سازمان گزارشگران بدون مرز طى بیانیهاى خواهان آزادى فورى على فرحبخش، محمد باقر عباسى و منصور تیفورى، سه روزنامهنگار زندانى در ایران شده است. جرم على فرحبخش، روزنامهنگار و کارشناس اقتصادى جاسوسى اعلام شده است. او روز ششم فروردین ماه حکم سه سال زندان و پرداخت جریمهاى هنگفت را دریافت کرد. عیسى سحرخیز روزنامهنگار و عضو انجمن دفاع از آزادى مطبوعات از دشوارىهاى پیگیرى وضعیت همکار خود مىگوید.
على فرحبخش همکار بسیارى نشریات اصلاح طلب از جمله یاس نو، شرق و سرمایه بوده است. فرحبخش که براى شرکت در نشست سازمانهاى غیر دولتى در باره رسانه ها به بانکوک سفر کرده بود، ششم آذر ماه ۸۵ هنگام بازگشت در فرودگاه دستگیر شد. دستگیرى او چهل روز از سوى مقامات جمهورى اسلامى پنهان نگاه داشته شد و تنها پس از انتشار این خبر توسط انجمن صنفى روزنامهنگاران بود که رییس زندانهاى کشور آن را تایید کرد.
خانواده على فرحبخش به امید آزادى او و از بیم پیچیده شدن پروندهاش، خبر دستگیرى او را تا مدتها اعلام نکردند. عیسى سحرخیز عضو انجمن صنفى روزنامهنگاران ایران در مورد این که سکوت نسبى انجمن در مورد آقاى فرحبخش به عدم تمایل خانواده ایشان بر مىگردد یا نه، مىگوید:
”جرم و دستگیرى ایشان به صورتى نبوده که بحث مطبوعات مطرح باشد. انجمن دفاع همیشه وظیفه خود دانسته که در مورد مسائل مربوط به نهادهاى مطبوعاتى یا خود مطبوعات و نه یک فرد پیگیرى کند، هر چند از این گونه مسائل هم نمىگذرد. مسئله خانواده ایشان هم هست که از همان ابتدا مسئله را دنبال نکردند. اما انجمن بدون این که توجه کند خانوادهها چه مىخواهند، وظیفه خود میداند که موضوع را دنبال کند“.
اتهام جاسوسى اما به یک روزنامهنگار زده شده است. پرسش اینجاست که انجمن صنفى روزنامهنگاران با وجود اتهامى که خطوط قرمز امنیتى و محرمانه را یادآورى مىکند، براى شفاف شدن موقعیت یک همکار در بند خود چه مى تواند بکند.
” در این مسئله انجمن فارغ از اتهام مىخواهد موضوع روشن شود. بحث اینست که مسئله بطور کلى مطبوعاتى نیست. پرونده آقاى عبدى، قاضیان یا گرانپایه و یا آقاى گنجى که کنفرانس برلین را مطرح کرده بودند، در ظاهر جرم مطبوعاتى نبود. در مورد آقاى فرحبخش هم همینطور است. اما فارغ از اینها با افکار عمومى نمیتوان اینگونه بازى کرد و اتهامى زد که خانواده یا وکیل به متهم دسترسى نداشته باشند و ما هم دسترسى نداشته باشیم. وقتى موضوع اینگونه پیش میرود، افکار عمومى شک مى کند که آیا حادثهاى واقعا اتفاق افتاده یا بحث پاپوش درست کردن است“.
آیا اگر مدافعان حقوق بشر و حقوق صنفى به دلیل حساسیت اتهامهایى چون جاسوسى، پشت مرز ممنوعه امور امنیتى توقف کنند، خطر این نیست که اتهام هایى از این دست رایج شوند و حذفها و بازداشتها با چنین محملى پیش روند؟ عیسى سحرخیز مى گوید:
”متاسفانه ما با موارد بسیارى روبرو هستیم که روزنامه نگاران ما به طور مستقیم یا غیر مستقیم به مسائل امنیتى ارتباط داده مى شوند. در سال ۷۸ یا ۷۹ بود که مطبوعات را پایگاه دشمن خواندند و بعد توقیف هاى فله اى شروع شد. در سالهاى اخیر به کرات از اتهام جاسوسى و گرفتن پول از خارج و چمدانهاى دلار شنیده ایم. این موضوع بسیار رایج شده و به دلیل مبهم بودن ماجرا آدم نمى تواند به راحتى وارد آن شود. نوع اتهام طورى است که همه با احتیاط بیشتر برخورد مى کنند، هر چند وطیفه اینست که پیگیرى روزمره داشته باشند.“
باید افزود که گزارشگران بدون مرز ضمن تاکید بر آزادى على فرحبخش، خواستار آزادى دو روزنامه نگار زندانى دیگر نیز شده است. یکى از این دو منصور تیفورى، نویسنده، مترجم و روزنامهنگار هفته نامه ناشتى است که ۱۹ اسفند در مریوان دستگیر شده و دیگرى محمدباقر عباسى سملى مدیرمسئول هفته نامه محلى سلام جنوب بوشهر است که به اتهام توهین به پیامبر اسلام در یک مصاحبه، در زندان به سر مىبرد.
مهیندخت مصباح، صدای آلمان



این مشکل بیش از هر جا در جوامع غیر معتقد به هرمنوتیک ایجاد می شد. در این جوامع قرائت حاکم، سایر قرائت ها و فهم پذیری ها را باطل و محکوم به نابودی می دانست و مجال طرح و بحث عقلانی این مباحث را نمی داد. پس این نظرات قلیل نیز در لعاب های دیگر و در قالب های غیر از خود رشد کردند و به زایش فهمی چند پاره منجر می شد.
دادگاههای ما استقلال لازم را ندارند، عدم حضور وکیل در مراحل دادرسی در پروندههای مختلف مشاهده میشود، حکم موکلان به وکلا ابلاغ نمیشود. از آنجایی که وکیل میباید از شأن قاضی برخوردار شود و عملا چنین نگاهی در محاکم وجود ندارد. همه این موارد با قوانین مدنی کشور خود ما سنخیت ندارد، چه برسد با استانداردها و میثاقهای حقوق بشری.
برخورد با چنین جنبشی دشوار است. برای حمله به آن باید آن را از تداوم انداخت اما چگونه؟ ایجاد وحشت و ارعاب، اتهام براندازی نرم و سخت،وابستگی به بیگانه، دریافت کمک مالی و... به فعالان آن می تواند ریزش های کوتاه مدتی را سبب شود اما آن را از تداوم نمی اندازد.
