دانشجویان رشته مکانیک دانشکده فنی مهندسی دانشگاه بوعلی سینا همدان در نامه ایی اعتراض آمیزخطاب به وزیر علوم نسبت به فضای بسته حاکم بر دانشگاه ، محدودیت تشکلها و نشریات و نیز مشکلات صنفی وآموزشی اعتراض کردند.

در این نامه آمده است :

بسمه تعالی
جناب آقای دکتر زاهدی وزیر محترم علوم تحقیقات و فن آوری

سررشته کارها دیرزمانی است که در دانشگاه بوعلی سینا از دست برون است. این را هم شما می دانید و هم ما. کمبودها و کاستی ها هر روز اعتصاب و اعتراض می آفریند و برخورد قهری مسئولین دانشگاه نیز چنان جو خفقانی آفریده که هیچکس را یارای اعتراض نیست. نشریات دانشجویی هر روز به بهانه واهی توقیف می شوند و برخورد با تشکل های منتقد ومعترض عیانی است که حاجت به بیان ندارد. از آنجا که ذکر مصایب خود را با مدیران و معاونین دانشگاه طی رایزنی ها بازگو کرده ایم و از آن مقامات مجاهدتی پیگیر که منجر به یافتن ریشه ها و دلایل این گونه وقایع گردد، شاهد نبوده ایم لذا شرح این درد بی نهایت را با شما، عالیترین مقام وزارت علوم باز می گوئیم تا شاید این زخم کهنه اندکی التیام یابد. چه، این درد را باید آن زمان که اولین علایم آن ظاهر گشت گذشتگان ما به دنبال علاج آن می بودند. قصور آنها عذاب ما را افزود و شاید سکوت ما عذاب آیندگان را بیافزاید.
شما نیز بدانید که در چه جوی و در نهایت چه استیصالی این نامه را برای شما می نویسیم.
سکوت سنگین و ملال آوری دانشگاه را فرا گرفته است. گویی دیگر پرپر شدن گلی عذابی نمی آفریند. از استاد و مدیر گروه گرفته تا ریاست دانشکده و دانشگاه، هیچ کس را عذاب وجدانی نیست از اینکه دانشجویی در اوج عذاب روحی سیگار به دست سرنوشت نامعلوم خود را به نظاره نشسته و رمقی برای فغان و فریاد ندارد.

«جور استاد به ز مهر پدر» از اولین درس هایی بود که در آغاز تحصیل خود در دبستان آموختیم و نیز آموختیم که استاد را بر شاگرد حقی و شاگرد را به همان میزان بر استاد حقی دیگر است. شاید بهتر آن بود که راز این درد جانکاه سر به مهر باقی می ماند چرا که شرم آن داریم این درد دل شأن استادان زحمت کش و بی مزد و منت را فروکاسته، اجر آن زایل گردد و عذاب ما را افزون دارد.
صبر و انصاف شما را فرا می خوانیم چرا که قلب شما گواهی خواهد داد حقی از ما پایمال شده است. حقی که گمان نرفت و نمی رود با سکوت و اندکی تاسف شما همراه گردد، بلکه اقدامی عاجل را از آن مقام مسئلت داریم. آنقدر سطحی نگر و غیر منصف نیستیم که تمام مشکلات این دانشگاه را تنها از دوران ریاست دکتر خزایی یا وزارت علوم دولت نهم بدانیم و بر آن خرده بگیریم. وابستگی سیاسی یا تشکیلاتی نیز به هیچ جریان یا گروهی چه در داخل دانشگاه و چه خارج آن نداشته و نداریم و اکنون نیز تنها و تنها بر مشکلات صنفی- آموزشی خود پای می فشریم.

جناب آقای دکتر زاهدی
دانشجویان رشته مکانیک دانشگاه بوعلی سینای همدان دیر زمانی است که از آنچه اساتید به عنوان نمرات پایان هر نیمسال ارایه می کنند مورد بی عدالتی قرار می گیرند. چنین بی عدالتی، در کنارتوهین ها و تحقیرهایی که از جانب همین اساتید صورت می گیرد مشکلات روحی ،روانی خاصی را بر دانشجویان این دانشگاه تحمیل کرده است که تمام انگیزه و حس نیل به پیشرفت و پژوهش را در آنان به نحو اکمل خشکانده است. نگاهی به آمار دانشجویان مبتلا به اعتیاد، سیگار و معضلات اجتماعی دیگر که هر ساله بر طبق آمار در حال افزایش است، پرونده دانشجویانی که با افسردگی های حاد و مزمن هر هفته در جلسات کمیسیون های موارد خاص دانشگاه مطرح می شود، رها کردن درس به همراه نوعی بی خیالی به طوریکه هر چه پیش آید خوش آید، و یا آمار روز افزون گرایش به مواد روان گردان، مسکن های قوی و نهایتاً قرص های کاذب شادی آور، زنگ خطر و هشداری است تا شاید مسئولین بی درد دانشگاه را نهیبی زند که برای این فاجعه راه حلی بیابند و برای این درد درمانی بجویند. چه عجولانه تحلیلی است اگر کاهش سطح نمرات دانشجویان رشته مکانیک را تنها در عدم کوشش و مجاهدت دانشجو در طول ترم بدانیم. بلکه اگر چه هستند دانشجویانی که در طول ترم جدیت لازم را ندارند اما خدای را گواه می گیریم و باضرس قاطع این قسم را می خوریم که اکثریت قریب بالاتفاق این دانشجویان تلاش کافی و وافی خود را در طول نیم سال مصروف درس و بحث می کنند اما براستی چرا در پایان ترم مثلاً از یک کلاس ۴۰ نفری تنها ۵ نفر موفق به گذراندن درس مورد نظر می شوند؟ البته کمی تامل در میانگین بسیار پایین نمرات پایان ترم،گویای ضعف مدیریت آموزشی گروه می باشد. کوته فکران و سطحی نگران که با چنان تحلیلی کاهش سطح نمرات را تنها به عدم مجاهدت دانشجو می دانند اگر منصف باشند (که معمولاً این گونه افراد توجیه گر فاقد این صفت هستند) در برابر چنین مواردی پی به نقص استدلال و تحلیل اشتباه خود می برند.

آیا براستی مثلاً ۳۵ نفر از دانشجویان فاقد استعداد و یا آمادگی جهت آزمون بوده اند؟
در چنین مواردی ما تنها استاد را مقصر می دانیم. استاد محترم یا فاقد صلاحیت علمی است یا در ارایه مطلب دچار مشکل است یا آزمون وی با ضوابط استاندارد همخوانی ندارد یا در تصحیح برگه امتحانی دقت لازم را ندارد و گاه با صلبیتی خاص از بارم سوالات کسر می گذارد. و گرنه حضرتعالی نیک می دانید که دانشجویی اگر در رشته مهندسی کنکور سراسری پذیرفته شود گواه اینست که استعداد و صلاحیت لازم را در پذیرش این رشته داشته است چه رسد به اینکه در دانشگاههای مطرح که قبولی نیز در آنها سخت و دشوار است پذیرفته گردد.

لذا با این استدلال اگر چنین سطحی نگرانی همچنان بر استدلال خود پای کوبند آنان را مغرضانی می دانیم که به دنبال فرار از طرح چنین مسئله هایی می باشند.
اهمیت این موضوع آنجایی علناً بازتاب می یابد که علاوه بر کاهش معدل گروه مکانیک، دانشجویان نیز در پایان دوره تحصیلات خود با کسب معدل هایی بسیار پائین نمی توانند جویای کاری مناسب باشند چرا که اغلب شرکت ها و موسسات ا ز مهندسین مکانیکی جذب خواهند کرد که دارای معدل متوسط، خوب یا عالی باشند و اینجاست که سرخوردگی دیگری بر معضلات این دانشجویان افزوده خواهد شد. چنین دانشجویی، چه جوان مثبت اندیشی است که دنیا را بر سر خود آوار نمی بیند! و چه جوان خویشتن دار و پرامیدی است اگر هنوز به ادامه حیات امیدوار است!

جناب آقای وزیر
اکنون که این نامه را می نگاریم گروه آموزش مکانیک فاقد مدیر گروه، کارشناس (گروه جامدات) و منشی دفتر گروه می باشد.

آیا به راستی این حق دانشجو نیست که قبل از ثبت نمرات خود در آموزش دانشگاه از نمره خود مطلع گردد؛ شاید اشتباهی صورت پذیرفته باشد؟
آیا حق دانشجو نیست، نسبت به نمره خود اعتراض کند و از استاد بخواهد برگه امتحانی او را مجدد تصحیح کند؟ چه توهین و تحقیر هایی صورت می گیرد اگر کسی در راه حق مغفول مانده خود با استاد گرامی در نهایت ادب و احترام سخن بگوید.

ما معتقدیم که امکانات آموزشی- رفاهی باید با هم متناسب باشد. آیا به راستی این حق دانشجو نیست که از کمترین امکانات آموزشی (به عنوان مثال پرینتر در سایت کامپیوتر گروه مکانیک) برخوردار باشد؟

اساتید این دانشکده، دانشگاه را وام دار خود می دانند و از این رهگذار به هیچ مقامی پاسخ نمی دهند و استاد سالاری را سر مشق خود، و رواج چنین تفکری را ارزش دانسته و علم محوری را کمتر از آنچه باید، ارج می نهند. در مجموع دانشگاه در بی سامانی کامل به سر می برد. دانشجویان هر روز افسرده تر ومحزون تر می شوند این همه هشداری است تا شاید مسئولین را به درک بهتر و صحیح تر رهنمون سازد چرا که فاجعه، تنها چاقوکشی در دانشگاه بخاطر عشق های نافرجام نیست! اقدام به خودکشی نافرجام چند سال پیش دانشجوی مکانیک نیز می توانست مسئولین را به موضع گیری و ریشه یابی معضلات رو به گسترش این دانشگاه وا دارد.

جناب آقای وزیر
حدیث مفصل بخوانید از آنچه در بالا به صورت مجمل گذشت و مجدداً تاکید می کنیم اگر مسئولین دانشگاه را آنقدر تدبیر و کیاست می بود که پس از بارها مراجعه و طرح مسئله گامی هرچند کوچک در ریشه یابی و حل این معضل برمی داشتند، شرح آن را با حضرتعالی ضرورت نمی دانستیم اما چه کنیم که این رشته نابسامانی در وزارت علوم گره خورده است. لذا مزید امتنان است اگر دستور فرمائید تا قبل از وقوع واقعه ای مسئولین مربوطه به حل این معضل همت گمارند.

در این رهیافت به منظور تصدیق و جامعیت موارد فوق الذکر به طومار جمع آوری شده که به امضای اکثریت دانشجویان مکانیک رسیده است بسنده می کنیم. طومار فوق الذکر به صورت امانت نزد نمایندگان دانشجویان محفوظ می باشد.

 

بدون دیدگاه » بیان دیدگاه

 

دیدگاه خود را بیان کنید

  • نظر شما پس از بازبینی توسط مدیر خبرنامه منتشر خواهد شد.
  • لطفا از کلمات نامناسب استفاده نکنید.
  • برای بیان دیدگاه خود نیازی به کیبرد فارسی ندارید.





مقاله خروجی RSS
ویژه خروجی RSS
پلی تکنیک خروجی RSS
اجتماعی خروجی RSS
حقوق بشر خروجی RSS
خبر خروجی RSS
دانشگاه خروجی RSS
زنان خروجی RSS
سیاسی خروجی RSS
Close
E-mail It