از ظهر روز گذشته اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی امیرکبیر در پی تداوم بازداشت ۸ تن از دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر در اعتراض به وضعیت نامعلوم این دانشجویان در مسجد دانشگاه اقدام به تحصن نمودند.
در بخشی از بیانیه شورای مرکزی خطاب به “دانشگاهیان فهیم، آگاه و آزاده پلی تکنیک تهران” آمده است: “از امروز (روز دوشنبه) یکصدا به مسجد دانشگاه امیرکبیر، این خانه امن الهی پناه می بریم و تحصن نامحدود اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی را تا آزادی تمامی دوستان دربندمان آغاز می کنیم.”
در حوالی عصر روز گذشته محمد روزبهانی مدیر امور فرهنگی دانشگاه با حضور در بین اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان به منظور انتقال پیام رهایی – رئیس دانشگاه - آنها را به شدت تهدید و عنوان می کند که این تحصن مخالف مصالح نظام است و فکر نکنید چون در داخل مسجد دانشگاه است کسی با شما کاری ندارد و در صورتی که دست از تحصن خود برندارید عواقب بسیار شدیدی در انتظار آنان خواهد بود. اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان ضمن اعلام اینکه تحصن آنها کاملا آرام است و به هیچ وجه در برنامه های آموزشی دانشگاه اخلالی وارد نمی شود اعلام کردند ما تنها برای اعتراض به بازداشت غیرقانونی ۸ تن از دانشجویان تحصن کرده ایم.
همچنین حراست دانشگاه با خانواده همه اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان تماس گرفته و خانواده های دانشجویان را نیز تهدید می کند. همچنین نیروهای حراست در تماس های تلفنی با اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان از وقوع یک ۱۸ تیر دیگر در صورت باقی ماندن دانشجویان در مسجد دانشگاه خبر می دهند.
سپس از حوالی ساعت ۱۱ شب ماموران انتظامات دانشگاه با حضور در بین اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان اعلام کردند که طبق دستور واعظ رئیس حراست دانشگاه شما می بایست تا ساعت ۱۲ شب باید از دانشگاه خارج شوید. اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان با بر شمردن دلایل تحصن خود بر ماندن خود در مسجد دانشگاه پای فشاری می کنند. در همین زمان به دستور واعظ - رئیس حراست – برق مسجد دانشگاه قطع شد و تاریکی مطلقی در محل تحصن اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان برپا شد. مذاکرات انتظامات دانشگاه با دانشجویان بدون نتیجه بود تا اینکه در حوالی ساعت ۳ بعد از نیمه شب و همزمان با نماز صبح به دستور واعظ – رئیس حراست – بیش از ۳۰ نفر از پرسنل دانشجویان با حمله به اعضای شورای مرکزی آنها را مورد ضرب و شتم شدیدی قرار دادند و آنها را کشان کشان از مسجد دانشگاه به بیرون دانشگاه انداختند که در نتیجه بدن اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان مورد کوفتگی های موضعی قرار گرفت. قبل از این اقدام موبایل اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان به زور از آنها گرفته شد تا فیلم یا عکسی از این واقعه گرفته نشود.
این چندمین باری است که انتظامات دانشگاه به دستور حراست دانشگاه به تحصن آرام دانشجویان حمله کرده و این بار دانشجویان با شعار “این بار به حریم امن الهی پناه آورده ایم در مسجد دانشگاه تحصن نموده بودند و حمله انتظامات به مسجد نشان دهنده اوج بی اعتقادی دستور دهندگان این حمله می باشد.



این روزها 28 مین سالروز به اصطلاح انقلاب فرهنگی، یا در اصطلاح خودم کودتای فرهنگی است. من به این مناسبت نامه را نوشتم. دلیل این است که این اواخر آقایان نوک تیز حمله را متوجه دانشجویان کرده اند. می گویند دانشجو رفیق بازی می کند، شهوترانی می کند. آنها را می گیرند و زندان می کنند و هزار جور فشار به آنها می آورند. دانشگاه و دانشجو دوباره بیش از پیش مظلوم واقع شده اند. هرکس عقده ای و یا مساله ای دارد، آن را سر دانشجویان خالی می کند. همه کاسه کوزه ها بر سر دانشگاه و دانشجویان می شکنند. من پنجاه سال است که با دانشگاهیان سروکار دارم. این ها فرزندان من هستند. در عین حال شاهد سکوتی آزاردهنده هستم. پس تصمیم به نوشتن این نامه گرفتم.
نقش رسانه ها در جوامع امروزی به گونه ای است که جمع کثیری از مدعیان پست مدرنیسم با بودریار، جامعه شناس فرانسوی، هم نوا هستند که : رسانه های همگانی، دیگر آیینه ی واقعیت نیستند بلکه خودِ واقعیت یا حتی واقعی تر از واقعیتند. نمایش های تلویزیونی مربوط به اخبار مهیج و جنجالی روز، نمونه ی خوبی از این دست می باشد زیرا دروغ بافی ها و تحریف هایی که به بینندگان منتقل می کنند فراتر از واقعیت یا همان فرا واقعیت است. اگر نه به این شدت اما به قدر واقعیت، با بودریار همدل باشیم، این چنین بی خیال و بی خبر از کنار این دنیای خوش خط و خال و قابلیت ها و توانایی های آن، آسوده راه طی نمی کنیم.
در دوران رواج بردگی در بازارهای اروپا و آمریکا، انساندوستان زیادی برای لغو آن مبارزه کردند تا سرانجام در این مبارزه موفق شدند. در طول این سالیان، اما، خشونتهای بردگی ادامه داشت و مشاهده آن دل هر انسان آزادهای را میآزرد. مخالفان بردگی در ضمن مبارزه برای لغو آن تا آنجا که در امکان داشتند برای نجات بردگان تلاش میکردند. از جمله، آنان بردگان را میخریدند و آزاد میکردند. امروز که ما شاهد خشونتهای ناشی از اعمال قانون قصاص در مورد تهیدستان هستیم نیز چارهای جز طی کردن این راه نداریم.
