به مناسبت ۸ مارس، روز جهانی زن، بنا به رسم هر ساله، تظاهراتی در پاریس برگزار گردید. نمایش خیابانی در ساعت ۱۸ از میدان پرلاشز آغاز شد، از کوچه ها و خیابان های قدیمی و پر جمعیت پایتخت گذر کرد و در میدان باستیل پاریس در ساعت ۲۱ خاتمه یافت.

در این راه پیمایی، تعداد قابل ملاحظه ای از فعالان جنبش های زنان فرانسه و دیگر کشورها شرکت کرده بودند. از جمله گروهی از زنان ایرانی مقیم پاریس که هر ساله در این همایش خیابانی حضور می یابند، با صف خود شرکت کرده بودند. تعدادی از فعالان مرد نیز در گروه زنان ایرانی به چشم می خوردند.

گروه زنان ایرانی خواسته ها و شعارهایی را بر روی پرچم های رنگارنگ و پلاکارهای خود نوشته بودند. بخشی از آنها شعارهای مشترک زنان جهان و بخشی دیگر پیرامون مسایل خاص زنان ایران در جمهوری اسلامی بود: از جمله در مورد آخرین تحولات در سرکوب و دستگیری تعدادی از فعالان زن داخل کشور به مناسبت تحصن اعتراضی زنان در برابر دادگاه انقلاب اسلامی.
خواسته ها و شعارهای گروه زنان ایرانی عبارت بودند از:
برای آزادی، لائیسیته، حق زن بودن در ایران
برای برابری حقوقی، سیاسی، اجتماعی
برابری بین زنان ایران وجهان
بر علیه آپارتاید جنسی، سنگسار، حکم اعدام، فحشا و خرید و فروش زنان
نه به بمب نه به جنگ
آزادی بی قید و شرط همه افراد دستگیر شده در برابر دادگاه انقلاب اسلامی
در پایان تظارات در میدان باستیل، فعالان جنبش های زنان و جمعی از تظاهرکننددگان فرانسوی و خارجی مقیم فرانسه، بر روی پله های تئاتر باستیل با پلاکارهای خود ایستادند و خواسته های خود را مطرح کردند. از آن میان، خواست آزادی فوری و بی قید و شرط زنان دستگیر شده ایرانی و حمایت از مبارزه آزادی خواهانه و برابری طلبانه زنان ایران پشت بلند گوی تظاهرات اعلام گردید.
پاریس ۲۵ مارس ۲۰۰۷
گروهی از زنان ایرانی مقیم پاریس



این روزها 28 مین سالروز به اصطلاح انقلاب فرهنگی، یا در اصطلاح خودم کودتای فرهنگی است. من به این مناسبت نامه را نوشتم. دلیل این است که این اواخر آقایان نوک تیز حمله را متوجه دانشجویان کرده اند. می گویند دانشجو رفیق بازی می کند، شهوترانی می کند. آنها را می گیرند و زندان می کنند و هزار جور فشار به آنها می آورند. دانشگاه و دانشجو دوباره بیش از پیش مظلوم واقع شده اند. هرکس عقده ای و یا مساله ای دارد، آن را سر دانشجویان خالی می کند. همه کاسه کوزه ها بر سر دانشگاه و دانشجویان می شکنند. من پنجاه سال است که با دانشگاهیان سروکار دارم. این ها فرزندان من هستند. در عین حال شاهد سکوتی آزاردهنده هستم. پس تصمیم به نوشتن این نامه گرفتم.
نقش رسانه ها در جوامع امروزی به گونه ای است که جمع کثیری از مدعیان پست مدرنیسم با بودریار، جامعه شناس فرانسوی، هم نوا هستند که : رسانه های همگانی، دیگر آیینه ی واقعیت نیستند بلکه خودِ واقعیت یا حتی واقعی تر از واقعیتند. نمایش های تلویزیونی مربوط به اخبار مهیج و جنجالی روز، نمونه ی خوبی از این دست می باشد زیرا دروغ بافی ها و تحریف هایی که به بینندگان منتقل می کنند فراتر از واقعیت یا همان فرا واقعیت است. اگر نه به این شدت اما به قدر واقعیت، با بودریار همدل باشیم، این چنین بی خیال و بی خبر از کنار این دنیای خوش خط و خال و قابلیت ها و توانایی های آن، آسوده راه طی نمی کنیم.
در دوران رواج بردگی در بازارهای اروپا و آمریکا، انساندوستان زیادی برای لغو آن مبارزه کردند تا سرانجام در این مبارزه موفق شدند. در طول این سالیان، اما، خشونتهای بردگی ادامه داشت و مشاهده آن دل هر انسان آزادهای را میآزرد. مخالفان بردگی در ضمن مبارزه برای لغو آن تا آنجا که در امکان داشتند برای نجات بردگان تلاش میکردند. از جمله، آنان بردگان را میخریدند و آزاد میکردند. امروز که ما شاهد خشونتهای ناشی از اعمال قانون قصاص در مورد تهیدستان هستیم نیز چارهای جز طی کردن این راه نداریم.
