تظاهراتی که در بعد از ظهر یکشنبه ۱۸ مارس در مخالفت با جنگ در بروکسل برگزار شد، جمعی از ایرانیان نیز حضور داشتند. خبرگزاری ها تعداد تظاهرکنندگان را از ۲ تا ۳ هزار نفر تخمین زدند. این تظاهرات که با آرامش در مقابل سفارت آمریکا به پایان رسید به مناسبت چهارمین سال ادامه جنگ در عراق صورت گرفت. پلاکارتها و پرچمهای سه رنگ ایران به وسیله ایرانیان حمل می شد. شعارهایی دردست تظاهرکنندگان ایرانی به زبان فرانسه با مضامین زیر دیده می شد.
- جنگ نه! صلح آری!
- هر چه به جنگ نزدیک شویم، از دمکراسی دور می شویم.
- غنی سازی اورانیوم نه! غنی سازی دموکراسی آری!
- دمکراسی در ایران با صلح ممکن است.
تعداد زیادی اعلامیه به زبان فرانسه و فارسی در محل تظاهرات از طرف ایرانیان پخش شد که علاوه بر موضع قاطع آن بر علیه جنگ، سرکوب آزادیهای مدنی و زیرپا گذاشتن حقوق بشر از طرف حکومت جمهوری اسلامی را توضیح می داد.
در زیر تصاویری از تظاهرات روز شنبه ۱۸ مارس ۲۰۰۷ در شهر بروکسل را مشاهده می کنید.


خطر جنگ و تلاش جهانی برای صلح!
ما در آستانه تشکیل جلسه شورای امنیت سازمان ملل و صدور قطعنامه جدید قرار داریم. نمایندگان شش کشور عضو گروه ۵+۱ حول پیش نویس قطعنامه به توافق رسیده اند. با تصویب این پیش نویس در شورای امنیت، تحریم های جدیدی در مورد ایران اعمال خواهد شد. تحریم هائی که برپایه قطعنامه قبلی شورای امنیت اعمال شده است، تاثیرات خودش را بر اقتصاد کشور ما گذاشته و به سخت تر شدن زندگی طبقات متوسط و پائین جامعه ما منجر گردیده است. مردم کشور ما بتدریج در زندگی روزمره اشان تاثیرات تحریم ایران توسط جامعه بین المللی را احساس میکنند.
در کنار تحریمها، نگرانی مردم از تشدید بحران بر سر مسائل هسته ای و خطر جنگ افزایش پیدا میکند. تبلیغات رژیم جمهوری اسلامی برای تبدیل کردن مسئله انرژی هسته ای به خواست ملی و بسیج نیرو حول آن بتدریج رنگ می بازد و جای آن را نارضایتی از سیاستهای جریان حاکم میگیرد. مردم بتدریج در می یابند که سران حکومت اسلامی تحت پوشش تجهیز ایران به انرژی هسته ای کشور ما را به سوی فاجعه سوق میدهند.
جمهوری اسلامی بی توجه به پیآمدهای مخرب تحریم ایران توسط جامعه جهانی، همچنان بر تداوم غنی سازی اورانیوم پای میفشارد و مدعی است که در برنامه هسته ایش مقاصد نظامی را پی نمیگیرد. اما جامعه جهانی به ادعاهای جمهوری اسلامی برای پایبندی به تعهدات بینالمللی و بهره گیری صلحآمیز از دانش هستهای اعتماد ندارد. جمهوری اسلامی در این چند سال قادر نشده است که آژانس بین المللی را قانع سازد که برنامه هسته ای اش صلح آمیز است.
جمهوری اسلامی با اتخاذ سیاستها و رفتار ماجراجویانه، برگزاری مانورهای نظامی و پاسخ منفی به خواست جامعه جهانی و شورای امنیت برای متوقف کردن غنی سازی اورانیوم، زمینه مساعدی را برای رشد گرایشهای جنگ طلبانه در دولت کنونی امریکا بوجود آورده است. اقدامات تدارکاتی واشنگتن در ماههای اخیر نشان داده است که آلترناتیو حمله نظامی روی میز دولت بوش قرار دارد.
از سوی دیگر سیاستهای جمهوری اسلامی و اظهارات احمدی نژاد به نگرانی فزاینده کشورهای منطقه انجامیده است. دولت بوش بر بستر چنین نگرانی قادر شده است جبهه جدیدی از کشورهای مصر، اردن، عربستان سعودی و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس علیه ایران را شکل دهد. میتوان گفت بر اثر سیاستهای جمهوری اسلامی، کشور ما در سطح جهان و منطقه منزوی گردیده است.
روندی که جریان دارد، کشور ما را گام بگام به فاجعه نزدیک میکند. خطر جنگ و حمله نظامی در حال افزایش است. امنیت و موجودیت کشور ما در خطر است. رهبری جمهوری اسلامی به عواقب درگیری نظامی برای کشور و منطقه، بی اعتناست.
از این رو در حال حاضر عاجل ترین وظیفه نیروهائی که دغدغه منافع حیاتی کشور و مردم آن را دارند، اعمال فشار به جمهوری اسلامی برای متوقف کردن غنی سازی اورانیوم است. باید خطرات ناشی از سیاستهای ماجراجویانه جمهوری اسلامی را برای مردم توضیح داد و بر بی کفایتی حکومت در این برهه بحرانی تاکید کرد و درباره عواقب حمایت دولتمردان جمهوری اسلامی از جریانات بنیادگرای اسلامی در بحران های منطقه ای هشدار داد. در عین حال باید مقابل گرایشات جنگ طلب موجود در دولت کنونی ایالات متحده آمریکا در رابطه با ایران ایستادگی کرد.
ما نگران تحریم اقتصادی کشور و عواقب این تحریم ها در زندگی و گذران مردم هستیم و شدیدا با جنگ در منطقه و حمله نظامی به ایران مخالفت داریم. حمله نظامی به ایران فشار به جنبش های مدنی و دمکراتیک در کشور را افزایش خواهد داد و بشدت نیروهای منتقد، آزادیخواه و دمکرات لائیک را ضربه پذیر خواهد ساخت. برای اپوزیسیون دمکرات و لائیک جمهوری اسلامی، راه حل نظامی آمریکا برای به اصطلاح حل بحران هسته ای ایران بدترین و مخرب ترین سیاست محسوب می شود. ما امضاکنندگان این متن در این لحظات حساس اعلام می کنیم که تمامی مسئولیت عواقب عدم اجرای مفاد قطعنامه ۱۷۳۷ شورای امنیت بر عهده رهبران جمهوری اسلامی است.
ما خواستار پذیرش قطعنامه ۱۷۳۷، تعلیق غنی سازی اورانیوم، آغاز مذاکرات با اتحادیه اروپا بر مبنای بسته پیشنهادی ۵+۱ و همکاری بی قید و شرط با آژانس بین المللی انرژی اتمی برای شفافیت بخشیدن بر پروژه هسته ای کشور هستیم.
ایرانیان هوادار صلح و حقوق بشر



فردی که تصمیم به چنین اقدام شومی داشته، خود، ریاست کمیته انضباطی دانشجویان را نیز عهده دار می باشد و لذا با «سوء استفاده» از موقعیت خود دانشجوی احضار شده را برای پذیرفتن خواسته ی پلید خود تحت فشار قرار داده است. پر واضح است که قرار گرفتن قدرت بی حد و حصر و غیرقابل نظارت در دستان نهادهایی همچون کمیته ی انضباطی و حراست، اقدامی اشتباه است و می تواند به چنین فجایعی منجر شود، همانگونه که پیشتر نیز در دانشگاه های دیگر همچون رازی کرمانشاه، سهند تبریز و ... شاهد چنین اتفاقات تأسف برانگیزی بوده ایم.
