ما قاطعانه معتقدیم تقویت جامعه مدنی از ضروریات مسلم تحقق دموکراسی به معنای حقیقی آن قلمداد میگردد چرا که هدف مشترک و نهایی ، ایجاد فضایی است که در آن تمامی شهروندان قادر شوند مطالبات صنفی و مدنی خود را از طریق مسالمت آمیز با حاکمیت در میان بگذارند و آزادانه صاحبان قدرت را به بوته نقد بکشند.
ما معتقدیم شالوده و اساس هر حرکتی پایبندی به مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر به عنوان میثاق و فصل مشترک میان تمامی انسانها در دوران فعلی است. چرا که بیانگر حقوق پایه ای تمامی افراد، فارغ از نژاد، جنسیت، مذهب و سایر تمایزات طبیعی است. تاکید بر لزوم اجرای کامل مفاد این اعلامیه و گنجاندن آن در قوانین قضایی کشور جزء تلاشهای مسلم ما به منظور دستیابی به هدف غایی که همانا حفظ کرامت و حرمت انسان است، میباشد.
از سویی دیگر به خوبی آگاهیم که بدون تشکل و کار گروهی رسیدن بدین آمال، بسی دشوار خواهد بود. لزوم تلاش برای رفع این دغدغه ما را بر آن داشت که حداکثر توان خود را به کار بندیم و به همراه جمعی از دوستان جوان، فعال و با انگیزه انجمن مدافعین جامعه مدنی را بنیانگذاری کنیم. امید است به یاری یکدیگر و فعالیت مستمر و پایدار قادر باشیم به بخشی از آمال ذیل دست یابیم و در این مسیر دستان گرم شما را میفشاریم.
١) معرفی اعلامیه جهانی حقوق بشر و ملحقات آن
٢) رعایت حقوق شهروندان / منطقه ای ، ملی و بین المللی
٣) حمایت از انجمنها ، نهادها و گروههای مختلف اجتماعی خود جوش دیگر از جمله اتحادیه ها، سندیکاها و اصناف و تشکلهای غیر دولتی
٤) گسترش روح قانون باوری و احترام به قوانین و مقررات
٥) ترویج و گسترش فعالیتهای دسته جمعی و تقویت روحیه مشارکت مدنی
٦) دفاع از تمامی آزادیهای شهروندی
۳ / ۱ / ۸۶
انجمن مدافعین جامعه مدنی در ایران



این روزها 28 مین سالروز به اصطلاح انقلاب فرهنگی، یا در اصطلاح خودم کودتای فرهنگی است. من به این مناسبت نامه را نوشتم. دلیل این است که این اواخر آقایان نوک تیز حمله را متوجه دانشجویان کرده اند. می گویند دانشجو رفیق بازی می کند، شهوترانی می کند. آنها را می گیرند و زندان می کنند و هزار جور فشار به آنها می آورند. دانشگاه و دانشجو دوباره بیش از پیش مظلوم واقع شده اند. هرکس عقده ای و یا مساله ای دارد، آن را سر دانشجویان خالی می کند. همه کاسه کوزه ها بر سر دانشگاه و دانشجویان می شکنند. من پنجاه سال است که با دانشگاهیان سروکار دارم. این ها فرزندان من هستند. در عین حال شاهد سکوتی آزاردهنده هستم. پس تصمیم به نوشتن این نامه گرفتم.
نقش رسانه ها در جوامع امروزی به گونه ای است که جمع کثیری از مدعیان پست مدرنیسم با بودریار، جامعه شناس فرانسوی، هم نوا هستند که : رسانه های همگانی، دیگر آیینه ی واقعیت نیستند بلکه خودِ واقعیت یا حتی واقعی تر از واقعیتند. نمایش های تلویزیونی مربوط به اخبار مهیج و جنجالی روز، نمونه ی خوبی از این دست می باشد زیرا دروغ بافی ها و تحریف هایی که به بینندگان منتقل می کنند فراتر از واقعیت یا همان فرا واقعیت است. اگر نه به این شدت اما به قدر واقعیت، با بودریار همدل باشیم، این چنین بی خیال و بی خبر از کنار این دنیای خوش خط و خال و قابلیت ها و توانایی های آن، آسوده راه طی نمی کنیم.
در دوران رواج بردگی در بازارهای اروپا و آمریکا، انساندوستان زیادی برای لغو آن مبارزه کردند تا سرانجام در این مبارزه موفق شدند. در طول این سالیان، اما، خشونتهای بردگی ادامه داشت و مشاهده آن دل هر انسان آزادهای را میآزرد. مخالفان بردگی در ضمن مبارزه برای لغو آن تا آنجا که در امکان داشتند برای نجات بردگان تلاش میکردند. از جمله، آنان بردگان را میخریدند و آزاد میکردند. امروز که ما شاهد خشونتهای ناشی از اعمال قانون قصاص در مورد تهیدستان هستیم نیز چارهای جز طی کردن این راه نداریم.
