در چند روز گذشته عکسهایى از تخریب ساختمان کانونهاى فرهنگى دانشگاه امیرکبیر در سایتهاى خبرى منتشر شد که تعجب همه را برانگیخت. با دیدن میزها و کامپیوترهاى شکسته شده و لوازم درهم ریخته فعالیتهاى هنرى دانشجویان این سوال پیش میآید که مگر در این ساختمان چه اقداماتى میشده که این گونه مورد غضب قرار گرفته؟ آیا کمى جا و بودجه دلیل چنین هجومى است؟ پیامدهاى چنین اقداماتى کدامند؟
این سوال را دویچه وله از پیمان عارف یکى از فعالین دانشجویى پرسیده.
ساختمان کانونهاى فرهنگى دانشگاه امیرکبیر به چه فعالیتهایى اختصاص داشت؟
پیمان عارف: ساختمان کانونهاى فرهنگی دانشگاه امیرکبیر مابین دانشکدههاى عمران و کشتىسازى قرار داشت که همانطور که از اسمش هم مشخص است ساختمانىست مختص استقرار و فعالیت کانونهاى فرهنگى هنرى دانشکدههاى دانشگاه امیرکبیر بود. کانونهایى مثل کانون تئاتر، کانون عکس، کانون اندیشه و گفتگو، کانون ادبى و کانونهایى از این دست ما در این ساختمان داشتیم که فعالیتهاى مثمرثمرى را هم در چند سال اخیر انجام دادند، از جمله کانون تئاتر دانشگاه امیرکبیر موفقیت چشمگیرى را در این چندساله به دست آورد و در جشنوارهى تئاتر دانشجو هم بعنوان تئاتر برگزیده انتخاب شد.
این اولینبار نیست که مدیریت دانشگاه امیرکبیر دست به تخریب یکى از دفاتر فعالین دانشجویى مىزند. در تابستان سالى هم که حالا دیگر آخرین ساعات آن را مىگذرانیم، ساختمان انجمن اسلامى مورد هجوم قرار گرفت. آیا علت اصلى تخریب ساختمان کانونهاى فرهنگى واقعا نبود بودجه و کمبود جا بوده؟
پیمان عارف: آن چیزى که بیان شده استفاده از تخصیص بودجه شهردارى براى ساختن ورزشگاه در دانشگاه امیرکبیر با توجه به کسرى بودجه این دانشگاه تحت مدیریت آقاى دکتر رهایى بوده. ولى واقعیت این است که اولا کسرى بودجه هم که در دانشگاه امیرکبیر ایجاد شده و شکل گرفته برمىگردد به نحوه مدیریت آقاى دکتر رهایى. آقاى دکتر رهایى با عملکرد کاملا خارج از اصول و قواعد بودجهبندى و فىالواقع خودکامگىهایى که ایشان در مدیریت این دانشگاه دارند و در هر سطح و صورتى هم این خودکامگىهایشان را اعمال مىکنند باعث تحلیل رفتن بودجه دانشگاه شده و در انتهاى سال هم براى جبران کسرى بودجه متوسل به شهردارى شدهاند. ولى نهایتا مدیریت انتصابى دانشگاه امیرکبیر نظیر تمام مدیریتهاى دیگر دانشگاههاى مهم حوزه آموزش عالى در دولت دوم، نظیر دانشگاه تهران، دانشگاه علم و صنعت و بسیارى از دانشگاههاى دیگر این روساى انتصابى عملکرد کاملا ناموفقى را از خودشان نشان دادهاند و نظیرش را شما در دانشگاه تهران هم مىبینید، دانشگاه تحت ریاست حضرت آیتاله عمید زنجانى. نهایتا در دانشگاه امیرکبیر آن چیزى که اتفاق افتاده یک موجودیت کاملا خودکامه هست. شما الان که وارد دانشگاه امیرکبیر مىشوید احساس مىکنید وارد یک منطقهى نظامى شدهاید.
با توجه به تخریب این ساختمان حال فعالیتهاى هنرى دانشجویان در کجا صورت مىگیرد؟
پیمان عارف: راستش وعده داده شده که محل دیگرى را براى کانونها در نظر بگیرند. کمااینکه اتاقهاى اساتید دانشکدهى کشتىسازى را هم که تخریب کردند، به ساختمان مدیریت دانشگاه منتقل کردند. جابجایىهاى این چنینى دارد صورت مىگیرد. ولى اتفاق دیگرى هم که افتاده تخریب اموال کانونها بوده. همانطور که در عکسهاى خبرنامهى امیرکبیر قابل ملاحظه هست و شما مىتوانید ببینید، اموال کانونها که یکى از مهمترین ابزارها و لوازم فعالیت کانونهاى فرهنگى و هنرى هست تخریب شده عمدتا. کامپیوترها و میزها و بسیارى دیگر از لوازم کانونها در حملهى شبانگاه روز پنجشنبه به کانونهاى فرهنگى و هنرى متاسفانه تخریب شده.
مسئول تخریب اموال کانونهاى فرهنگى چه کسى یا چه نهادى است و جبران خسارات وارده به کانونها را که برعهده خواهد گرفت؟
پیمان عارف: اینها همه حاصل عملکردهاى خودکامهى مدیریتهاى دانشگاههاست و همانطور که اشاره کردید از تخریب دفتر انجمن دانشجویان تا تخریب ساختمان کانونهاى فرهنگى یا اخراجهاى فلهاى و احکام انضباطى فلهاى در دانشگاه امیرکبیر در قالب محرومیت کامل از تحصیل، در قالب برخوردهاى کمیسیون گزینش وزارت علوم و منع از تحصیل فعالین دانشجویى در دورههاى تکمیلى، در دورههاى ارشد و دکترا همه و همه فىالواقع مولفههاى گذشتناپذیر عمومى در سطح دانشگاهها هست. از همه اینها مهمتر حرف نهایى من این است که نحوهى ریاست پادگانى روساى انتصابى دانشگاهها که بحرانهاى دانشگاهها را دامن مىزنند، نهایتا واکنشهاى دانشجویى را در پى دارد. اگر به یکباره آقایان چشم باز مىکنند و مىبینند که دانشگاههاى تحت مدیریتشان تبدیل به بشکهاى از باروت شده و خشمها و اعتراضهاى دانشجویان انباشته شده و بر سرشان فرود مىآید تعجب نکنند.
رادیو آلمان
مریم انصاری



فردی که تصمیم به چنین اقدام شومی داشته، خود، ریاست کمیته انضباطی دانشجویان را نیز عهده دار می باشد و لذا با «سوء استفاده» از موقعیت خود دانشجوی احضار شده را برای پذیرفتن خواسته ی پلید خود تحت فشار قرار داده است. پر واضح است که قرار گرفتن قدرت بی حد و حصر و غیرقابل نظارت در دستان نهادهایی همچون کمیته ی انضباطی و حراست، اقدامی اشتباه است و می تواند به چنین فجایعی منجر شود، همانگونه که پیشتر نیز در دانشگاه های دیگر همچون رازی کرمانشاه، سهند تبریز و ... شاهد چنین اتفاقات تأسف برانگیزی بوده ایم.
