بالاخره فشارها و مقاومت دانشجویان بر رهایی، مدیریت تمامیت خواه پلی تکنیک، نتیجه داد و او را مجبور کرد بدون هیچ گونه هماهنگی قبلی حکم ممنوع الورودی ۳ نفر از اعضای انجمن اسلامی را لغو کند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر روز سهشنبه حکم ممنوعالورودی حکم ممنوعالورودی «آرمان صداقتی»، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی، «ابراهیم رحمانی»، نایب دبیر شورای صنفی، و «محمد یوسف رشیدی»، عضو شورای عمومی انجمن اسلامی امیرکبیر، لغو شد. روز گذشته این دانشجویان به معاونت دانشجویی دانشگاه دعوت شدند و در آنجا به ایشان اعلام شد که زین پس می توانند در دانشگاه حضور یابند.
احکام ممنوعالورودی این دانشجویان در پی ناآرامیهای اخیر دانشگاه امیرکبیر صادر شده بود که با رایزنیهای مختلف صورتگرفته لغو شد و این افراد اجازه ورود به دانشگاه یافتند. پیش از این «صداقتی» به یک ترم تعلیق با احتساب سنوات و محرومیت از امکانات رفاهی و «رحمانی» به یک ترم محرومیت از تحصیل به صورت تعلیقی محکوم شدهاند.
شنیده ها حاکی از آن است تا چند روز آینده حکم ممنوعالورود شدن بعضی دیگر از دانشجویان نیز لغو میشود.



این روزها 28 مین سالروز به اصطلاح انقلاب فرهنگی، یا در اصطلاح خودم کودتای فرهنگی است. من به این مناسبت نامه را نوشتم. دلیل این است که این اواخر آقایان نوک تیز حمله را متوجه دانشجویان کرده اند. می گویند دانشجو رفیق بازی می کند، شهوترانی می کند. آنها را می گیرند و زندان می کنند و هزار جور فشار به آنها می آورند. دانشگاه و دانشجو دوباره بیش از پیش مظلوم واقع شده اند. هرکس عقده ای و یا مساله ای دارد، آن را سر دانشجویان خالی می کند. همه کاسه کوزه ها بر سر دانشگاه و دانشجویان می شکنند. من پنجاه سال است که با دانشگاهیان سروکار دارم. این ها فرزندان من هستند. در عین حال شاهد سکوتی آزاردهنده هستم. پس تصمیم به نوشتن این نامه گرفتم.
نقش رسانه ها در جوامع امروزی به گونه ای است که جمع کثیری از مدعیان پست مدرنیسم با بودریار، جامعه شناس فرانسوی، هم نوا هستند که : رسانه های همگانی، دیگر آیینه ی واقعیت نیستند بلکه خودِ واقعیت یا حتی واقعی تر از واقعیتند. نمایش های تلویزیونی مربوط به اخبار مهیج و جنجالی روز، نمونه ی خوبی از این دست می باشد زیرا دروغ بافی ها و تحریف هایی که به بینندگان منتقل می کنند فراتر از واقعیت یا همان فرا واقعیت است. اگر نه به این شدت اما به قدر واقعیت، با بودریار همدل باشیم، این چنین بی خیال و بی خبر از کنار این دنیای خوش خط و خال و قابلیت ها و توانایی های آن، آسوده راه طی نمی کنیم.
در دوران رواج بردگی در بازارهای اروپا و آمریکا، انساندوستان زیادی برای لغو آن مبارزه کردند تا سرانجام در این مبارزه موفق شدند. در طول این سالیان، اما، خشونتهای بردگی ادامه داشت و مشاهده آن دل هر انسان آزادهای را میآزرد. مخالفان بردگی در ضمن مبارزه برای لغو آن تا آنجا که در امکان داشتند برای نجات بردگان تلاش میکردند. از جمله، آنان بردگان را میخریدند و آزاد میکردند. امروز که ما شاهد خشونتهای ناشی از اعمال قانون قصاص در مورد تهیدستان هستیم نیز چارهای جز طی کردن این راه نداریم.
