بیانیه شماره ۲ انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهرکرد در رابطه با وضعیت دانشجویان امیرکبیر
امیرکبیر قلب تپنده جنبش دانشجویی را دریابید
امتحانات پایان نیم سال تحصیلی را در حالی سپری می کنیم که بسیاری از هم کلاسی هایمان در زندان های امنیتی-انفرادی دوران بسیار سختی را سپری می کنند ُدانشجویانی که بارها آن چه را که در نشریاتشان به دروغ جعل شده بود تکذیب و محکوم نمودند و خواهان برخورد قضایی با جاعلان تاریک دل این نشریات بودند ولی متاسفانه امروز خود را در جایگاه متهمانی می بینند که بایستی به کار نکرده تحت هر شرایطی اعتراف نمایند.
دانشجویانی که مراجع عظام بعد از شنیدن سخنان و تکذبیه ها و درک صحیح شرایط و بر اساس شرع حکم به برائت و رفع اتهام از آنها را دادند اما جای تامل دارد که براین اساس اصرار بر انتساب این توهین هابه دانشجویان مظلوم و بی پناه امیرکبیر و دستگیر آنان با وخیم ترین شرایط ممکن و ایجاد ضرب و شتم و جراحت و شلیک تیر هوایی و گزارشاتی از شکنجه دانشجویان در جهت اعتراف گیری های ساختگی و نخ نما شده و پیش داوری های قاضی حداد (که بایستی به عنوان یک قاضی آن هم در یک جامعه اسلامی نماد کامل بیطرفی و عدالت ورزی باشد) در مصاحبه با خبرگزاری ها و صادر کردن حکم مجرمیت و محکومیت این د انشجویان قبل از برگزاری جلسات داگاه و شنیدن دفاعیات دانشجویان و وکلایشان (که متاسفانه برخلاف قانون و اصول انسانی تا کنون موفق به دیدار با موکلین خود نشده اند) چه جای توجیه شرعی و قانونی را باقی خواهد گذاشت و آیا همه این هادلیل روشنی بر این امر نیست که حکم نهایی این سناریوی از پیش طراحی شده در محفلی غیر از یک دادگاه بی طرف و عادل صادر گشته و همه این خیمه شب بازی ها در جهت یک انقلاب فرهنگی مخملی درسطح دانشگاه هاست؟
ولی به راستی جرم دانشجویان امیرکبیر ،علامه و سایر فعالین دانشجویی در دیگر دانشگاه های کشور چیست؟
آیا بیگانگی سکان داران وزارت علوم با محیط آکادمیک،آزادی خواه و عدالت طلب دانشگاه جرم آنان محسوب می شود و یا حضور جریان اقتدار گرا و تمامیت خواهی که هیچ انتقادی را برنمی تابد.در حالی که هیچ یک از این بی عدالتی ها شایسته جامعه ای که خود را وامدار عدالت علی(ع) می داند نیست بایستی این نکته را به یاد آورد که اگر چه تاریخ همواره شاهد مظلوم واقع شدن دانشگاه و دانشگاهیان در طول زمان بوده اما هرگز شاهد شکست و افول جریان دانشگاه دراین عرصه نا برابر نبوده و نخواهد بود و این دوران تاریک آموزشی،علمی،فرهنگی،صنفی و سیاسی که با اخراج و زندانی کردن دانشجویان و اساتید دگر اندیش بر دانشگاه مستولی شده همچون دوران های گذشته به زودی به پایان خواهد رسید و تاریخ باری دیگر این پیروزی شکوهمندانه دانشگاه را در دفتر جاوید خود ثبت خواهد کرد.
به امید آزادی تمامی دانشجویان در بند
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهرکرد



این روزها 28 مین سالروز به اصطلاح انقلاب فرهنگی، یا در اصطلاح خودم کودتای فرهنگی است. من به این مناسبت نامه را نوشتم. دلیل این است که این اواخر آقایان نوک تیز حمله را متوجه دانشجویان کرده اند. می گویند دانشجو رفیق بازی می کند، شهوترانی می کند. آنها را می گیرند و زندان می کنند و هزار جور فشار به آنها می آورند. دانشگاه و دانشجو دوباره بیش از پیش مظلوم واقع شده اند. هرکس عقده ای و یا مساله ای دارد، آن را سر دانشجویان خالی می کند. همه کاسه کوزه ها بر سر دانشگاه و دانشجویان می شکنند. من پنجاه سال است که با دانشگاهیان سروکار دارم. این ها فرزندان من هستند. در عین حال شاهد سکوتی آزاردهنده هستم. پس تصمیم به نوشتن این نامه گرفتم.
نقش رسانه ها در جوامع امروزی به گونه ای است که جمع کثیری از مدعیان پست مدرنیسم با بودریار، جامعه شناس فرانسوی، هم نوا هستند که : رسانه های همگانی، دیگر آیینه ی واقعیت نیستند بلکه خودِ واقعیت یا حتی واقعی تر از واقعیتند. نمایش های تلویزیونی مربوط به اخبار مهیج و جنجالی روز، نمونه ی خوبی از این دست می باشد زیرا دروغ بافی ها و تحریف هایی که به بینندگان منتقل می کنند فراتر از واقعیت یا همان فرا واقعیت است. اگر نه به این شدت اما به قدر واقعیت، با بودریار همدل باشیم، این چنین بی خیال و بی خبر از کنار این دنیای خوش خط و خال و قابلیت ها و توانایی های آن، آسوده راه طی نمی کنیم.
در دوران رواج بردگی در بازارهای اروپا و آمریکا، انساندوستان زیادی برای لغو آن مبارزه کردند تا سرانجام در این مبارزه موفق شدند. در طول این سالیان، اما، خشونتهای بردگی ادامه داشت و مشاهده آن دل هر انسان آزادهای را میآزرد. مخالفان بردگی در ضمن مبارزه برای لغو آن تا آنجا که در امکان داشتند برای نجات بردگان تلاش میکردند. از جمله، آنان بردگان را میخریدند و آزاد میکردند. امروز که ما شاهد خشونتهای ناشی از اعمال قانون قصاص در مورد تهیدستان هستیم نیز چارهای جز طی کردن این راه نداریم.
