مدیر برنامه مشترک سازمان ملل متحد در زمینه ایدز از ابتلای روزانه بیش از ۴۰نفر در ایران به ویروس ایدز خبر داد.
دکتر حمیدرضا ستایش، با بیان این خبر در نشست مشترک آژانس های سازمان های ملل مستقر در ایران، افزود: در دو سال گذشته بیماری ایدز در ایران ، رشد دوبرابری داشته اشت و در حال حاضر عمده ترین اقدام، در اولویت قرار دادن برنامه استراتژیک کشوری برای مبارزه با ایدز است.
وی با اشاره به این که بر اساس اعلام کمیته کشوری ایدز و وزارت بهداشت، تعداد مبتلایان به این بیماری در ایران حدود ۶۰تا۷۰هزار نفر برآورد شده است، افزود: به نظر می رسید با این میزان سریع ابتلا به ایدز در ایران، تعداد مبتلایان به یکصد و چهل هزار نفر نیز برسد.
ستایش در پاسخ به سوالی در مورد اظهارات اخیر وزیر بهداشت که ایدز را جزو اولویت های درمانی کشور ندانسته، گفت:گرچه این بیماری، یک بیماری عمومی محسوب نمی شود اما افزایش این بیماری در گروه های پرخطر مانند معتادان تزریقی رشد فزاینده ای داشته است که در صورت عدم توجه به این موضوع، با یک فاجعه در کشور روبرو می شویم.



این روزها 28 مین سالروز به اصطلاح انقلاب فرهنگی، یا در اصطلاح خودم کودتای فرهنگی است. من به این مناسبت نامه را نوشتم. دلیل این است که این اواخر آقایان نوک تیز حمله را متوجه دانشجویان کرده اند. می گویند دانشجو رفیق بازی می کند، شهوترانی می کند. آنها را می گیرند و زندان می کنند و هزار جور فشار به آنها می آورند. دانشگاه و دانشجو دوباره بیش از پیش مظلوم واقع شده اند. هرکس عقده ای و یا مساله ای دارد، آن را سر دانشجویان خالی می کند. همه کاسه کوزه ها بر سر دانشگاه و دانشجویان می شکنند. من پنجاه سال است که با دانشگاهیان سروکار دارم. این ها فرزندان من هستند. در عین حال شاهد سکوتی آزاردهنده هستم. پس تصمیم به نوشتن این نامه گرفتم.
نقش رسانه ها در جوامع امروزی به گونه ای است که جمع کثیری از مدعیان پست مدرنیسم با بودریار، جامعه شناس فرانسوی، هم نوا هستند که : رسانه های همگانی، دیگر آیینه ی واقعیت نیستند بلکه خودِ واقعیت یا حتی واقعی تر از واقعیتند. نمایش های تلویزیونی مربوط به اخبار مهیج و جنجالی روز، نمونه ی خوبی از این دست می باشد زیرا دروغ بافی ها و تحریف هایی که به بینندگان منتقل می کنند فراتر از واقعیت یا همان فرا واقعیت است. اگر نه به این شدت اما به قدر واقعیت، با بودریار همدل باشیم، این چنین بی خیال و بی خبر از کنار این دنیای خوش خط و خال و قابلیت ها و توانایی های آن، آسوده راه طی نمی کنیم.
در دوران رواج بردگی در بازارهای اروپا و آمریکا، انساندوستان زیادی برای لغو آن مبارزه کردند تا سرانجام در این مبارزه موفق شدند. در طول این سالیان، اما، خشونتهای بردگی ادامه داشت و مشاهده آن دل هر انسان آزادهای را میآزرد. مخالفان بردگی در ضمن مبارزه برای لغو آن تا آنجا که در امکان داشتند برای نجات بردگان تلاش میکردند. از جمله، آنان بردگان را میخریدند و آزاد میکردند. امروز که ما شاهد خشونتهای ناشی از اعمال قانون قصاص در مورد تهیدستان هستیم نیز چارهای جز طی کردن این راه نداریم.
