برگه احضاریه به کمیته انضباطی ناگهان رنگ از رخسار دانشجو می‌برد و آینده تحصیل او را در هاله‌یی  از ابهام قرار می‌دهد. او دانشجویی است که همچون چندین دانشجوی دیگر به نظر نمی‌رسد، انتقاد، اعتراض و گلایه از مسوولان دانشگاه و مدیران بیرون از دانشگاه جزء لاینفک زندگی او شده است. او شنیده بود که دانشجو باید سیاسی باشد، انتقاد کند و همچون جوانان دیگر نباشد، اما گویی تمامی شنیده‌های او دروغی بزرگ بیش نبوده است. اما نه، همچنان وزیر یا به عبارتی «رئیس بزرگ» دانشگاه‌ها در میان سخنان خود از «فعالیت سیاسی» دانشجویان می‌گوید و هر از چند روزی وزیر علوم خطاب به دانشجویان فریاد می‌زند: «شما باید سیاسی باشید، البته نه حزبی». خطاب «رئیس بزرگ» به دانشجویانی است که در اطراف او حلقه زده‌اند، حلقه‌یی  کوچک که با کارت دعوت در کنار او قرار گرفته‌اند. دانشجویانی که سیمایشان با دیگر دانشجویان تفاوتی دارد و رفتارهای «رئیس بزرگ» و «رئیس بزرگ‌تر» یعنی رئیس‌جمهور را می‌پسندند و حتی در انتخابات قبلی از آنان حمایت کردند و آنان را بر کرسی وزارت و صدارت قرار دادند.

مگر دانشجو در کلام «رئیس‌بزرگ» نباید غیرحزبی باشد؟ پس چرا آن دانشجویان حلقه زده در اطراف وزیر علوم در محافل حزبی رفت و آمد می‌کنند و در آستانه هر انتخاباتی ستادهای احزاب و گروه‌های سیاسی را مدیریت می‌کنند و نام تشکل خود را در کنار سایر احزاب قرار می‌دهند؟ مگر حزبی بودن از سوی وزیر علوم ناشایست نیست، پس چگونه وزیر و دوستانش در میهمانی احزاب همفکر شرکت می‌کنند و حتی گزارشی از فعالیت‌های وزارت علوم را در اختیار آنان قرار می‌دهند؟

گویی گفتار و رفتار با یکدیگر متفاوت است و وزیر از یک واژه و الگو دفاع می‌کند و رفتار خود را به گونه‌یی  دیگر به تصویر می‌کشد.

به هرحال تمامی این سخنان روسای بزرگ‌تر، بزرگ و کوچک پیامدی دیگر داشته است. پیامدی که در حکم‌ها و احضارهای کمیته‌های انضباطی نهفته است و فضای دانشگاه‌ها را سیمایی دگرگون با روزهای قبل از ریاست آنان ترسیم کرده است. فضایی که باعث شده است در سال گذشته از «محمود احمدی‌نژاد» رئیس‌جمهور، «مصطفی پورمحمدی» وزیر کشور، «محمدمهدی زاهدی» وزیر علوم، «محمدرضا باهنر» نایب‌رئیس مجلس و دیگر مدیران به گونه‌یی  خاص در دانشگاه‌ها پذیرایی شود و فضایی تند و اعتراض‌آلود محیط علمی را دربرگیرد. چرا که دانشجویان سیاسی هنوز انتقاد و اعتراض از سبک مطلوب مدیران را دوست می‌دارند و حاضر نیستند، در برابر رفتارها و گفتارهای متناقض سر در بغل قرار دهند و مهر سکوت را بر لبان خود بزنند.

این انتقاد و اعتراض در میان دانشجویان سیاسی عضو خانه‌یی  به نام «انجمن‌های اسلامی دانشجویان» طرفداران جدی داشته است. آنان حتی زمانی که «رئیس‌جمهور پیشین» را با دستان خود بر کرسی ریاست نشاندند، پس از چند سالی رفتارهای او را نپسندیدند و در برابر رفتارهای او و همفکرانش اعتراض کردند. اعتراض آنان آنگونه بود که همان دانشجویان انجمنی که تا دیروز در راه حمایت از «محمد خاتمی» و شعارهای اصلاح‌طلبانه او هیچ چیز را دریغ نکرده بودند، در جبهه مقابل «همفکران رئیس‌جمهور وقت» قرار گرفتند. اگر تا دیروز جبهه مقابل اصلاح‌طلبان به زبان طرد آنان مسلح بود، از آغاز اعتراض و انتقاد به دولت اصلاحات این شیوه برخورد با انجمن‌ها مورد پسند همفکران محمد خاتمی قرار گرفت.

از آن روزی که دولت دیروز جای خود را به دولت امروز داد، همان شیوه انجمن‌ها ادامه یافت. اما دولتمردان جدید آتش‌شان تندتر از دیروزی‌ها بود و از همان روزهای اول روسای دانشگاه‌ها و مدیران وزارت علوم تمامی رفتارهایشان به برخورد با این خانه‌های کوچک در دانشگاه‌ها متمرکز شد. تخریب دفاتر انجمن‌ اسلامی دانشگاه‌های «پلی‌تکنیک»، «لرستان»، «شهید رجایی»، انحلال انجمن‌های اسلامی «همدان و علوم پزشکی»، «پلی‌تکنیک»، «صنعتی اصفهان»، «بیرجند»، «ارومیه»، «لرستان»، «اصفهان و علوم پزشکی» و «سبزوار» و غیرقانونی اعلام کردن انجمن‌ اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی تا به حال توسط دستان مدیران وزارت علوم و روسای منصوب این وزارتخانه انجام شده است. همچنین فعالیت‌های برخی از انجمن‌های اسلامی همچون «علوم پزشکی شهرکرد»، «رازی کرمانشاه»، «سیستان»، «مازندران» و«شهید رجایی» را نپسندیدند و آن را «معلق» کردند.

در سایر انجمن‌های اسلامی برخی موانع همچون عدم انطباق اساسنامه و مرام‌نامه با آیین‌نامه مورد پسند مدیران دانشگاه‌ها در برابر اعضای این انجمن‌ها قرار گرفته است و اجازه برگزاری انتخابات داده نمی‌شود. اگر هم داده شود، باید صلاحیت تک‌تک کاندیداهای شورای مرکزی این انجمن‌ها به تایید مدیران دانشگاه‌ها برسد که خدای ناکرده افراد ناهماهنگ با آنان در ساختار این انجمن قرار نگیرند.

از سوی دیگر در برابر برخورد با انجمن‌های اسلامی، انجمن‌های اسلامی منتخب مدیران نیز شکل گرفته است. انجمن‌هایی که اعضای برخی تشکل‌های هوادار سیاست‌های دولت در آن خانه کرده‌اند. این مساله در برخی دانشگاه‌ها همچون دانشگاه پلی‌تکنیک، ارومیه و لرستان اجرایی شده است.

این برخوردها تنها میوه وزارت علوم دولت نهم در مواجهه با «انجمن‌های اسلامی» نبوده است، بلکه حتی پس از فارغ‌التحصیلی اعضای سابق این تشکل در دانشگاه‌ها و قبول در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا با مولود جدیدی به نام «ستاره‌دارها» روبه‌رو شدند. البته مولودی که متولد شده است و اکنون نزدیک به ۲۰ نفر از این عنوان بهره می‌برند و ده‌ها نفر با تعهد از این عنوان گذر کرده‌اند، همچنان از سوی «رئیس‌بزرگ» تکذیب می‌شود و حتی او اعتراض «ستاره‌دارها» را در کنار دفترش ندید و بار دیگر آن را «دروغ رسانه‌ها» تفسیر کرد.

این بی‌خانمان‌ها که دفتر ندارند و ستاره‌دار شده‌اند، هنوز در آمد و رفت به اتاقی در دانشگاه‌ها به نام «کمیته‌ انضباطی» هستند. کمیته انضباطی دانشگاه‌ها شاید فعال‌ترین اتاق در این دو سال اخیر به حساب می‌آید که فقط انجمن‌ها را به میهمانی‌های خود دعوت نمی‌کند، بلکه اعضای شوراهای صنفی، کانون‌های علمی و حتی دانشجویانی که بر سر غذا یا اتاق کوچک و نامناسب خود معترض‌اند هم به این اتاق کوچک می‌روند تا به سوالات صاحبان این اتاق پاسخ گویند. اما داستان حضور انجمنی‌ها در کمیته‌های انضباطی داستانی بلندتر و غم‌انگیزتر است. هر بار در طول این دو سال به سایت‌های خبری رسمی همچون «ایسنا» و «ایلنا» مراجعه می‌شود، کمتر روزی را می‌توان سراغ گرفت که خبری از احضار یک فعال انجمنی در آن دیده نشود. این مساله در حالی است که بسیار دانشجویانی، برای حل این معضل و عدم محکومیت و ادامه تحصیل از اعلام خبر احضار و حتی محکومیت خود پرهیز می‌کنند. با این حال داستان همچنان بلند و غم‌انگیز است.

مروری به احضار و محکومیت دانشجویان دانشگاهی که رئیس‌جمهور در آن حضور یافت و اعتراض شدید دانشجویان را نظاره‌گر شد، فصلی کوچک از این داستان است. «مهدی مشایخی،  متین مشکین، توحید علی‌ اشرفی، حامد ابراهیمی، علی کمیجانی، نسیبه حاجیلری، علی عزیزی، احسان منصوری، عباس حکیم‌زاده، علیرضا قره‌گوزلو، سهیل ضیایی، علی صابری، سمیه میرآشه، آرمین سلماسی، بابک زمانیان، بیژن پوریوسفی، صدیقه بیگدلی، فرهاد نوری، نوید دلبری، علی کارگر، محسن سهرابی، نریمان مصطفوی و مصطفی غفوری» در ۱۱ شهریور ۸۵ زمانی که دفتر انجمن اسلامی تخریب شده بود و تلاش‌ها برای شکل‌دهی انجمن جدید و انحلال انجمن منتخب دانشجویان، متمرکز شده بود، به کمیته انضباطی احضار شدند تا «گربه دم حجله کشته شود». سه تن از دانشجویان ممنوع‌الورود و متین مشکین و محسن سهرابی اخراج شدند، عباس حکیم‌زاده و مجید توکلی هم در زمره محرومان از تحصیل قرار گرفتند. البته همچنان در طول سال هم احضار دانشجویان در دستور قرارگرفته بود. دانشجویانی همچون «محمد سلمان‌پور، ابراهیم رحمانی و سامان خسروی» در زمره احضارشوندگان حین تحصیل به حساب آمدند. همچنین در کنار احضار دانشجویان در دانشگاه پلی‌تکنیک، احضار والدین و تحت فشار قرار دادن اولیای دانشجویان هم یک راهکار جدید بود که از سوی مدیران این دانشگاه ابداع شده بود.

در دانشگاه تهران هم بازی در این وادی قرار گرفت. دانشگاهی که مادر دانشگاه‌های ایران به حساب می‌آید، «رئیس بزرگ»، «رئیس» این دانشگاه را منصوب می‌کند و از همان ابتدای «معارفه» عمید زنجانی مورد پسند دانشجویان قرار نمی‌گیرد. چرا که آنان به اینگونه رفتار مدیران وزارت علوم انتقاد داشتند.  در این دانشگاه در طول این یک سال نزدیک به ۶۰ دانشجو به کمیته انضباطی دعوت شدند. دانشجویانی هم حکم خود را از کمیته انضباطی دریافت کردند، دانشجویانی همچون «زینب پیغمبرزاده و حسین جاودانی» به دو ترم محرومیت از تحصیل، «فرید هاشمی، جولان فرهادی و محمدپویا هیبت‌اللهی» به یک ترم محرومیت از تحصیل و «وحید عابدینی» به تذکر کتبی و درج در پرونده.

در دانشگاه اصفهان نیز در کنار احضار دانشجویان به کمیته انضباطی، احکام برخی از آنان همچون «علیرضا داوودی» به دو ترم محرومیت از تحصیل و «محمد‌امین مهدوش، امین قعله‌یی  و احمد میرزایی» به یک ترم محرومیت از تحصیل رخ‌نمایی کرد. در دانشگاه علامه در کنار احضار دانشجویان انجمنی همچون «میثم قهوه‌چیان»، فعالان شوراهای صنفی و دانشجویان معترض به وضعیت خوابگاه هم وجود داشتند که تنها در دانشکده علوم اجتماعی این دانشگاه ۷ نفر با حکم یک ترم محرومیت از تحصیل تا اخراج دانشجوی دختری از خوابگاه روبه‌رو شدند که نصیب دبیر انجمن اسلامی علامه «مرتضی اصلاح‌چی» نیز یک ترم محرومیت از تحصیل شد. در دانشگاه تربیت معلم تهران نیز «فاروق معروفی» عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی این دانشگاه به مدت یک ترم از تحصیل محروم شد.

در دانشگاه همدان ۵ نفر احضار شدند و در علوم پزشکی همدان هم ۱۱ نفر با یک ترم و دو ترم محرومیت از تحصیل روبه‌رو شدند. و هنوز «محمد جواد دردکشان، سیامک نادعلی و آرش خاندل» سه انجمن دانشگاه لرستان با وجود نقض حکم از سوی دیوان عدالت اداری در گذران دو ترم محرومیت از تحصیل خود هستند که حتی با توجه به دو ترم محرومیت با شگرد مسوولان دانشگاه و عدم اجازه ورود آنان به دانشگاه، ترم صدور حکم هم به آن اضافه شد و به سه ترم محرومیت افزایش یافت.

در دانشگاه کردستان «آسو صالح» یک ترم از تحصیل محروم شد و در دانشگاه فردوسی مشهد «حسین نجفی» با حکمی همچون دانشجوی کردستانی مواجه که در کنار این حکم از خوابگاه هم اخراج شد. «سید‌حسین میرکریمی» نیز در دانشگاه سهند تبریز از سوی کمیته انضباطی این دانشگاه به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شد و در دانشگاه بزرگ «تبریز و علوم پزشکی» هم ۲۰ نفر به کمیته انضباطی احضار شدند که در پی این احضارها «حامد محقق» به توبیخ کتبی و درج در پرونده، محرومیت از تسهیلات رفاهی و یک ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات محکوم شد و دانشجوی دیگری هم یک ترم از تحصیل محروم شد. دانشجویان انجمنی سبزوار هم در این مسیر قرار گرفتند. «مهسا فوقانی، احمد نورحسینی، شیوا دستگیر، مریم مهرآذر، سعید قربانیان، حسن سهیلی‌فر، کاظم حسین‌زاده و اصغر محمودزاده» به کمیته انضباطی به دلیل اعتراض به قتل یک دانشجو احضار شدند.

سه عضو ارشد انجمن اسلامی علوم پزشکی شیراز به نام‌های «محمد‌مهدی احمدی، نادر دیناری و روح‌الله زالی‌مقدم» نیز در پی اعتراض‌های صنفی به این اتاق ساخته شده در دانشگاه تحت عنوان «کمیته انضباطی» دعوت شدند. در دانشگاه ارومیه با وجود انحلال انجمن اسلامی، فعالان این انجمن با احضار و محکومیت‌هایی همچون تذکر کتبی و درج در پرونده تا اخراج از دانشگاه روبه‌رو شدند و سجاد نیکنام‌ دبیر انجمن‌ اسلامی این دانشگاه تا به حال ۴ بار به کمیته انضباطی احضار شده است.

در علوم پزشکی شهرکرد ۱۸ دانشجوی انجمنی به کمیته انضباطی احضار شدند و در دانشگاه شهرکرد «مجتبی کریمی، رسول فتاحی و محمد تقدیری» هم همین‌طور. همچنین ۴ دانشجوی این دانشگاه با حکم تذکر کتبی و درج در پرونده مواجه شدند. در دانشگاه اهواز دو عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی این دانشگاه با محکومیت کمیته انضباطی روبه‌رو شدند که ۳ فعال دانشجویی دیگر نیز در زمره آن دو قرار گرفتند.

از سوی دیگر اعضای انجمن اسلامی دانشگاه مازندران همچون «صادق خوشحال، بیژن صباغ، ضیا نبوی، سعید یعقوبی‌نژاد و گیتا آذری» به میهمانی اعضای کمیته انضباطی دعوت شدند که در پی این دعوت‌ها، یک فعال دانشجویی به یک ترم محرومیت از تحصیل و ۱۴ نفر به توبیخ کتبی و درج در پرونده محکوم شدند.

این گوشه‌یی  از برخورد کمیته انضباطی دانشگاه‌ها با فعالان انجمن‌های اسلامی بود چرا که آنان همچنان به «انتقاد و اعتراض» معتقدند و اگر آینده تحصیلی‌شان هم با مشکل روبه‌رو شود، حاضر نیستند که «محبوب درگاه» باشند. آنان «مغضوبین درگاه» مدیران فعلی وزارت علوم و دانشگاه‌های سراسر کشور هستند؛ از تبریز تا بیرجند، از مازندران تا اهواز و حتی تهران و پلی‌تکنیک که در بطن پایتخت قرار دارند.

 

بدون دیدگاه » بیان دیدگاه

 

دیدگاه خود را بیان کنید

  • نظر شما پس از بازبینی توسط مدیر خبرنامه منتشر خواهد شد.
  • لطفا از کلمات نامناسب استفاده نکنید.
  • برای بیان دیدگاه خود نیازی به کیبرد فارسی ندارید.





مقاله خروجی RSS
ویژه خروجی RSS
پلی تکنیک خروجی RSS
اجتماعی خروجی RSS
حقوق بشر خروجی RSS
خبر خروجی RSS
دانشگاه خروجی RSS
زنان خروجی RSS
سیاسی خروجی RSS
بستن
به E-mail بفرست