سعید ایزدبخش، دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی که در جریان وقایع اخیر این دانشگاه یک هفته را در بازداشت به سر برد، در نامهای به رییسجمهور وضعیت دشوار نگهداری خود در بازداشتگاه را تشریح کرد.
متن نامه این دانشجو به شرح زیر است:
این نامه را در حالی مینویسم که دانشجویان زیادی به جرم انتقاد به عملکرد دولت این روزها را در زندان انفرادی سپری میکنند، ستارهباران میشوند و از حقوق مسلم اجتماعیشان محروم میشوند. آیا این عدالت است دانشجویی که جایی برای ارائه شکایتش در این مملکت ندارد، وقتی به مجلس میرود و در خانه خودش از عملکرد غلط رییس دانشگاهش شکایت میکند، مورد تعقیب قرار گیرد و یک ساعت بعد از دیدار در خیابان و در جلوی چشمان همگان بازداشت شود و یک هفته تمام در یک سلول انفرادی سه در سه متر با چشمان بسته نگهداری شود و هر روز در حالی که داروهای روانگردان به او میدهند به بازجویی از او بپردازند و اعتراف از او بگیرند و بعد از یک هفته فشارهای روحی و روانی سخت در خیابان اصلی شهر و با آن وضعیت زننده رها شود.
این نامه میافزاید: با آنکه میدانستیم از این پس کشور روی آرامش را نخواهد دید اما برای احترام به خواست و اراده توده ملت هیچ نگفتیم و منتظر ماندیم که به شعارهایتان عمل کنید اما نهتنها به شعارهایتان عمل نکردید بلکه خلاف آنها را نیز انجام دادید. دولتی که با شعار مهرورزی بر روی کار آمد، بیشترین نامهربانیها را با منتقدان داشت و روز نیست که فعال منتقدی بازداشت نشود و به گوشه زندان افکنده نشود.
با گذشت نزدیک به دو سال از زمان دولت شما نگاهی به کارنامهتان در مدت این دو سال حاکی از آن است که کشور در تمامی حوزهها دچار ضعف شده است. دانشگاههای کشور نیز همانند دیگر حوزهها دچار چالشهای مختلفی بوده است و فضای ملتهبی را تجربه میکنند. از اخراج اساتید دگراندیش گرفته تا زندانی کردن و ستارهباران کردن دانشجویان و تمام این رفتارها نشان از یک تسویه حساب سیاسی دارد که ریشه در غرضورزی دیرینه دارد. با انتخاب فردی بر راس وزارت علوم که با محیط آکادمیک بیگانه است، نشان دادید که هیچ میانهای با دانشگاه و دانشجو ندارید. وزیری که فقط یک مأموریت از طرف جبهه اقتدارگرایان به او واگذار شده است و آن مقابله با جنبش دانشجویی به هر صورت و با هر قیمتی است. آقای زاهدی و تیم همراه او که با انتصاب مدیران بعضاً ناکارآمد عزم خودشان را در برخورد با فعالان دانشجویی جزم کردهاند، این روزها بسیار عریان و افسارگسیخته به دانشگاه و دانشجو تاخته و اجازه کوچکترین فعالیت منتقدانهای را به هیچکس نمیدهند.
در ادامه نامه ایزدبخش به احمدینژاد آمده است: شرح مصائبی که طی این دو سال بر دانشجو و دانشگاه رفته، از حوصله اینجانب خارج است اما دانشجو و دانشگاه هیچگاه تا به امروز چنین روزهای تیره و تاری را تجربه نکرده است و اینگونه به سوگ ننشسته است. بله؛ دانشگاه در سوگ است چون اساتیدمان را بیرون میکنید، دوستانمان را به زندان میاندازید و ستارهبارانشان میکنید و اجازه تحصیل به آنها نمیدهید، تشکلهای منتخب دانشجویی را تعطیل کردهاید و میخواهید فضای تکصدایی را در دانشگاهها حاکم کنید اما بدانید که ما همچنان چون کوه ایستادهایم و جنبش دانشجویی در طول مبارزات خود ناملایمات زیادی را تحمل کرده است و به راه خود ادامه داده است.
این نامه تصریح میکند: هنوز دیر نشده است و بیایید با دانشجو و دانشگاه آشتی کنید و با برکناری وزیر علوم، حسننیت خود را به جامعه دانشگاهی کشور نشان دهید در غیر این صورت یک روز به یکی از دانشگاههای کشور بروید و استقبال دانشجویان را از خودتان ببینید.
منبع:ادوارنیوز



اغلب کسانیکه گذرشان به "سنندج" افتاده است و در شهر دفها و مسجدها را به زیبایی و نشاط ستوده اند لابد در حاشیه یکی از خیابان های اصلی شهر، مسجد "ادب" را نیز به یاد میآورند و یا نام خیابان و مجتمع های آپارتمانی "ادب" را حداقل برای یکبار شنیده اند. به باور بسیاری، آنچه که از ادب شخصیتی برجسته و چهره ای محبوب در میان عموم ساخته است نه ثروت او بود و نه احداث کارخانه و ایجاد جاده! بلکه پایمردی اش برای رفع تبعیض های قومی و مذهبی و استیفای حقوق ملت کرد بود که او را به یکی از چهره های ماندگار این قوم مظلوم و ستم کشیده تبدیل کرد. یادش گرامی باد.
