توقیف موقت باران، احضار سجاد ویس مرادی و احمد قصابان به کمیته انضباطی
روزهای گذشته پلی تکنیک باز هم شاهد افزایش فشارهای مدیریت دانشگاه بر مجموعه دانشجویی و به ویژه فعالین سیاسی بوده است. مدیریت فرهنگی دانشگاه مهندس روزبهانی که در اندک مدت تصدی خود در اداره کل فرهنگی، انواع محدودیت ها و فشارها را بر مجموعه های دانشجویی وارد ساخته است، پس از آن که با تدوین آیین نامه ها و دستورالعمل های سلیقه ای نتوانست در نابودی نشریات موثر افتد اینک به ترفندی دیگر دست زده است. هفته نامه دانشجویی باران که در طول سال جاری با انتشار ۱۳ شماره سهم بسزایی در روشنگری و آگاهی افزایی دانشجویان داشته است، بدون هر گونه حکم و مجوز قانونی توسط انتظامات و با فشار حراست از سطح دانشگاه جمع آوری گردید. روز سه شنبه پس از آنکه نشریه باران به چاپ رسیده و و آماده انتشار در سطح دانشگاه بود، حراست و انتظامات مدعی شدند که مدیریت فرهنگی ممنوعیت انتشار باران را به ایشان ابلاغ کرده است (در این روز شخص روزبهانی در دانشگاه حاضر نبود) و سعی در جمع آوری نشریه از سطح دانشگاه نمودند که با مقاومت های دانشجویان مواجه گردیدند. این اولین باری نیست که در طول یک سال گذشته انتظامات و حراست دانشگاه با همکاری مدیریت به جمع آوری نشریه از سطح دانشگاه می پردازد. در اواخر سال گذشته نشریه ایران نو به دستور روزبهانی از سطح دانشگاه جمع آوری شد. همچنین در طول ترم گذشته شماره هایی از نشریات خط صفر، فرداپیله، واژه نو و دچار توسط انتظامات جمع آوری شده بود. همچنین در ترم گذشته شاهد توقیف موقت و غیر قانونی نشریه سرخط توسط روزبهانی و عدم پرداخت به موقع هزینه نشریات باران، سحر، جرس، سرخط، آینده، ایران نو، گلوگاه و … بوده ایم که با اقدام هفته گذشته مدیریت فرهنگی احتمال موج جدید برخورد با نشریات منتقد دولت و حاکمیت افزایش یافته است.
در روزهای گذشته همچنین شاهد احضار سجاد ویس مرادی مدیرمسئول نشریه تنفس ۸۴ و احمد قصابان مدیرمسئول نشریه سحر به کمیته انضباطی بوده ایم. تنفس ۸۴ و سحر هر یک با انتشار ۹ شماره در سال جاری سهم بسزایی در جریانات دانشجویی دانشگاه داشته اند و با جذب مخاطبان خاص و عام علاوه بر نه بزرگ خود به مدیریت انحصارطلب و اقتدارگرا به رسالت خویش که آگاهی بخشی و احترام به آزادی بیان است جامه عمل پوشانده اند.
در طول یک سال گذشته نشریاتی چون سحر و تنفس ۸۴ اگرچه بسیار مورد خشم مدیریت دانشگاه بوده اند ولی قوانین موجود تا به امروز مانع از نیل مدیران به اهداف انحصاری و توقیف آن ها شده است. البته نباید فراموش کرد که در ترم گذشته و پس از انتشار ۸ شماره نشریه خط صفر در کمتر از دو ماه، مدیریت دانشگاه با احضار مجید توکلی به کمیته انضباطی، موجب تعلیق وی و توقیف دائم نشریه خط صفر را فراهم آورد، پروژه ای که احتمال تکرار آن در مورد هر یک از نشریات فعال دانشگاه وجود دارد.



این مشکل بیش از هر جا در جوامع غیر معتقد به هرمنوتیک ایجاد می شد. در این جوامع قرائت حاکم، سایر قرائت ها و فهم پذیری ها را باطل و محکوم به نابودی می دانست و مجال طرح و بحث عقلانی این مباحث را نمی داد. پس این نظرات قلیل نیز در لعاب های دیگر و در قالب های غیر از خود رشد کردند و به زایش فهمی چند پاره منجر می شد.
دادگاههای ما استقلال لازم را ندارند، عدم حضور وکیل در مراحل دادرسی در پروندههای مختلف مشاهده میشود، حکم موکلان به وکلا ابلاغ نمیشود. از آنجایی که وکیل میباید از شأن قاضی برخوردار شود و عملا چنین نگاهی در محاکم وجود ندارد. همه این موارد با قوانین مدنی کشور خود ما سنخیت ندارد، چه برسد با استانداردها و میثاقهای حقوق بشری.
برخورد با چنین جنبشی دشوار است. برای حمله به آن باید آن را از تداوم انداخت اما چگونه؟ ایجاد وحشت و ارعاب، اتهام براندازی نرم و سخت،وابستگی به بیگانه، دریافت کمک مالی و... به فعالان آن می تواند ریزش های کوتاه مدتی را سبب شود اما آن را از تداوم نمی اندازد.
