آزاد میکردند. امروز که ما شاهد خشونتهای ناشی از اعمال قانون قصاص در مورد تهیدستان هستیم نیز چارهای جز طی کردن این راه نداریم.
