امروز پس انتشار ۳ نشریه توسط عوامل سر سپرده حاکمیت علیه نظام و ولایت فقیه که در راستای پرونده سازی علیه نشریات بود عده ای از عوامل حاکمیت در دانشگاه که عمدتا اعضای بسیج بودند به پویان محمودیان حمله کردند.
امروز عصر این عده با حمله به محمودیان به ضرب و شتم وی پرداختند. محمودیان که به شدت آسیب دیده است یا لباس پاره و خونین به کمک دانشجویان از دست این افراد رها شئ. (تصاویر مربوطه در انتهای خبر)
پویان محمودیان مدیر مسئول نشریه ریوار، مجید شیخ پور مدیر مسئول سرخط، احمد قصابان مدیر مسئول نشریه سخر، مدیران مسئول سه نشریه هستند که در دانشگاه توسط افرادی ناشناس در جهت چراغ سبز برخورد با انجمن اسلامی دانشجویان منتشر شده اند. گفتنی است هر سه دانشجو از فعالین نشریاتی و از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان می باشد که با توجه به نزدیکی انتخابات انجمن اسلامی و برگزاری تریبون آـزاد انجمن در روز سه شنبه بر هرچه بیشتر به اغتشلش کشاندن دانشگاه صورت گرفته است.
این اتفاقات و انتشار چنین نشریاتی یادآور پرونده سازی های عوامل حاکمیت در مورد نشریه موج و حمله انصار به دانشگاه است



این روزها 28 مین سالروز به اصطلاح انقلاب فرهنگی، یا در اصطلاح خودم کودتای فرهنگی است. من به این مناسبت نامه را نوشتم. دلیل این است که این اواخر آقایان نوک تیز حمله را متوجه دانشجویان کرده اند. می گویند دانشجو رفیق بازی می کند، شهوترانی می کند. آنها را می گیرند و زندان می کنند و هزار جور فشار به آنها می آورند. دانشگاه و دانشجو دوباره بیش از پیش مظلوم واقع شده اند. هرکس عقده ای و یا مساله ای دارد، آن را سر دانشجویان خالی می کند. همه کاسه کوزه ها بر سر دانشگاه و دانشجویان می شکنند. من پنجاه سال است که با دانشگاهیان سروکار دارم. این ها فرزندان من هستند. در عین حال شاهد سکوتی آزاردهنده هستم. پس تصمیم به نوشتن این نامه گرفتم.
نقش رسانه ها در جوامع امروزی به گونه ای است که جمع کثیری از مدعیان پست مدرنیسم با بودریار، جامعه شناس فرانسوی، هم نوا هستند که : رسانه های همگانی، دیگر آیینه ی واقعیت نیستند بلکه خودِ واقعیت یا حتی واقعی تر از واقعیتند. نمایش های تلویزیونی مربوط به اخبار مهیج و جنجالی روز، نمونه ی خوبی از این دست می باشد زیرا دروغ بافی ها و تحریف هایی که به بینندگان منتقل می کنند فراتر از واقعیت یا همان فرا واقعیت است. اگر نه به این شدت اما به قدر واقعیت، با بودریار همدل باشیم، این چنین بی خیال و بی خبر از کنار این دنیای خوش خط و خال و قابلیت ها و توانایی های آن، آسوده راه طی نمی کنیم.
در دوران رواج بردگی در بازارهای اروپا و آمریکا، انساندوستان زیادی برای لغو آن مبارزه کردند تا سرانجام در این مبارزه موفق شدند. در طول این سالیان، اما، خشونتهای بردگی ادامه داشت و مشاهده آن دل هر انسان آزادهای را میآزرد. مخالفان بردگی در ضمن مبارزه برای لغو آن تا آنجا که در امکان داشتند برای نجات بردگان تلاش میکردند. از جمله، آنان بردگان را میخریدند و آزاد میکردند. امروز که ما شاهد خشونتهای ناشی از اعمال قانون قصاص در مورد تهیدستان هستیم نیز چارهای جز طی کردن این راه نداریم.
