…در ادامه ی حرکت های مهرورزانه ای که از زمان ریاست جمهوری آقا محمود شاهد آنها بودیم، چند صباحی است که نیروی انتظامی از آن بابت که از قافله عقب نماند، به مهرورزی در عرصه ی پر طمطراق کنش ها و واکنش های جنسی در سطح جامعه و به مبارزه ای همه گیر با بدحجابی پرداخته است.
در خبرها خوانده ایم که در آتلیه های نیروی انتظامی از ا فراد بد حجاب به رایگان عکس برداری می شود. در این زمینه نگاشتن تفسیری کوتاه بر این بر را بی راه ندانسته ایم:
۱. نظر به سابقه ذهنی همگان که خوب مطلعند همه ی اصحاب قاچاق فیلم های ضد اخلاقی بعد از پروژه زهره خانم از سطح جامعه جمع آوری شده اند، هیچ امکانی بر لو رفتن آرشیو این عکس ها در سطح جامعه از جانب آنها وجود ندارد، و از این منظر امنیت بالایی در پس این حرکت وجود دارد.(خیال بد حجابان عزیز تخت!!)
۲. از آنجا که گزافه نیست اگر بگوییم که پس از ظهور آقا محمود در بالا ترین سطح امور اجرایی در این مرز و بوم، و نظارت بلامنازع ایشان بر بیت المال، قسمت زیادی از بیت المال دست نخورده مانده بود، به احتمال قریب به یقین در این عرصه و در ساخت و تجهیز آتلیه ها و خرید دوربین های عکاسی و … هزینه خواهد شد که بی شک بازهم شامل حال عموم شود.
۳. در این پروژه افتخار آفرین ملی، تعداد زیادی از مخلصان و جان بر کفان بی مزد و منت مشغول به کارند و در حالی که خود در رعایت پوشش کامل اهتمام تمام دارند، ارائه ی آلبومی از این عکس ها در کنار مدال افتخار سند دیگری خواهد بود بر پرونده ی دلاوری های این عزیزان و دست مریزادی به همه ی آنها.
۴. دوران پر بار خدمت سربازی که سرشار است از تجربه های ناب برای همه ی جوانان این مملکت، با این اقدام تجربه ای متفاوت از گذشته برای سربازان در عرصه ی هنر عکاسی ایجاد خواهد کرد که پس از اتمام این دوران خواهند توانست از این تجربه ی خود بهره برداری های فراوان کنند. ضمن آنکه واژه ناملموس آشخوری جای خود را به مجموعه لغات آشنایی مقدماتی با هنر عکاسی می دهد.
۵. ارائه نمایشگاهی از این آثار عکاسی و یا حتی ارائه ی یک برنامه ی تلوزیونی از آن نظیر “کنترل نا محسوس ترافیک” می تواند نشانی دیگر باشد از حضور پررنگ نیروی انتظامی در زندگی پر از آرامش اجتماعی.
۶. نیک می دانیم که «چراغی که به مسجد رواست به خانه نارواست» همین!
۷. با مقایسه این عکس ها با جامعه ی بعد از این اقدام به خوبی خواهیم فهمید که آنچه در مدت ۸ سال بر این جامعه رفته است، چقدر سطحی بوده و ما را از چه ارزش های والایی توانسته که دور کند.
و در پایان این تفسیر ضمن تشکر از همه ی زحمت کشان این عرصه، از همه ی آنان می خواهیم که جهت هرچه بهتر برگزار شدن این نهضت ملی، طی یک فراخوان عمومی همه ی هنر مندان این مرز و بوم را به شرکت در این پروژه در قالب جشنواره ای با عنوان «راهیان حجاب» دعوت نمایند.



بدینسان،گوهری که پیمان نهاده شده بود به خونش پاسداری کنند در پرتو بی کفایتی و تعلل مجلسیان و هم بستگی بدخواهان با کمترین مقاومت از دست رفت و آتش لاف های سرکردگان انجمن شهرها که وعده ی جانبازی ها در راه نگهداشت مشروطه میدادند نیز به پفی خاموش شد. ولی این پایان این فصل از تاریخ ایران نبود زیرا در حالی که خوشبین ترین کسان نیز مشروطه را از دست شده می دانستند و در همان چند روز نخست فضای خود کامگی بار دیگر بر کشور حاکم شده بود در تبریز حماسه ای شکل می گرفت.
آقای حداد ، تشکیلات دادستانی و مجموعه وزارت اطلاعات بهتر از هر گروهی می دانند که تحکیم یک مجموعه شفاف و شیشه ای است و چیزی برای پنهان کردن ندارد . سیاست ها و برنامه های آن کاملا علنی هستند و چیزی برای مخفی کردن ندارد ، اصولا این مجموعه یک مجموعه ی زیر زمینی نیست و کاملا رفتارش علنی است . آنها خود بهتر از هر کسی می دانند که تحکیم در میان جریان های دانشجویی یک مجموعه ی میانه رو است و فعالیت های آن کاملا مدنی و مسالمت آمیز است . دانشجویان تحکیمی خود را ملزم به پیشبرد اصلاحات می دانند و در این مسیر نیز هزینه های زیادی پرداخته اند.
باید به افرادی که بر اقدامات دیوان عدالت اداری خرده می گیرند اینگونه پاسخ داد که اگر این دانشجوی پیگیر و عدالت خواه با در بسته دیوان عدالت همانند دانشگاه و وزارت علوم مواجه و حق او ضایع می شد، سرنوشت او چه می شد؟ آیا این مشکل دیوان عدالت است یا مساله دانشگاه ها و وزارت علوم؟ نباید فراموش کرد وزارت علوم تنها مربوط به مسوولان دانشگاهی نیست بلکه مربوط به دانشجویان نیز هست و باید این اقدام دیوان عدالت را برای صیانت از حقوق دانشجویان به فال نیک گرفت و از آن استقبال کرد.
ژیلا بنی یعقوب در دیدار جمعی از اعضای جنبش زنان و کمیسیون با خانواده بهاره هدایت در تابستان امسال خطاب به مادر او و حاضرین از آرامش و خونسری وی به هنگام بازداشتش در ۲۲ خرداد ۸۵ تعریف می کند. مهدی عربشاهی، همکار او در شورای مرکزی تحکیم نیز در همین ملاقات با خانواده بهاره، از بازداشتشان در ۱۸ تیر مقابل دانشگاه امیرکبیر یاد می کند و به خاطر می آورد که بهاره از همه آرامتر بود و به آنها روحیه می داد. پروین اردلان شجاعت و جسارت بهاره را مهم قلمداد می کند.
