ساعت ۸ صبح روز جمعه ۴ خردادماه، یک دانشجوی دختر سال چهارم رشته کاردرمانی دانشکده توان بخشی دانشگاه علوم پزشکی ایران، از پشت بام ساختمان پنج طبقه خوابگاه آمل به طبقه زیرزمین افتاد و کشته شد. دانشکده توان بخشی حدود ۷۰۰ دانشجو دارد و ۱۸۰ دانشجوی دختر دانشگاه علوم پزشکی ایران در خوابگاه آمل سکونت دارند. دانشجویی که روز جمعه از پشت بام خوابگاه سقوط کرد متولد سال ۱۳۶۵ و به گفته تعدادی از دانشجویان ساکن خوابگاه آمل، از دانشجویان نمونه دانشکده محسوب می شده است.
این دانشجو ساعت ۶ صبح از خواب بیدار شده و برای خواندن درس برای کنکور کارشناسی ارشد به پشت بام خوابگاه رفته است. در خوابگاه آمل دانشگاه علوم پزشکی ایران، به دلیل واقع شدن سالن مطالعه در زیرزمین و کنار موتورخانه و نبود فضا و هوای مناسب، اغلب دانشجویان ترجیح می دهند که در محوطه حیاط خوابگاه یا روی پشت بام درس بخوانند. این دانشجو همچون بسیاری از دانشجویان صبح زود به پشت بام رفته اما بر اثر خواب آلودگی از لبه بلوک ۱ خوابگاه روی ایرانیت های پلاستیکی سقف بلوک ۲ افتاده است. ایرانیت ها به دلیل پوسیدگی زیر آفتاب سوراخ شده اند و این دانشجو از راه نورگیر خوابگاه روی کف زیرزمین افتاده است.جسد دختر دانشجوی خوابگاه آمل از ساعت ۵۰/۷ تا ۴۵/۱۳ روی زمین مانده بود.
دانشجویان خوابگاه آمل به شرق گفته اند که هیچ یک از مسوولان دانشگاه علوم پزشکی ایران به صحنه حادثه نیامده اند و تاکنون تنها عکس العمل آنها شرکت در مراسم ختم این دانشجو بوده است. دانشجویان معتقدند که مسوولیت نظارت دانشگاه بر خوابگاه های دانشجویی و حفاظت از جان آنها برعهده مدیران دانشگاه است اما آنها تاکنون رغبتی در این زمینه از خود نشان نداده اند.
آنها می گویند که اتفاق روز جمعه باز هم می تواند برای دانشجوی دیگری تکرار شود. اکنون ماموران نیروی انتظامی در اتاق دانشجوی سقوط کرده را پلمب کرده اند و گفته اند که مقصر اصلی حادثه شخص دانشجو بوده است. مسوولان دانشگاه نیز در اطلاع دادن حادثه به خانواده دانشجو، ابتدا به آنها گفته بودند که از پله ها افتاده و پایش شکسته است و بعد گفته اند تصادف کرده و فوت شده است.



این روزها 28 مین سالروز به اصطلاح انقلاب فرهنگی، یا در اصطلاح خودم کودتای فرهنگی است. من به این مناسبت نامه را نوشتم. دلیل این است که این اواخر آقایان نوک تیز حمله را متوجه دانشجویان کرده اند. می گویند دانشجو رفیق بازی می کند، شهوترانی می کند. آنها را می گیرند و زندان می کنند و هزار جور فشار به آنها می آورند. دانشگاه و دانشجو دوباره بیش از پیش مظلوم واقع شده اند. هرکس عقده ای و یا مساله ای دارد، آن را سر دانشجویان خالی می کند. همه کاسه کوزه ها بر سر دانشگاه و دانشجویان می شکنند. من پنجاه سال است که با دانشگاهیان سروکار دارم. این ها فرزندان من هستند. در عین حال شاهد سکوتی آزاردهنده هستم. پس تصمیم به نوشتن این نامه گرفتم.
نقش رسانه ها در جوامع امروزی به گونه ای است که جمع کثیری از مدعیان پست مدرنیسم با بودریار، جامعه شناس فرانسوی، هم نوا هستند که : رسانه های همگانی، دیگر آیینه ی واقعیت نیستند بلکه خودِ واقعیت یا حتی واقعی تر از واقعیتند. نمایش های تلویزیونی مربوط به اخبار مهیج و جنجالی روز، نمونه ی خوبی از این دست می باشد زیرا دروغ بافی ها و تحریف هایی که به بینندگان منتقل می کنند فراتر از واقعیت یا همان فرا واقعیت است. اگر نه به این شدت اما به قدر واقعیت، با بودریار همدل باشیم، این چنین بی خیال و بی خبر از کنار این دنیای خوش خط و خال و قابلیت ها و توانایی های آن، آسوده راه طی نمی کنیم.
در دوران رواج بردگی در بازارهای اروپا و آمریکا، انساندوستان زیادی برای لغو آن مبارزه کردند تا سرانجام در این مبارزه موفق شدند. در طول این سالیان، اما، خشونتهای بردگی ادامه داشت و مشاهده آن دل هر انسان آزادهای را میآزرد. مخالفان بردگی در ضمن مبارزه برای لغو آن تا آنجا که در امکان داشتند برای نجات بردگان تلاش میکردند. از جمله، آنان بردگان را میخریدند و آزاد میکردند. امروز که ما شاهد خشونتهای ناشی از اعمال قانون قصاص در مورد تهیدستان هستیم نیز چارهای جز طی کردن این راه نداریم.
