« دیکتاتورها فکر می کنند طالب رشد هستند،اما عملا با میدان دادن به رشد مرتکب اشتباهی بزرگ می شوند . توسعه منجر به گسترش یک شبکه تحصیلکرده می شود و یک”زیربنای متکثر” بوجود می آورد ، یک جامعه مدنی شبکه ای که مهار آن از بالا سخت تر و سخت تر می شود» فیلیپ نورد
آنچه صورت مسئله ادامه بازداشت ۸ دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک را بسیار ساده و روشن می نماید این است که تعدادی جوان در رده سنی ۲۰ تا ۲۵ سال که در یکی از ۳ دانشگاه برتر ایران در حال تحصیل هستند تا بنا بر ادعای حاکمان ما، ایران را به قله های پیشرفت و ترقی در دنیا برسانند به دلیل اعتراض به ساختار متصلب و سیاستهای نادرست همین حاکمان و ایستادگی در برابر تلاش طرفداران ایدئولوژی حاکم برای حذف تفکر انها از سطح دانشگاه، “زندانی” شده اند.قطعا درک حقیقت عریان این ماجرا -در صورتی که در حاکمان قابلیت تحلیلی باقی مانده باشد- بسیار گران می نماید که یک دولت مجبور است ،دانشجویانی که خود با صرف هزینه فراوان در جهت فن اموزی به انها می کوشد را به دلیل عدم تمکین به منویات حکومت بیش از ۴۰ روز در زندان انفرادی نگاه دارد. جنبه جالب دیگر ماجرا آنجاست که سخنگویان و تریبونهای حاکم که همواره در برابر سروصداهای بین المللی و سوالات داخلی در خصوص بازداشتهای سیاسی موضعی تهاجمی دارند و فی المثال در داستان بازداشت گسترده فعالان زن و یا شهروندان ایرانی-امریکایی از ایراد هرنوع اتهامی همچون جاسوسی به زندانیان ابایی ندارند، مدتهاست در قبال حقیقتی عریان به نام وجود ۸ دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک در زندان اوین سکوت اختیار کرده و حتی آش آنقدر شور شده است که برخی احزاب دست راستی همچون موتلفه از ضرورت عدم برخورد با دانشجویان منتقد سخن می گویند و سخنگوی قوه قضاییه صراحتا نسبت به آزادی این دانشجویان زندانی و امکان دیدار خانواده های ایشان ابراز امیدواری می کند.
حقیقت آن است که بسیاری از وابستگان این نظام غیر دموکراتیک در قسمتهای مختلف علی الخصوص رسانه ها و رادیو تلویزیون ، در تلاشندتا با ایجاد فضاهای فانتزی و تصنعی و تقلید ناشیانه فضای رسانه ای دنیا وجود آزادی نسبی در ایران را به مخاطبان خود قالب کنند و مسلما واقعیتی عریان همچون حضور دانشجویان یکی از بهترین دانشگاههای ایران در زندان اوین آن هم به دلایل سیاسی اسباب شرمندگی و ناکامی آنها را در این تلاش مضحک فراهم می سازد.

از دیگر سو لایه های مختلف نظامی همچون جمهوری اسلامی که کلیتی از میرحسین موسوی تا حبیب الله عسگراولادی و روحانیون سابقا دست اندرکار را در بر می گیرد در برابر سرکوب دانشگاه به مجری گری احمدی نژاد سکوتی همراه با رضایت، بی تفاوتی و یا شرمندگی را اختیار کرده اند چه در نظر آنان ممنوعیت موقتی یک دانشجو از تحصیل به اتهاماتی همچون تبلیغ مکاتب الحادی، اغتشاش و ارتباط با بیگانه که در دو دهه قبل برای حذف فیزیکی هر شهروند ایرانی اتهامی کافی بوده است، فاجعه ای ملی نخواهد بود. به همین دلیل است که اینان در بهترین موضع از عدم لزوم این گونه برخوردها و نه غلط بودن انها سخن می گویند. بدین ترتیب سویه خطرناک در افق این داستان امکان سکوت مجدد این جزیره های بی ربط اما تاثیر گذار در نظام ایران در صورت تلاش ایدئولوژی احمدی نژادی برای سرکوب شدید منتقدان در شرایطی خاص خواهد بود.

بنابراین هرچند که وضعیت فعلی ممکن است به تلاش مشترک دانشجویان و اصلاح طلبان برای کاستن از قدرت انباشته شده در دستان اصولگرایان احمدی نژادی گردد اما باید این فاکت را بخاطر داشت و بر سر دوستان اصلاح طلب فریاد زد که :همین دانشجویان که به زعم مصطفی تاجزاده در مقاله”عبور از خاتمی یا عبور از ملت” به دلیل تحریم انتخابات، از خاتمی و ملت خاتمی عبور کرده اند و چشم به راه دموکراسی در کوله پشتی سربازان امریکایی هستند در کارنامه دو ساله اخیر خود برگزاری چندین انتخابات آزاد و بدون اعتنا به سازکارهای تحمیلی از سوی حاکمیت را در دانشگاه های پلی تکنیک، تهران و علامه دارند.
انتخاباتهایی که به ضرب تشکیل صفوف انسانی دانشجویان برای صیانت از صندوقهای رای و به هزینه زندان، اخراج و تعلیق از تحصیل برگزارشده است؛ در مقابل محمد خاتمی به عنوان سمبل اصلاح طلبان و دولتمردانش در کارنامه دو ساله آخر حضورشان در قدرت تجربه مجری گری و برگزاری دو افتضاح سیاسی یعنی دو انتخابات غیر آزاد و مسئله دار مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم را دارند.

 

بدون دیدگاه » بیان دیدگاه

 

دیدگاه خود را بیان کنید

  • نظر شما پس از بازبینی توسط مدیر خبرنامه منتشر خواهد شد.
  • لطفا از کلمات نامناسب استفاده نکنید.
  • برای بیان دیدگاه خود نیازی به کیبرد فارسی ندارید.





مقاله خروجی RSS
ویژه خروجی RSS
پلی تکنیک خروجی RSS
اجتماعی خروجی RSS
حقوق بشر خروجی RSS
خبر خروجی RSS
دانشگاه خروجی RSS
زنان خروجی RSS
سیاسی خروجی RSS
بستن
به E-mail بفرست