شاخ و شانه کشیدن های به اصطلاح اصلاح طلبان برای دانشجویان دگراندیش نه تازگی دارد، نه حتی تاملی بر می انگیزد. تنها می تواند بهانه ای باشد برای ”کوبیدن رسوایی“ و بازکردن مشت هایی که می خواهند از حماقت دولتِ نفت بر سر سفره آور، برای خود صندوق رایی و پله ای برای در آغوش کشیدن معشوق قدرت بسازند.
ناله هایی نیز با مضمون ”به ما رای ندادید، دیدید چه خبر شد؟“ از سوی زعما و سمپات های جویای کار قوم به اصطلاح اصلاح طلب صادر می شود که حافظه تاریخی دانشجویان را به سخره می گیرد.
برای مثال اشک تمساح های اصلاح طلبانه برای دانشجویان محروم از تحصیل، دانشجویانی که برکات کمیته های انضباطی بر سرشان نازل شده و نیز تشکل های دانشجویی تعطیل شده از سوی دانشگاه ها که ای دانشجویان! اگر به ما رای می دادید، در بهشت برین دولت اصلاحات، در دانشگاه می خرامیدید و کس را اندیشه آسیب به شما نبود، خاطرات ما را قلقلک می دهد که مگر سرکوب جنبش دانشجویی در سال های ۷۸ و ۸۲ در دوره اصلاحات اتفاق نیفتاد؟، مگر دولت اصلاحات برای استیفای حقوق دانشجویان مقتول، مضروب، تخلیه چشم شده و دست و پا شکسته کاری کرد؟مگر ”مرد عبا شکلاتی“ نبود که در سیمای لاریجانی سال ۸۲ با خونسردی در پاسخ به خبرنگاری که از مضروب و بازداشت دانشجویان پرسید، گفت: ”نیروی انتظامی ما هم زخمی داده.“؟ مگر در دولت اصلاحات و دوره وزارت دکتر معین اصلاح طلب نبود که بزرگ ترین تشکل دانشجویی کشور و بزرگ ترین عامل پیروزی اصلاح طلبان، با حمایت دولت اصلاحات دو تکه شد تا مقام رهبری در پیامی به نشست تحکیم وحدت طیف شیراز که دست بر قضا بسیاری از اصلاح طلبان طی سالین در آن شرکت کردند، برای اولین بار از لفظ ”فرزندانم در اتحادیه های انجمن های اسلامی“ استفاده کنند؟ مگر شورای عالی انقلاب فرهنگی که ریاستش را ”کتابدار بزرگ“ بر عهده داشت نبود که تصویب کرد ”تشکل های دانشجویی دیگر حق برگزاری انتخابات های آزاد را ندارند؟“، تا چند صباحی بعد با استناد به آن تشکل های دانشجویی یک به یک تعطیل شوند؟
آقای اصلاح طلب! این حرف ها پس از فراموش کردن خیانت شما به دانشجویان حامیتان است. این اگر هایی که آقای تاج زاده می آورد، اگرهای مهمی است.
”اگر… اگر در برابر حکم ناعادلانة دادگاه رسیدگی به فاجعة کوی دانشگاه تهران و نیز در مقابل بازداشت دسته جمعی فعالان سیاسی و دانشگاهی، اصلاحطلبان عکسالعمل قاطعتری نشان میدادند،… راهبرد “عبور از خاتمی” در دانشگاه و جامعه با اقبال به مراتب کمتری روبه رو میشد، اصلاحطلبان شکست نمیخوردند و شهروندان کمتری ناامید میشدند“
مصطفی تاج زاده- نشریه آیین
بله آقای تاج زاده، عبور از خاتمی و عبور از اصلاحات مطرح شد، چون این اگر ها بود، هست و خواهد بود. اگر این اگرها نبود، شما اصلاح طلب بی بو و خاصیت نبودید که به تضییع حقوق شهروندان لبخندهای حکیمانه بزنید و تاریخ را وارونه به ما نشان دهید.
آقای تاج زاده! اگر دیگران ندانند، شما به نیکی می دانید که که اگر دولت اصلاحات توفیقی نیز داشت، مرهون تلاش ها و هزینه هایی بود که دانشجویان پرداختند، نه لمیدن های اصلاح طلبانه بر صندلی های خوش نشین دولتی و اختلاس ها و ارتشاها ه خودتان بهتر از من می دانید.
چند روزی از فرار شهرام جزایری از زندان نمی گذرد و ذکر خاطره ای در این باب خالی از لطف نیست. اصلاح طلبان عزیز اگر قصدی هم برای اصلاح داشتند، انچنان دامنشان آلوده بود که توان طرح خواسسته به حق مردم را نیز نداشتند. تنها در مورد شهرام جزایری، که اصلاح طلبان پرونده او را تسویه حساب با خود می دانستند و می دانند، قهرمانان عرصه اصلاح میلیاردها تومان حق چایی دریافت کرده بودند.
اصلاح طلب عزیز! ما حرف هایت را باور نمی کنیم. مشکل شما با دولت جدید بر سر تضییع حقوق ملت است یا استخدام کتابخانه ملی؟ مشکلاتت را واضح بیان کن، اصلاح طلب.
آقای اصلاح طلب! از یک ”دست شدن قدرت پس از روی کار آمدن احمدی نژاد“ گفتی. کدام یک دست شدن؟تجربه روی کار آمدن احمدی نژاد نشان داد که بدون حضور یک کاریزمای قدرتمند، قدرت در ایران یک دست نمی شود، چه با اصلاح طلبان و چه بدون آن ها. زیرا شرکای قدرت منافع، حس قدرت جویی و شماره حساب بانکی خود را دارند.
آقای مشارکتی! وقتی دانشجویان دگراندیش را متهم می کنی، ”فانوس به دست گرفته ای و قرمطی می جویی“، داغ جفا را بر بازوی دانشجو نمی بینی؟ در حالی که سمپات های حزبتان پادویی حراست و کمیته انضباطی و وزارت سه نقطه را می کنند، تا ریشه ”فعالیت مدنی و خارج از قدرت“ را از دانشگاه بکنند، بسیارند دانشجویانی که از پله های دادسراها و کمیته های انضباطی بالا و پایین می روند تا آنچه خواهد شد، نشود.
نه، آقای اصلاح طلب. ما دیگر به تو رای نخواهیم داد، تا وقتی که این چنین شمشیر در آسمان می چرخانی به تو رای نخواهیم داد، تا مگر به ”اصلاح خود“ بپردازی.
تحکیم نیوز



