درپی اعتراضات دانشجویان پلی تکنیک در برنامه حضور احمدی نژاد در دانشگاه، موج گسترده ای از حملات رسانه ای علیه دانشجویان ایجاد شد، که در برخی موارد مانند انتقادات اعضای رده بالای جبهه مشارکت (مانند میردامادی، دبیرکل این حزب و یا قابل، عضو شورای مرکزی مشارکت) در تقبیح شکل اعتراضات، برای برخی از دانشجویان سوالات و ابهاماتی در چرایی این اتفاق و قابل دفاع بودن آن بوجود آورد.
در این یادداشت تلاش می شود تا در چند بخش از این حرکت دانشجویی دفاع شود.
- در ایران در طول تاریخ، همواره تلاش می شده تا مشروعیت حکومت و حق اعمال اراده آن، از طریق وصل کردن حاکم به منابع الهی تامین شود که “جمهوری اسلامی” بیش تر از هر حکومتی به این حربه متوصل شده است.
نتیجه آنکه حاکمان تنها در برابر خداوند خود را پاسخگو می دانسته اند، بنابراین “ولی فقیه” تنها کسی است که می تواند در برابر اعمال خود پاسخگو نباشد (و به تعبیری خارج از دایره قانون مندی قرار دارد) و سایر مسئولان و تمامی مردم در برابر وی پاسخگویند.
این امر یکی از اساسی ترین مسائل سیاست در ایران امروز است و همواره به این ذهنیت دامن زده است که مسئولان رده بالای نظام اسلامی، از حریم ویژه ای برخوردارند که حتی شهروندان نیز حق شکستن آن را ندارند و در برابر هر شکلی از عملکرد مسئولان، فراتر از سطحی مشخص نمی توانند به اعتراض بپردازند. (که نمونه آن را در میان اصلاح طلبان و ماجرای به هم ریخته شدن سخنرانی هاشمی در قم به وضوح دیده می شد).
ما، به عنوان منتقدان وضع موجود و مدافعان مدل حکومت دموکراتیک و سکولار، نقدی اساسی نسبت به این نگاه داشته، و مشروعیت حکومت را تنها از جانب شهروندان آن(و نه آرمانی زمینی و یا تفسیری خاص از متون دینی) می دانیم.
در نتیجه، رییس جمهور در برابر تک تک شهروندان این کشور پاسخگوست. ادعای برخی اصلاح طلبان که “انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک” و دانشجویان پلی تکنیکی را به عدم تحمل مخالف و یا عدم پایبندی به قواعد گفتگو متهم می کنند، ناشی از درک رمانتیک و حمل واژگانی زیبا و اساسا بی معنا (مانند فرهنگ گفتگو، تساهل و تسامح، تحمل مخالف، جامعه مدنی و …) است.
آیا تفاوت های رییس جمهور و یک شهروند عادی و بدون مسئولیت مشخص نیست؟ “انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک” هرگز از برهم زدن جلسه سخنرانی افرادی مانند رحیم پور ازغدی و یا مصباح یزدی (که همه با نظراتشان آشنایی دارند!) نیز دفاع نمی کند. چراکه معتقدیم این گروه های فشار و انصار و … هستند که وظیفه شان ممانعت از انتشار آزاد افکار و عقاید شهروندان است، اما به اعتقاد ما هر شهروندی به صرف انسان بودن حق دارد نظرات خود را بیان کند، وبه همین میزان، هر شهروندی حق دارد به هر مسئولی اعتراض خود را نشان دهد. حتی در متمدن ترین کشورهای دنیا نیز، مسئولین با مخاطره اعتراضات شدید و گسترده شهروندان روبرو هستند و این خود نشانی از رشد یافتگی آن جامعه است (و انتقاد برخی مشارکتی ها به این امر نشان دهنده رشد نیافتگی ایشان!).
رییس جمهور شهروند عادی نیست که برای ابراز عقاید و گفتگو به دانشگاه بیاید، او بار مسئولیت اداره کشور را به دوش دارد و هر لحظه ممکن است با انتقاد و اعتراض روبرو شود. اگر آقای رییس جمهور می خواهد به ابراز آزادانه عقاید و انتشار افکارش بپردازد، باید مسئولیت خود را رها کند و بزرگترین ابزارهای اجرایی مملکت را به ملت بازگرداند تا از مخالفت ها و انتقادهای اینچنینی در امان بماند. این درست نقطه افتراق ما با تمامی کسانی است که معتقدند هتک حرمت رییس جمهور عملی غیر اخلاقی و غیر قانونی است.
- دوم آنکه، حتی اگر رییس جمهور شخصی دموکرات و مدافع آزادی های مدنی بود و مجال حضور در عرصه سیاسی را برای تمامی مخالفان فراهم می کرد، باز حق این اعتراضات برای ما وجود می داشت، اما “احمدی نژاد” که روی همه ی تمامیت خواهان را در این حکومت سفید کرده است و با گروگان گرفتن کلیه دارایی ها و حقوق بدیهی ملت (از پول نفت و دارایی های دولت تا حقوق سیاسی و مدنی) تمامی راه های حضور مخالفان و منتقدان را در عرصه سیاسی بسته است و هم شدید ترین سرکوب ها را علیه آنها اعمال کرده (که انجمن اسلامی پلی تکنیک و اعضای آن از مظلوم ترین نمونه های آنند) و در فضای امروز ایران که تمامی روزنامه ها تحت فشار و تهدید سانسور می شوند، خبرگزاری ها باب میل حکومت فعالیت می کنند، سایت های خبری فیلتر می شوند و رسانه های ملی نیز در اختیار دولت است، حضور در پلی تکنیک و استفاده از تریبونی که متعلق به ما دانشجویان پلی تکنیک است، قطعا با چنین مقاومتی روبرو می شود تا برنامه تبلیغاتی احمدی نژاد در پلی تکنیک به یک افتضاح سیاسی تبدیل شود.
- سوم آنکه تبلیغات پایگاه های حاکمیت در دانشگاه و بیرون دانشگاه، که سعی در القاء این ذهنیت داشتند که فعالین انجمن اسلامی پلی تکنیک و دانشجویان آن، کاری جز بر هم زدن برنامه سخنرانی، هوچی گری و برهم زدن نظم دانشگاه ندارند، روشن کردن چند نکته را الزامی می کند.
اساسا درک مدرن از مفاهیم و فعالیت هاییی مانند “فلسفه”، “سیاست” و”اخلاق” با درک سنتی و بویژه متحجر و بنیادگرا تفاوت فاحش دارد. متفکران مدرن، فعالیت هایی مانند “سیاست” یا “اخلاق” یا “فلسفه” را فعالیت های بنیادین بشر می دانند که از خواسته هایی متفاوت و ذاتی سرچشمه می گیرند و تداوم آنها در تمامی جوامع بشری و در طول تاریخ جدای از یکدیگر بوده و پیوسته ادامه دارد. لاجرم این فعالیت ها اهداف متفاوتی را دنبال می کنند که لزوما با هم سازگار نیستند.
از این منظر “سیاست” با “اخلاق” یا “فلسفه” همسان نیست. اخلاق به نیازی درونی پاسخ می گوید و با اصول و تکلیف های معین مرتبط است و به مسئولیت رفتار فردی انسانها “در قبال خود” مرتبط می شود. اما فعالیت سیاسی به نیازهای زندگی اجتماعی و خیر عمومی پاسخ می گوید.
بنابراین باز مساله بر سر تفاوت افق دید ما با تئوری پردازانی است که می خواهند از راه خلط کردن این دو نوع فعالیت و نیازهای مرتبط با آن ها، قوانین حاکم بر “عمل اخلاقی” که لاجرم فردی است را بر “خیر اجتماعی” حاکم کنند و نتیجه آن انواع حکومت های تمامیت خواه (انواع حکومت های دینی، کمونیستی و دیکتاتوری و …) است. اساسا در چنین جوامعی، تفاوتی میان فضیلت فردی(مرتبط با اخلاق) و فضیلت جمعی(مرتبط با سیاست) در نظر گرفته نمی شود.
در مساله مورد بحث ما (بر هم زدن جلسه سخنرانی احمدی نژاد) به این نکته باید بسنده کرد که الزاما میان عمل سیاسی دانشجویان با فضایل اخلاقی مورد قبول اشخاص بی شماری از شهروندان تفاوت های غیر قابل انکاری وجود دارد، اما این عمل سیاسی ما، خیر جمعی و خواسته ها و مطالبات اجتماعی را به شکل اعتراض بیان می کند.
یکی از کارویژه های مشخص جنبش دانشجویی، ایجاد بحران بر سر راه تثبیت نظرات سلطه طلبانه حکومت هاست که آن را در غالب برنامه هایی مانند تحصن، تجمع، تریبون آزاد و … نشان می دهد که در واقع تاکتیک های به نمایش گذاردن اعتراضات می باشند.
و در پایان باید گفت انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک، همواره خط قرمز خود را خشونت دانسته و آن را جزئی از قرارداد اجتماعی مطلوب خود می داند که در برنامه احمدی نژاد نیز کاملا رعایت شد، و از این لحاظ نیز نمی توان چنین کاری را با اعمال گروه های فشار مقایسه نمود.



