با همۀ درد، انصاف نبود که روز ابتدای سال نو را به دوستان بلاگستان تبریک نگویم. تنها به این دلیل که سال بد تمام شد و شاید تلخی آن دیگر تکرار نشود و امید دارم که اینگونه باشد. امسال سال کوروش بزرگ است و قرار گذاشته ایم که برای پاسداری از دشت پاسارگاد همۀ تلاشمان را انجام دهیم.
سال بد تمام شد و ما در ابتدای سالی قرار داریم که اگرچه چشم انداز زیبایی ندارد ولی هنوز و همچنان دلبستگی به این مرز پرگهر وادارمان می کند که در برابر تندر بایستیم.
سال بد سال خاموشی سه عزیز بود. وقتی به بهار آن رسیدیم که اعدام حجت زمانی را در زمستان پشت سر به عزا نشسته بودیم و تابستان سوزان جهل و جور و فساد، اکبرمحمدی و ولی الله فیض مهدوی را به آتش کشید و باز هم این ما بودیم که همصدایی را از یاد بردیم.

سال عزای مادران پیر و پدران داغدار. خواهران سوگوار. برادران سیاه پوش. همسران در خلوت پوسیده.
آری تمام شدن این سال مبارک باشد.
اما هنوز شاهنامۀ حماسۀ این نسل ادامه دارد و هستند مردان و زنانی که برای آزادی چنان ترانه بارانی راه انداخته اند که هر روز باران واژه هایشان خاک دانش سرخمان را به بار می نشاند.
سال نو را تبریک می گوییم بی آنکه حتی بدانیم صدها زندانی سیاسی و آزادیخواه تنها به جرم اندیشیدن پشت میله های زندان هستند و تعدادی از آنها در حال پنجه انداختن با مرگ نحس هستند.

«- وارتان! بهار خنده زد و ارغوان شکفت.
در خانه، زیر پنجره گل داد یاس پیر.
دست از گمان بدار!
با مرگ نحس پنجه میفکن!
بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار…»
وارتان سخن نگفت؛
سرافراز
دندان خشم بر جگر خسته بست و رفت…
«- وارتان! سخن بگو!
مرغ سکوت، جوجه ی مرگی فجیع را
در آشیان به بیضه نشسته است!»
وارتان سخن نگفت؛
چو خورشید
از تیرگی برآمد و در خون نشست و رفت…
***
وارتان سخن نگفت
وارتان ستاره بود
یک دم درین ظلام درخشید و جست و رفت…
وارتان سخن نگفت
وارتان بنفشه بود
گل داد و
مژده داد: « زمستان شکست!
و
رفت…
ا. بامداد



فردی که تصمیم به چنین اقدام شومی داشته، خود، ریاست کمیته انضباطی دانشجویان را نیز عهده دار می باشد و لذا با «سوء استفاده» از موقعیت خود دانشجوی احضار شده را برای پذیرفتن خواسته ی پلید خود تحت فشار قرار داده است. پر واضح است که قرار گرفتن قدرت بی حد و حصر و غیرقابل نظارت در دستان نهادهایی همچون کمیته ی انضباطی و حراست، اقدامی اشتباه است و می تواند به چنین فجایعی منجر شود، همانگونه که پیشتر نیز در دانشگاه های دیگر همچون رازی کرمانشاه، سهند تبریز و ... شاهد چنین اتفاقات تأسف برانگیزی بوده ایم.
