روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت در اعتراض به تداوم اخراج اساتید و ایجاد مانع در برابر فعالیتهای آزاد آکادمیک در ایران، اطلاعیه ای را بدین شرح صادر کرده است :
دانشگاه مهمل آزاد اندیشی و استاد ، راهبر آزادی است. دانشجو تشنه علم و خرد و استاد چشمه آگاهی است . دریغ که سالها و بل قرنهاست که رکود خرد ورزی حکم راننده بر محافل علم است . آن زمان که شاهان صفوی عالم شیعی را مزد بگیر دربار ساختند؛ پی ریز مرگ تفکر بودند. و آن روز که انقلابیون ۵۷ در کوس انقلاب فرهنگی نواختند به سنت صفوی بازگشتند. دانشگاه مظهر علم مدرن و جایگاه کسب آگاهی است، پس دشمن استبداد و سنت معرف استبداد است. بی مراد نیست سخن از بیداد سکولاریسم راندن و بر ساحت دانشگاه تاختن . هدف خاموشی دانشگاه به عنوان مرکز نقد آکادمیک بر اعمال حاکمان است .
از این رو دانشگاههای کشور عرصه تاخت و تاز خردستیزان گردیده و استاد و دانشجو با هم مورد مهروزی واقع شده اند . دانشجو حکم و ستاره می گیرد و استاد بی واحد می شود و نهایتا اخراج. اساتید مستقل به اجبار بازنشسته می گردند، دانشجویان منتقد از حق ادامه تحصیل محروم می گردند وکانونهای فرهنگی ،شوراهای صنفی و انجمنهای اسلامی بسیاری در سراسر کشور تعلیق و منحل می شوند.
در ادامه این اقدامات بی خردانه ، دوتن از اساتید سرشناس کشور آقایان دکتر محسن کدیور و دکتر سعید حجاریان مورد مهروزی دولت کج اندیش نهم قرار گرفته اند. آقای دکتر حجاریان از حق تدریس محروم گشته اند و دکتر محسن کدیور با مشکلاتی در عرصع آموزش و پژوهش مواجه گردیده اند. دفتر تحکیم وحدت ضمن محکوم کردن این گونه اقدامات خردستیزانه دولت ، بار دیگر هشدار می دهد که سکوت و کم تحرکی نیروهای سیاسی، آینده تاریکی را برای کشور رقم خواهد زد. این اقدامات در اصل بخشی از پروژه انقلاب فرهنگی دوم است، لذا بر همه فعالان سیاسی وفرهنگی کشور لازم است که با تشکیل جبه فراگیر و دفاع از دانشگاه در مقابل اقدامات تنگ نظرانه و قرون وسطایی ایستادگی نمایند.
روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت
آبان ۱۳۸۵



این روزها 28 مین سالروز به اصطلاح انقلاب فرهنگی، یا در اصطلاح خودم کودتای فرهنگی است. من به این مناسبت نامه را نوشتم. دلیل این است که این اواخر آقایان نوک تیز حمله را متوجه دانشجویان کرده اند. می گویند دانشجو رفیق بازی می کند، شهوترانی می کند. آنها را می گیرند و زندان می کنند و هزار جور فشار به آنها می آورند. دانشگاه و دانشجو دوباره بیش از پیش مظلوم واقع شده اند. هرکس عقده ای و یا مساله ای دارد، آن را سر دانشجویان خالی می کند. همه کاسه کوزه ها بر سر دانشگاه و دانشجویان می شکنند. من پنجاه سال است که با دانشگاهیان سروکار دارم. این ها فرزندان من هستند. در عین حال شاهد سکوتی آزاردهنده هستم. پس تصمیم به نوشتن این نامه گرفتم.
نقش رسانه ها در جوامع امروزی به گونه ای است که جمع کثیری از مدعیان پست مدرنیسم با بودریار، جامعه شناس فرانسوی، هم نوا هستند که : رسانه های همگانی، دیگر آیینه ی واقعیت نیستند بلکه خودِ واقعیت یا حتی واقعی تر از واقعیتند. نمایش های تلویزیونی مربوط به اخبار مهیج و جنجالی روز، نمونه ی خوبی از این دست می باشد زیرا دروغ بافی ها و تحریف هایی که به بینندگان منتقل می کنند فراتر از واقعیت یا همان فرا واقعیت است. اگر نه به این شدت اما به قدر واقعیت، با بودریار همدل باشیم، این چنین بی خیال و بی خبر از کنار این دنیای خوش خط و خال و قابلیت ها و توانایی های آن، آسوده راه طی نمی کنیم.
در دوران رواج بردگی در بازارهای اروپا و آمریکا، انساندوستان زیادی برای لغو آن مبارزه کردند تا سرانجام در این مبارزه موفق شدند. در طول این سالیان، اما، خشونتهای بردگی ادامه داشت و مشاهده آن دل هر انسان آزادهای را میآزرد. مخالفان بردگی در ضمن مبارزه برای لغو آن تا آنجا که در امکان داشتند برای نجات بردگان تلاش میکردند. از جمله، آنان بردگان را میخریدند و آزاد میکردند. امروز که ما شاهد خشونتهای ناشی از اعمال قانون قصاص در مورد تهیدستان هستیم نیز چارهای جز طی کردن این راه نداریم.
