سیدحسین جاودانی، از فعالان دانشجویی جریان دموکراسیخواه دانشگاه تهران، به دو ترم محرومیت از تحصیل با احتساب سنوات محکوم شد.
جاودانی با اعلام این خبر گفت: این حکم مربوط به قضایای خرداد ماه و اعتراض ما به بازنشستگی اجباری اساتید است.
وی با بیان اینکه احکام کمیته انضباطی برای معترضان خرداد ماه در حالی صادر شده است که این اعتراضات صرفا صنفی بود و ما از هرگونه اقدام سیاسی اعلام برائت کرده بودیم، گفت: این احکام به هیچ وجه با اتهامات مطرحشده متناسب نیست. به طور مثال اتهام من ساماندهی هدایت اغتشاشگران ذکر شده است، در حالی که من به عنوان دبیر تشکل دانشجویان دموکراسیخواه دانشگاه تهران نهایت تلاش خود را برای آرام کردن اعتراضات انجام دادم.
جاودانی با اشاره به احضار ۵۴ نفر از فعال دانشجویی دانشگاه تهران به کمیته انضباطی طی ماههای اخیر، گفت: احضارها و احکام کمیته انضباطی در ماههای اخیر بیسابقه و شاید به اندازه همه سالهای گذشته باشد و به نظر میرسد هدف از آنها ترساندن و منع دانشجویان از فعالیتهای سیاسی دانشجویی است.
وی افزود: بسیاری از احکام صادرشده به اخراج دانشجویان منجر میشود و دانشگاه به هیچوجه به این مساله توجه نکرده است.



این روزها 28 مین سالروز به اصطلاح انقلاب فرهنگی، یا در اصطلاح خودم کودتای فرهنگی است. من به این مناسبت نامه را نوشتم. دلیل این است که این اواخر آقایان نوک تیز حمله را متوجه دانشجویان کرده اند. می گویند دانشجو رفیق بازی می کند، شهوترانی می کند. آنها را می گیرند و زندان می کنند و هزار جور فشار به آنها می آورند. دانشگاه و دانشجو دوباره بیش از پیش مظلوم واقع شده اند. هرکس عقده ای و یا مساله ای دارد، آن را سر دانشجویان خالی می کند. همه کاسه کوزه ها بر سر دانشگاه و دانشجویان می شکنند. من پنجاه سال است که با دانشگاهیان سروکار دارم. این ها فرزندان من هستند. در عین حال شاهد سکوتی آزاردهنده هستم. پس تصمیم به نوشتن این نامه گرفتم.
نقش رسانه ها در جوامع امروزی به گونه ای است که جمع کثیری از مدعیان پست مدرنیسم با بودریار، جامعه شناس فرانسوی، هم نوا هستند که : رسانه های همگانی، دیگر آیینه ی واقعیت نیستند بلکه خودِ واقعیت یا حتی واقعی تر از واقعیتند. نمایش های تلویزیونی مربوط به اخبار مهیج و جنجالی روز، نمونه ی خوبی از این دست می باشد زیرا دروغ بافی ها و تحریف هایی که به بینندگان منتقل می کنند فراتر از واقعیت یا همان فرا واقعیت است. اگر نه به این شدت اما به قدر واقعیت، با بودریار همدل باشیم، این چنین بی خیال و بی خبر از کنار این دنیای خوش خط و خال و قابلیت ها و توانایی های آن، آسوده راه طی نمی کنیم.
در دوران رواج بردگی در بازارهای اروپا و آمریکا، انساندوستان زیادی برای لغو آن مبارزه کردند تا سرانجام در این مبارزه موفق شدند. در طول این سالیان، اما، خشونتهای بردگی ادامه داشت و مشاهده آن دل هر انسان آزادهای را میآزرد. مخالفان بردگی در ضمن مبارزه برای لغو آن تا آنجا که در امکان داشتند برای نجات بردگان تلاش میکردند. از جمله، آنان بردگان را میخریدند و آزاد میکردند. امروز که ما شاهد خشونتهای ناشی از اعمال قانون قصاص در مورد تهیدستان هستیم نیز چارهای جز طی کردن این راه نداریم.
