مادران دانشجویان منع شده از تحصیل در نامهای به رییسجمهور از عدم رسیدگی به وضعیت این دانشجویان شکایت کردند و خواستار پیگیری این موضوع از سوی محمود احمدینژاد شدند.
به گزارش «ایلنا»، در این نامه که نسخهای از آن به این خبرگزاری ارسال شده، آمده است: با بیان اینکه غرض از مزاحمت، همان گرفتاریای است که خودتان از آن آگاهید و در وزارتخانه علوم، تحقیقات و فناوری دولت شما برای فرزندان ما ایجاد شد، آمده است: نمیدانیم با احساسات مادرانی که با هزار امید و آرزو بچههایشان را، شب و روز، تر و خشک میکنند تا روزی بالیدن آنها و رفتنشان را به میان اجتماعی غیر از خانواده به چشم ببینند، آشنایید یا نه؟! اما حتماً گذرتان به این همه خانوادهای افتاده است که در این سرزمین و با تحمل همه مصایب و فشارهای اقتصادی، تنها به ادامه تحصیل و اشتغال فرزندانشان امید بستهاند، دستکم خودتان پدر هستید. میدانید که درس خواندن یا خصوصاً در کنکور قبول شدن، این روزها
چه توان مالی و روانی از جوانان و پدر و مادران میگیرد، شما که با فضاهای آموزشی آشناترید!
در نامه مادران دانشجویان سه ستاره به رییسجمهور، با اشاره به فعالیتهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی این دانشجویان و حضور آنها در نهادها، کانونها و انجمنهایی در ساختار قانونی و رسمی آموزشی کشور، آمده است: ما مطمئنیم فرزندانی به جامعه تحویل دادهایم که جز تعالی خود و میهنشان سودایی دیگر در سر ندارند، شاهدش نیز اینکه رتبههای علمی خوب یا بسیارخوبی در آزمون کارشناسی ارشد به دست آوردند و هرگز از وظیفه اصلی محصلیشان- درس خواندن- دور نیفتادهاند اما علیرغم این کارنامه علمی قابل قبول، یا نتوانستیم ورودشان به مرحله عالیتری از تحصیل را ببینیم یا از تحصیل در این دوره بازداشته شدند، چرا که دبیرخانه گزینش سازمان سنجش مقرر کرده که اینان صلاحیتهای عمومی تحصیل را ندارند! حتی اسامی بیشتر آنها در میان فهرست پذیرفتهشدگان نبود. به ما میگویند، فرزندانتان با نظام عناد دارند و نهادهای امنیتی با ادامه تحصیلشان موافق نیستند، هیچکس نیز به ما و فرزندانمان توضیح نمیدهد که چه وقت و با کدام حرکت با نظامی عناد ورزیدهاند که در برپاییش ما نیز سهمی داشتهایم. چرا باید حق ادامه تحصیل از جوانان دانشجویی گرفته شود که یا اصلاً فعالیت دانشجویی نداشتهاند یا اگر هم داشتهاند، اصلاً به سبب این فعالیتهای قانونی و شناسنامهدار، در هیچ مرجع صالح انضباطی یا قضایی محکوم نشدهاند و اگر هم محکومیتی دارند، ربطی به عناد با نظام ندارد؟ آیا اگر متصدیان امر فرصت بحق ادامه تحصیل را از گروهی جوان کوشا و بااستعداد ایرانی دریغ نکنند، برای امنیت نظام جمهوری اسلامی بحرانی خاص پدید میآید یا برعکس به امیدواری خانوادهها و خودشان تداوم میبخشد؟ کدام قاعده شرعی و انسانی میپذیرد که اینچنین با سرنوشت عدهای جوان و اعصاب و احساسات خانوادههای آنها بازی شود و به سبب اختلاف سلیقه، دانشجویانی لایق از ادامه تحصیل باز بمانند؟ و مگر ملاک وضع حال افراد نیست؟
این نامه به مراجعات ردصلاحیتشدگان به مراجع قانونی و شخصیتهای نظام اشاره میکند و میافزاید: بازگرداندن حق ادامه تحصیل به جوانانی که خود و خانوادههایشان هریک با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکنند، نه کاری است سخت و نه برخلاف مصالح نظام. ولی مطمئناً برای نظامی که با انقلابی میلیونی و مردمی برپا شده است، نازیبنده این است که مادری خسته و دلشکسته، شکایت چنین رنجی را در تنهایی و با آه دل، به خدای خودش حوالت دهد.
این نامه از سوی ژینا حسنپور(مادر سعید اردشیری)، صغرا شاکری(مادر مهدی امینزاده)، نصرت عزیزی(مادر محمدشورش مرادی)، سلیمه فتوحی(مادر حنان عزیزی بنیطرف)، زهرا قاسمی(مادر حامد حسندوست)، مهری کافی احمدآبادی(مادر محسن فاتحی)، عظمت گلرخ (مادر زهرا جانیپور)، ثوبیه محمدزاده (مادر سالار ساکت)، مهناز مدبری(مادر پیمان عارف)، منصوره موفّقی(مادر سیامک کریمی)، صدیقه نقرهای(مادر فرهاد ذاتعلیفر) امضا شده است و رونوشت آن به دفتر وزیر علوم، تحقیقات و فناوری و دفتر رییس دبیرخانه گزینش استاد و دانشجو ارسال شده است.



فردی که تصمیم به چنین اقدام شومی داشته، خود، ریاست کمیته انضباطی دانشجویان را نیز عهده دار می باشد و لذا با «سوء استفاده» از موقعیت خود دانشجوی احضار شده را برای پذیرفتن خواسته ی پلید خود تحت فشار قرار داده است. پر واضح است که قرار گرفتن قدرت بی حد و حصر و غیرقابل نظارت در دستان نهادهایی همچون کمیته ی انضباطی و حراست، اقدامی اشتباه است و می تواند به چنین فجایعی منجر شود، همانگونه که پیشتر نیز در دانشگاه های دیگر همچون رازی کرمانشاه، سهند تبریز و ... شاهد چنین اتفاقات تأسف برانگیزی بوده ایم.
