آن هنگام که کرامت انسانی در حد ادعا باقی بماند و در گوشه و کنار تنها چیزی که در خاطرهها و اذهان جایگاه واقعیش را نیابد، نام و جایگاه و شخصیت یک انسان باشد باید به انتظار شنیدن بسیاری از اخبار از سوی برخی مدیران کلان کشور باشیم.
وزیر علوم آن زمان که به اثرات یک جمله صادر شده از سوی خویش پی میبرد که نه راه پیش دارد و نه راه پس. در این میان مظلومتر از خبرنگاران چه کسانی هستند که میبایست پایاندهنده این فاجعه کلامی باشد، هنگامی که کسی به نتایج نحوه سخن گفتن خویش کمتر آگاه باشد، این اتفاقات هم طبیعی است.
وزیر محترم علوم هنگامی که واکنش سرد و منفی ادعایش در مورد مشکلات اخلاقی دانشجویان سهستاره را از سوی نمایندگان اصولگرای مجلس دید تازه پی برد که قرار نیست اگر آدمی وزیر باشد هر چه دلش خواست میتواند بگوید و همه او را تایید کنند! و آنوقت چارهای جز این ندارد که بگوید خبرنگاران خبر را از روی مقاصد جنایی فرستادهاند و به دروغ از قول من چنین گفتهاند!
حقیقتا اگر قصه دانشجویان سه ستاره و نحوه واکنش وزارت علوم را از ابتدا بررسی کنیم، چگونگی عقبنشینی وزیر و معاونانش را درخواهیم یافت.
از آن هنگام که اصل موضوع را تکذیب میکردند تا آن زمان که بر گردن وزارت اطلاعات انداختند و کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس مسئله را از وزارت اطلاعات پیگیری کرد و نادرستی این ادعا را اعلام کرد، تا امروز که این اقدام از سوی معاونت گزینش وزارت علوم را امری طبیعی در میان یک میلیون دانشجو عنوان میکند.
حقیقتا اگر برخی مدیران شفافیت با مردم را همواره در دستور کار قرار دهند آنوقت نه خبرنگاران را دروغگو میخوانند و نه نیاز به این همه جنجال است.



فردی که تصمیم به چنین اقدام شومی داشته، خود، ریاست کمیته انضباطی دانشجویان را نیز عهده دار می باشد و لذا با «سوء استفاده» از موقعیت خود دانشجوی احضار شده را برای پذیرفتن خواسته ی پلید خود تحت فشار قرار داده است. پر واضح است که قرار گرفتن قدرت بی حد و حصر و غیرقابل نظارت در دستان نهادهایی همچون کمیته ی انضباطی و حراست، اقدامی اشتباه است و می تواند به چنین فجایعی منجر شود، همانگونه که پیشتر نیز در دانشگاه های دیگر همچون رازی کرمانشاه، سهند تبریز و ... شاهد چنین اتفاقات تأسف برانگیزی بوده ایم.
