در آستانه سال نو، نگاهی به آنچه در سال ۱۳۸۵ اتفاق افتاده، نشان می دهد وضعیت حقوق بشر در ایران رو به وخامت گرائیده است. نهادهای داخلی و خارجی حقوق بشری در یک سال گذشته همواره نسبت به تشدید برخورد با ناراضیان سیاسی، مدافعان حقوق بشر، روزنامه نگاران، کارگران، معلمان، فعالان حقوق زنان و دیگر فعالان اجتماعی فرهنگی هشدار دادند و خواستار متوقف کردن رویه های غیر قانونی شدند.
اگر چه در آستانه سال نو، احمد باطبی به مرخصی آمد، دکتر ناصر زرافشان آزاد شد و برگه های مرخصی مهندس عباس امیرانتظام و حشمت الله طبرزدی مهر تمدید خورد اما هنوز بسیارند کسانی که سال شان در حبس نو می شود.
تعدادی از زندانیان سیاسی و دانشجویی از جمله در تهران، مهرداد لهراسبی، بهروز جاوید تهرانی، خیرالله درخشندی، کیوان انصاری، ابوالفضل جهاندار، کیوان رفیعی، غلام کلبی، خوانساری، حمیدرضا محمدی، حیدرقلی سلطانی، سعید ماسوری، پوریا نژاد ویسی، سعید شاه قلعه، علیرضا کرمی خیرآبادی، جعفر اقدامی، افشین بایمانی، در استهانهای مختلف شمالغرب کشور مانند آذربایجان، رضا عباسی، عباس لسانی، جلیل غنی لو، بهروز علیزاده، گشتاسپ (گشتاج) واثقی، محمود اصلانی، ائلیاز یکنلی، علی امینی، هادی سرخوش، نسرین رضوی، عادل و ابراهیم شکوری، در کردستان، کیا جهانی و آسو صالح همچنان در زندان هستند و هنوز از آزادی شادی صدر و محبوبه عباسقی زاده و معلمان زندانی مثل علی اکبرباغانی دبیر کل کانون صنفی معلمان، محمود بهشتی سخنگوی کانون و دیگر معلمان زندانی خبری نیست. علاوه بر این تعدادی دیگر از معلمان هم در نقاط مختلف از جمله کرمانشاه دستگیر شدند. این در حالی صورت گرفته که رئیس قوه قضائیه به سعید مرتضوی دادستان تهران تاکید کرده حضور در اجتماعات قانونی و بیان اعتراضات به روش مدنی از حقوق شهروندی و از مظاهر دموکراسی است لذا فرهنگیان نباید در بازدداشت بمانند.
از طرف دیگر ماموران زندان ارومیه به مادر یک ناراضی سیاسی به نام حسین فروهیده گفته اند که فرزندش با حکم اعدام روبرو است و اگر همکاری نکند اعدام خواهد شد.
در همین حال، کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی نیز در اطلاعیه ای نوشت: “در شهرهایی همچون اهواز، ارومیه، کردستان، زاهدان و… زندانیان سیاسی وضعیتی به مراتب بدتر و نگران کننده تر از زندانیان سیاسی در پایتخت دارند. برای تعدادی از این زندانیان حکم اعدام صادرشده است، بسیاری به شدت شکنجه شده اند و بسیاری نیز در زندان هایی در مکان های نامعلوم به سر می برند. “
کانون نویسندگان ایران نیز در پیام نوروزی خود به نقض حقوق بشر در ایران اشاره کرده است: «مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران به سبب مخالفت عاملانِ سانسور و حذف فرهنگی، برای چهارمین سال نیز برگزار نشد. به دنبال تشدید سانسور، کتابهای بسیاری در زمینههای گوناگون فرهنگی و ادبی در محاق سانسور ماند. برخی از اعضای کانون نویسندگان در کوچه و خیابان مورد هجوم و ضرب و شتم شدید مزدوران قرار گرفتند. نقضِ حقوق بشر با مرگ چند زندانی سیاسی در زندان، ابعاد دیگری پیدا کرد. اعتراض های بحقِ کارگران، معلمان، زنان، دانشجویان، پرستاران و کتابداران هر کدام به روشی بیرحمانه سرکوب و اعضای فعال آنها دستگیر، دادگاهی یا بیکار شدند. برای نخستین بار اصطلاح “دانشجوی ستارهدار” به فرهنگ اجتماعی ما راه یافت. اجرای احکامِ اعدام فزونی گرفت و هر روز خبر تشکیل دادگاههای فعالانِ اجتماعی، ستونهایی از روزنامهها را به خود اختصاص داد. »
بر اساس خبرهای منتشر شده در سال ۱۳۸۵، دستگیری و بازداشت فعالین سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، حقوق بشری، روزنامه نگاران و دانشجویان به صورت “سیستماتیک” از طرف دولت جمهوری اسلامی ایران پیگیری شده است. گزارشات و آمار رسمی منتشر شده از طرف خبرگزاری ها و نهادهای حقوق بشری و نیز اظهارات مقامات حکومتی نشان می دهد که از ابتدای سال ۱۳۸۵، نزدیک ۱۱۰۰ نفر از فعالین سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، حقوق بشری، مدافعان حقوق زنان، روزنامه نگاران و دانشجویان دستگیر و بازداشت شده بودند که همچنان تعدادی از آنها در زندان به سر می برند.
زندانیان از نظر قانونی از امکانات بهداشتی، رفاهی و غذایی مناسبی برخوردار نیستند و هر از چندی نیز توسط مجرمان خطرناک مورد حمله و ضرب و شتم قرار می گیرند. حمله اخیر تعدادی به دکتر ناصر زرافشان و سعید شاه قلعه در زندان اوین و یا حمله به بهروز جاوید تهرانی در زندان گوهر دشت کرج نشان می دهد که آنها از نظر جانی امنیت ندارند. اگر چه بارها این زندانیان با اعتصاب غذا از مسئولان قوه قضائیه خواسته اند تا با تفکیک جرایم و زندان ها، شرایط را به گونه ای دیگر و مطابق با اصول قانونی و حقوق بشری فراهم نمایند اما در عمل تنها شاهد جابجایی چند زندانی از زندان کرج به تهران بودیم و همچنان خطرهای سابق برای زندانیان از بین نرفته است.
از طرفی نهادهای حقوق بشری نگران آن هستند که تعدادی از اعدام شدگان در مناطق محروم از جمله سیستان و بلوچستان، زندانیانی باشند که به دلیل فعالیت سیاسی و مخالفت با نظام سیاسی ایران دستگیر شده اند.
بازداشتگاه های غیرقانونی
از بعد از انقلاب، بازداشتگاههای نظامی و امنیتی بدون نظارت رسمی و قانونی تنها از طرف نهادی که آن را در اختیار دارد اداره شده و به همین دلیل رفتارها و اعمال غیر قانونی و غیر انسانی در این بازداشتگاه ها به راحتی انجام شده است. در دوره مجلس ششم موضوع بازداشتگاههای غیرقانونی در دستور کار قرار گرفت اما به نتیجه قابل توجهی نرسید و همچنان بازداشتگاههایی وجود دارند که تابع قوانین سازمان زندانها نیستند و بازجویان و نگهبانان بدون در نظر گرفتن قوانین حقوق بشری و تنها با مقررات داخلی آن رفتار می کنند.
پس از افشای شکنجه دانشجویان در بازداشتگاه توحید وزارت اطلاعات، این بازداشتگاه به موزه تبدیل شد اما هنوز بازداشتگاههایی مانند، بند ۲ الف متعلق با سپاه، بند ۲۴۰ قوه قضائیه، بازداشت گاه های داخل زندان هایی مانند رجائی شهر و قزل حصار و دیگر زندان ها، بازداشتگاه مرصاد واقع در زیر پل کالج، بازداشتگاه ۵۹ سپاه واقع در پادگان عشرت آباد، بازداشتگاه سئول واقع در خیابان سئول، بازداشتگاه عبدالله انصاری واقع در اتوبان همت شرقی، بازداشتگاه مطهری واقع در زیر زمین گذرنامه ناجا، بازداشتگاه فرودگاه واقع در محوطه فرودگاه مهر آباد [بخش نظامی]، بازداشتگاه امام زمان واقع در پشت پارک طالقانی، پشت ایستگاه مترو میرداماد، بازداشتگاه ارتش، بازداشتگاه ۶۴واقع در ۳۰ متری جی، بازداشتگاه ۳۶ واقع در چهار راه فاطمی، بازداششتگاه ۶۶ متعلق به سپاه، بازداشتگاه معروف به کلوپ آمریکایی و تعدادی دیگر که به نیروی انتظامی، سپاه، ارتش و وزارت اطلاعات وابسته اند به صورت غیر استاندارد و یا غیرقانونی و اکثر بدون هیچ گونه نظارتی اداره می شوند.
طبق ماده ۲۲ آئین نامه اجرایی سازمان زندان ها و اقدامات تامینی تربیتی کشور، کلیه زندان ها و بازداشتگاه ها باید در اختیار و نظارت این سازمان باشد اما سازمان زندانها تنها ۱۱ بازداشتگاه را رسما در نظارت خود دارد.
دانشجویان
در سال ۱۳۸۵ دانشجویان بیشترین فشارها و سرکوب ها را متحمل شدند و از آنها تعداد زیادی روانه زندان ها شدند. در جریان تجمعاتی در شهرهای مختلف آذربایجان، تجمع زنان در تهران تهران، تجمع در میدان بهارستان و موارد مشابه، نهادهای اطلاعاتی و امنیتی فرصت را مغتنم شمردند و تعداد زیادی از دانشجویان فعال را دستگیر و برای آنها پرونده سازی کردند. همچنین در سال گذشته ۳۰۰ دانشجو حکم هایی مبنی بر محرومیت از تحصیل به مدت یک تا دو ترم از تحصیل دریافت کرده و صد ها تن به کمیته های انضباطی احضار شده اند. تعدادی دیگر در دانشگاه و یا منزل خود دستگیر و به دلیل فعالیت سیاسی دانشجویی تحت فشار و بازجویی قرار گرفتند. لیست زیر به اسامی تعدادی از دانشجویانی اشاره دارد که در ماههای گذشته دستگیر شده اند؛ پیمان مسکین خدا، محمد مجدزاده قائم مقامی، پویا حبیب اللهی، سجاد نیکنام، یاشار قاجار، عابد توانچه، امید عباسقلی نژاد، جمال ظاهرپور، جابر موسوی، اصلان کامرانی، عسگر نوری، محسن الموتی، مهدی حسن زاده، مصطفی عوض پور، سارا سعیدی، سحر رضازاده، پگاه حمزه ای، عرفان جوانمرد، فرهاد قربان زاده، فرید هاشمی، هومن کاظمیان، پرویز پیران، مجتبی بیات، مهدی شیرزاد، شاهو رستگاری، هومن بخش علیزاده، بهنام سپهرمند، رضا قاضی نوری، جولان فرهادی، یاشار حکاک پور مراغی، حامد یگانه پور، مجید پژوه فام، علیرضا حقی، آرش قلی زاده و فرزاد خجسته، یاسر گلی، هانی باوی، لفته صرخه، حسین بوغدار، منصور طیوری نسب، قاسم کرشاوی، علی بدلی، وحید امینی، معصومه لقمانی، بهاره هدایت، سمیرا صدری، محمد هاشمی، علی نیکونسبتی، حنیف یزدانی، هومن کاظمیان، علی عزیزی، علی ملیحی، حبیب حاج حیدری، علی جمالی، ایمان براتیان، حسین نوری، بهمن افغان، هاشم میرزاده، حسین اسدی، آرام نصرت پور و حمید کارگر.
تعدادی از این دانشجویان در حال سفر برای شرکت در مراسم درگذشت اکبر محمدی در مسیر شهرستان آمل دستگیر شدند. اکبر محمدی بعد از یک مرخصی استعلاجی و بدون هیچ دلیل منطقی به شکل زننده ای در تابستان امسال متعاقب دستگیری مجدد برادر خود منوچهر محمدی، دستگیر شد و در زندان اوین دست به اعتصاب غذا زد که در نهمین روز اعتصاب جان خود را از دست داد. مرگی مشکوک که در انتظار ولی الله فیض مهدوی هم بود.
از زمانی که رئیس قوه قضائیه در مهرماه گذشته از وزیر علوم خواست تا هرچه سریعتر صورت اسامی دانشجویان زندانی را جهت آزادی یا مرخصی آنها به قوه قضاییه ارائه کند، نه تنها گشایش قابل توجهی در کار دانشجویان زندانی و تحت پیگرد مشاهده نشد بلکه روند بازداشت و تعقیب دانشجویان، به ویژه از بهار امسال شدت یافته است. تا جایی که حتی آیتالله عباسعلی عمید زنجانی رئیس جدید دانشگاه تهران گفت: “بهتر است یکی - دو ماه دانشجویانی که با مشکل مواجه شدهاند را فراموش کنیم”.
شکنجه زندانیان
موضوع شکنجه زندانیان امری عادی شده و مسئولان بازداشتگاه ها با استفاده از چشم بند، سلول انفرادی، بازجویی های طولانی و شبانه و نیز ضرب و شتم، آنها را تحت فشار قرار می دهندو در بعضی موارد شدت شکنجه ها موجب شده تا فرد زندانی روانه بیمارستان شود. به عنوان نمونه، علی اکبر موسوی خوئینی نماینده مجلس ششم که امسال در تجمع زنان در میدان هفت تیر تهران دستگیر و زندانی شده بود، هنگام مرخصی از شکنجه خود خبر داد. همچنین کیانوش سنجری عضو جبهه متحد دانشجویی پس از آزادی از بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات از رفتارهای غیرقانونی آنها پرده برداشت. از طرفی در تابستان امسال، یک زندانی به نام داوود مقامی پس از بازداشت در تظاهرات اعتراضی در مغان به زندان شهر پارس آباد منتقل شد و تحت شکنجه قرار گرفت. طبق این خبر، طحال وی از کار افتاد، دچار خونریزی شدید شد وچون به سختی تنفس می کرد به بیمارستان مغان منتقل شد.
اقلیت های مذهبی در زندان
امسال برای اقلیت های مذهبی هم سالی پر از فشار و تنش بود چرا که حسینیه های دراویش گنابادی را از جمله در قم تخریب و سید احمد شریعتی “شریعت”، ۸۰ ساله و رئیس سلسله دراویش نعمت اللهی گنابادی را بازداشت کردند. بازپرس پرونده حتی از پذیرش وکالت امید بهروزی و فرشید یداللهی وکلای ایشان خودداری کرد و برای این وکلا پرونده ای نیز در دادگاه باز شد.
از سویی ۵۴ معلم داوطلب بهایی در شیراز در حالی که سرگرم تدریس بودند توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. کلاس های درس توسط یونیسیف صندوق حمایت از کودکان، وابسته به سازمان ملل متحد تدارک دیده شده بود. همچنین از آغاز سال ۲۰۰۵ میلادی حداقل ۶۶ بهایی در ایران دستگیر شده اند که تعدادی از آنها با قرار وثیقه آزاد شدند اما دست کم ۹ نفر در زندان بسر می برند. مهران کوثری به ۳ سال زندان و بهرام مشهدی به ۱ سال زندان محکوم شده اند. نامبردگان در نامه هایی به مقامات کشور خود خواستار پایان دادن به نقض حقوق بشر در مورد بهائیان شده بودند. افشین اکرم، شهرام بلوری، وحید زمانی، مهربان فرمانبرداری، سهراب حمید، هوشنگ محمد آبادی، و بهروز توکلی از جمله دستگیر شدگان بودند.
در مشهد نیز، فرشته دیباج ۲۸ ساله و رضا منتظمی ۳۵ ساله اداره کنندگان یک کلیسای مستقل در مشهد توسط ماموران وزارت اطلاعات در تاریخ ۴ مهر بازداشت شدند. فرشته دیباج دختر کشیش مهدی دیباج ۵۹ ساله از قربانیان قتل های زنجیره ای است که به اتهام ارتداد در سال ۱۹۹۴ به طرز فجیعی به قتل رسید. در سال ۱۹۹۰ یکی دیگر از کشیش های این کلیسا به نام حسین سودمند به قتل رسیده بود.
روزآنلاین
حسن زارع زاده اردشیر



اغلب کسانیکه گذرشان به "سنندج" افتاده است و در شهر دفها و مسجدها را به زیبایی و نشاط ستوده اند لابد در حاشیه یکی از خیابان های اصلی شهر، مسجد "ادب" را نیز به یاد میآورند و یا نام خیابان و مجتمع های آپارتمانی "ادب" را حداقل برای یکبار شنیده اند. به باور بسیاری، آنچه که از ادب شخصیتی برجسته و چهره ای محبوب در میان عموم ساخته است نه ثروت او بود و نه احداث کارخانه و ایجاد جاده! بلکه پایمردی اش برای رفع تبعیض های قومی و مذهبی و استیفای حقوق ملت کرد بود که او را به یکی از چهره های ماندگار این قوم مظلوم و ستم کشیده تبدیل کرد. یادش گرامی باد.
