در حالی که دانشگاه امیر کبیر اعلام کرده است، تمامی کلاسهای دانشکده های مختلف دانشگاه امیرکبیر دیروز دایر بوده است، دانشجویان دانشکده ریاضی و اساتید این دانشکده بر تعطیلی کلاسهای ساعت ۱۰ این دانشکده در اعتراض به بازداشت احسان منصوری تاکید دارند.
اداره کل روابط عمومی دانشگاه صنعتی امیرکبیر طی نمابری به خبرگزاری مهر اعلام کرد: «کلیه کلاسهای دانشکده ریاضی و علوم کامپیوتر این دانشگاه در تاریخ ۷ خرداد ۸۶ دایر بوده و دانشجویان این دانشکده به همراه سایر دانشجویان به فعالیت های جاری آموزشی مشغول بوده اند.»
این در حالی است که سجاد فاضلی دانشجوی مقطع کارشناسی دانشکده ریاضی دانشگاه صنعتی امیرکبیر در گفتگو با مهر گفت: «روز گذشته کلیه کلاسهای کارشناسی دانشکده ریاضی در ساعت ۱۰ صبح در اعتراض به دستگیری یکی از دانشجویان این دانشکده تعطیل بوده است.»
وی تاکید کرد: «اساتید دو کلاسی هم که تشکیل شده بود، با درخواست دانشجویان مبنی بر تعطیلی کلاس موافقت کردند.»



این روزها 28 مین سالروز به اصطلاح انقلاب فرهنگی، یا در اصطلاح خودم کودتای فرهنگی است. من به این مناسبت نامه را نوشتم. دلیل این است که این اواخر آقایان نوک تیز حمله را متوجه دانشجویان کرده اند. می گویند دانشجو رفیق بازی می کند، شهوترانی می کند. آنها را می گیرند و زندان می کنند و هزار جور فشار به آنها می آورند. دانشگاه و دانشجو دوباره بیش از پیش مظلوم واقع شده اند. هرکس عقده ای و یا مساله ای دارد، آن را سر دانشجویان خالی می کند. همه کاسه کوزه ها بر سر دانشگاه و دانشجویان می شکنند. من پنجاه سال است که با دانشگاهیان سروکار دارم. این ها فرزندان من هستند. در عین حال شاهد سکوتی آزاردهنده هستم. پس تصمیم به نوشتن این نامه گرفتم.
نقش رسانه ها در جوامع امروزی به گونه ای است که جمع کثیری از مدعیان پست مدرنیسم با بودریار، جامعه شناس فرانسوی، هم نوا هستند که : رسانه های همگانی، دیگر آیینه ی واقعیت نیستند بلکه خودِ واقعیت یا حتی واقعی تر از واقعیتند. نمایش های تلویزیونی مربوط به اخبار مهیج و جنجالی روز، نمونه ی خوبی از این دست می باشد زیرا دروغ بافی ها و تحریف هایی که به بینندگان منتقل می کنند فراتر از واقعیت یا همان فرا واقعیت است. اگر نه به این شدت اما به قدر واقعیت، با بودریار همدل باشیم، این چنین بی خیال و بی خبر از کنار این دنیای خوش خط و خال و قابلیت ها و توانایی های آن، آسوده راه طی نمی کنیم.
در دوران رواج بردگی در بازارهای اروپا و آمریکا، انساندوستان زیادی برای لغو آن مبارزه کردند تا سرانجام در این مبارزه موفق شدند. در طول این سالیان، اما، خشونتهای بردگی ادامه داشت و مشاهده آن دل هر انسان آزادهای را میآزرد. مخالفان بردگی در ضمن مبارزه برای لغو آن تا آنجا که در امکان داشتند برای نجات بردگان تلاش میکردند. از جمله، آنان بردگان را میخریدند و آزاد میکردند. امروز که ما شاهد خشونتهای ناشی از اعمال قانون قصاص در مورد تهیدستان هستیم نیز چارهای جز طی کردن این راه نداریم.
