دبیر و نایب دبیر شورای صنفی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر همراه با احضار جمعی از فعالان صنفی این دانشگاه به کمیته انضباطی احضار شدند.
ابراهیم رحمانی نایب دبیر شورای صنفی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان این مطلب افزود: مورد اتهامی که کمیته انضباطی وارد دانسته و بر اساس آن احضار کرده است شرکت در برنامه های انجمن اسلامی دانشجویان است.
وی علاوه بر اینکه از احضار خود و حامد فخارزاده دبیر شورای صنفی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر خبر داد، یادآور شد: مازیار کریمی دبیر دوره پیش شورای صنفی، مجتبی کلانتری نایب دبیر دوره پیش، سامان خسروی نایب دبیر ۲ دوره گذشته شورای صنفی، مهدی سعیدی پور از اعضای سابق شورای صنفی و سیاوش اسداللهی و مهدی ابولحسنی از اعضای فعلی شورای صنفی دانشکده معدن نیز به کمیته انضباطی احضار شدند.
نایب دبیر شورای صنفی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر عنوان کرد: هنوز هیچ حکمی برای اعضای شورای صنفی صادر نشده است.



این روزها 28 مین سالروز به اصطلاح انقلاب فرهنگی، یا در اصطلاح خودم کودتای فرهنگی است. من به این مناسبت نامه را نوشتم. دلیل این است که این اواخر آقایان نوک تیز حمله را متوجه دانشجویان کرده اند. می گویند دانشجو رفیق بازی می کند، شهوترانی می کند. آنها را می گیرند و زندان می کنند و هزار جور فشار به آنها می آورند. دانشگاه و دانشجو دوباره بیش از پیش مظلوم واقع شده اند. هرکس عقده ای و یا مساله ای دارد، آن را سر دانشجویان خالی می کند. همه کاسه کوزه ها بر سر دانشگاه و دانشجویان می شکنند. من پنجاه سال است که با دانشگاهیان سروکار دارم. این ها فرزندان من هستند. در عین حال شاهد سکوتی آزاردهنده هستم. پس تصمیم به نوشتن این نامه گرفتم.
نقش رسانه ها در جوامع امروزی به گونه ای است که جمع کثیری از مدعیان پست مدرنیسم با بودریار، جامعه شناس فرانسوی، هم نوا هستند که : رسانه های همگانی، دیگر آیینه ی واقعیت نیستند بلکه خودِ واقعیت یا حتی واقعی تر از واقعیتند. نمایش های تلویزیونی مربوط به اخبار مهیج و جنجالی روز، نمونه ی خوبی از این دست می باشد زیرا دروغ بافی ها و تحریف هایی که به بینندگان منتقل می کنند فراتر از واقعیت یا همان فرا واقعیت است. اگر نه به این شدت اما به قدر واقعیت، با بودریار همدل باشیم، این چنین بی خیال و بی خبر از کنار این دنیای خوش خط و خال و قابلیت ها و توانایی های آن، آسوده راه طی نمی کنیم.
در دوران رواج بردگی در بازارهای اروپا و آمریکا، انساندوستان زیادی برای لغو آن مبارزه کردند تا سرانجام در این مبارزه موفق شدند. در طول این سالیان، اما، خشونتهای بردگی ادامه داشت و مشاهده آن دل هر انسان آزادهای را میآزرد. مخالفان بردگی در ضمن مبارزه برای لغو آن تا آنجا که در امکان داشتند برای نجات بردگان تلاش میکردند. از جمله، آنان بردگان را میخریدند و آزاد میکردند. امروز که ما شاهد خشونتهای ناشی از اعمال قانون قصاص در مورد تهیدستان هستیم نیز چارهای جز طی کردن این راه نداریم.
