به گزارش منابع موثق ، روز یکشنبه ۲۰ خرداد ماه ۱۳۸۶ اولین دادگاه رسمی آیت الله کاظمینی بروجردی و بیش از ۸۰ تن از یارانش در سه شعبه از دادگاه ویژهی روحانیت واقع در خیابان زعفرانیهی تهران، بطور غیرعلنی و بدون برخورداری از حق داشتن وکیل برگزار گردید. بعد از تفهیم اتهامات ، حکم اولیهی اعدام آیت الله بروجردی و ۱۷ نفر دیگر از متهمین پرونده ، ابلاغ گردید و سایر متهمین به مجازاتهای سنگین و طولانی مدت محکوم شدند . بنابر گزارش نزدیکان آیتالله بروجردی، اتهامات وی بیش از ۳۰ فقره بوده که اهم آنها عبارتند از:
۱- محاربه و اقدام علیه امنیت ملی
۲- برگزاری سخنرانی و تحریک افکار عمومی بر علیه نظام
۳- نامشروع خواندن “ولایت فقیه”
۴- نایب وزارت اطلاعات نامیدن فقها و مراجع تقلید
۵- متهم کردن بنیانگزار و رهبر انقلاب به بدعتگذاری در دین و دروغگوئی
۶- ارتباط با چهرههای شاخص ضدانقلاب و جاسوسی برای آنها از اوضاع داخلی کشور
۷- متهم کردن مسئولین بلندپایه نظام در کوتاهی نمودن نسبت به حقوق و مطالبات مردم و استفاده از واژهی “دیکتاتوری دینی” به جای “جمهوری اسلامی” در مصاحبه با رادیو و تلویزیونهای خارجی
۸- ساختن دین جدیدی به نام “دین سنتی”
۹- سوء استفاده از لباس روحانیت
۱۰- استفاده از سلاح سرد در رویاروئی با مامورین قضائی و نیروهای انتظامی و …
بگزارش شاهدان عینی ، آیت الله سید محمد حسین کاظمینی بروجردی در حالی که آثار ضعف جسمانی و جراحات شدید بر بدنش کاملا مشهود بود و به شدت از بیماری پارکینسون رنج میبرد و به سختی سخن میگفت، قاضی و دادستان را مخاطب قرار داده و در دفاع از خود و یارانش به این گفتار بسنده کرد که :
من در سالهای ۱۳۷۴ و ۱۳۷۹ نیز به علت فعالیتهای مستقل مذهبی که با استقبال عمومی مواجه شده بود زندانی شدم. جرم حقیقی من مسائل سیاسی و امنیتی نیست. اختلاف من با حکومت، اعتقادی ست. این حقیر بدعتی در دین ایجاد نکردهام بلکه پیرو اجدادم و علمائی چون آیت الله العظمی بروجردی ، شریعتمداری و خوئی هستم که مخالف التقاط دین و دولت بودند و “ولایت فقیه” را نوعی شرک میدانستند و اتهامی بیش از این را قبول ندارم و از دادگاه محترم میخواهم امکان انتخاب وکیل و مناظره در فضای آزاد را برایم فراهم سازد.
لازم به ذکر است آیت الله بروجردی بارها از نهادهای بینالمللی تقاضای کمک کرده است،اما تا کنون اقدامی عملی جهت حمایت و احقاق حقوق وی و یارانش صورت نگرفته است . بدینوسیله به سازمانهای مدافع حقوق بشر و خبرگزاریهای جهانی هشدار میدهیم که تاریخ در برابر هرگونه سکوت و بیتوجهی شما، قضاوت تلخی خواهد داشت.



اغلب کسانیکه گذرشان به "سنندج" افتاده است و در شهر دفها و مسجدها را به زیبایی و نشاط ستوده اند لابد در حاشیه یکی از خیابان های اصلی شهر، مسجد "ادب" را نیز به یاد میآورند و یا نام خیابان و مجتمع های آپارتمانی "ادب" را حداقل برای یکبار شنیده اند. به باور بسیاری، آنچه که از ادب شخصیتی برجسته و چهره ای محبوب در میان عموم ساخته است نه ثروت او بود و نه احداث کارخانه و ایجاد جاده! بلکه پایمردی اش برای رفع تبعیض های قومی و مذهبی و استیفای حقوق ملت کرد بود که او را به یکی از چهره های ماندگار این قوم مظلوم و ستم کشیده تبدیل کرد. یادش گرامی باد.
