رئیس دولت نهم در حالی قدم به دانشگاه می گذارد که از مدتها پیش مقدمات این نمایش مشمئز کننده در حال چینش بوده است. اقداماتی که از ابتدای قدرت یافتن دولت نهم با انتصاب وزیری که در ابتدا مرد سال ریاضی معرفی گشت و سپس هزاران اما و اگر در مورد تحصیلاتش مطرح گردید با پایین ترین رای اعتماد از مجلس در طول تاریخ ایران، هزاران اما و اگر را در خصوص درایت و صلاحیتش به قطعیت تبدیل کرد. حمله گسترده نهادهای امنیتی و نظامی به کیان دانشگاه، بسترساز وقوع انقلاب فرهنگی دوم و مقدمه ای است بر به سکوت واداشتن دانشگاه تا ازین گذر رئیس دولت بتواند فارق از دغدغه شنیدن صدای منتقدان در دانشگاه حضور یابد. بی مناسبت نیست پس از یک سال از حکومت تمامیت خواهان مدعی مهرورزی، حاصل جولان علم ستیزان نشسته بر مسند وزارتین متصدی علم بر پیکر نحیف علم و دانش را شمارش کنیم، تا رنگ خاک سیاه نشسته بر دانشگاه را بر همگان عیان سازیم.
۱- دربعد آموزشی و پژوهشی شاهد بازنشستگی اجباری اساتید مستقل و دگر اندیش بودیم و این در حالی بود که بودجه پژوهشی نیز با وجود افزایش نجومی درآمد دولت و علی رغم شعار های مسولین کاهش یافت.
۲- در بعد فعالیتهای دانشجویی و فرهنگی بسیاری از برنامه ها با مانع تراشی مواجه گردید و یا لغو شد. بیش از دویست تن از فعالین دانشجویی به کمیته های انظباطی احضار شدند. دهها نشریه دانشجویی تعطیل شد. فعالیت بسیار از انجمن های اسلامی مختل شد. فشار نیروهای امنیتی و حراست بر دانشگاها فزونی یافت و درنهایت چند دانشجو به جرم ابراز عقیده اخراج شدند.
۳- در اقدامی بیشرمانه و با نگاهی کاملا امنیتی در اواخر تابستان ۱۳۸۵ از ثبت نام تعدادی از فعالان دانشجویی پذیرفته شده در آزمون کارشناسی ارشد ممانعت به عمل آمد، تا به خیال باطل بر فضای رعب و وحشت در دانشگاهها بیفزایند و دانشگاهیان را برای همیشه ساکت نمایند. البته این موارد از کسانی که به استراتژی «النصر بالرعب» عقیده دارند نه تنها بعید نیست که پیشبینی شدنی نیز، هست.
۴- اما در روزهای گذشته اضهارات ضد و نقیض مسئولان وزارت علوم در باره برخورد با فعالان دانشجویی نیز خود حدیثی مفصل دارد و در حالی که آقایان از بستر سازی برای فعالیت دانشجویی و عدم وجود دانشجویان ستاره دار دم می زنند ارائه مدارک کافی در رسانه های عمومی کذب بودن این گفته ها را اثبات کرده است و بیش از پیش عدم صلاحیت مسئولان این وزارتخانه برای ادامه فعالیت را نمایان می سازد و نشانی از عدم پایبندی آنهابه اخلاقیات می باشد.
۵– احمدی نژاد سنت پرست بالاخره به دیر پاترین نهاد آموزشی مدرن پا می گذارد. دانشگاهی که حکایت سرکوب اش در دوران اصول گرایی، خود حدیثی مفصل دارد. تأسف می خوریم که در دانشگاه تهران برای اولین بار در تاریخ آموزش عالی جهان فردی فاقد مدرک دانشگاهی به ریاست دانشگاه بر گزیده شد. فردی که در اظهار نظری شفاف از فواید ایجاد تک صدایی در دانشگاه سخن گفت و در سال گذشته با دخالت غیرقانونی در امر تشکلهای دانشجویی ابتدا به حذف دموکراسی خواهان انجمن اسلامی دانشجویان اقدام نمود و سپس فشار بر نشریات دانشجویی را افزایش داد و در بی تدبیری آشکار اقدام به بازنشستگی اجباری اساتید نمود. جالب اینکه هنگامی که دانشجویان به اعتراض پرداختند، بیش از صد دانشجو را به کمیته انضباطی فرا خواند و بدین ترتیب بسیاری از دانشجویان طالب حق و حقیقت تنها و تنها به جرم اعتراض به اعمال سرکوبگرایانه و غیر قانونی با احکام سنگین کمیته انضباطی جریمه نمود.
اما دفتر تحکیم وحدت خطاب به رئیس دولت اعلام می دارد با وجود هزاران هجمه به نهادهای مدنی و احزاب مستقل و تعطیلی روزنامه ها و نشریات مستقل و هجمه های فراوان به دانشگاه، جامعه دانشگاهی همچنان به انتقاد از مسئولین بی تدبیر ادامه می دهد. هر چند رئیس دولت امروز مانند نیکسون و پس از سرکوبی وحشیانه دانشجویان و دیگر منتقدان قدم به دانشگاه تهران می گذارد، دیر یا زود خشم جامعه دانشگاهی فوران خواهد کرد. خشمی که پیش از این بسیاری از زورمداران و خود فروشان به زر و زور و تزویر با آن مواجه گشته اند.
به امید سرافرازی میهن و ملت
شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
مهرماه ۱۳۸۵



فردی که تصمیم به چنین اقدام شومی داشته، خود، ریاست کمیته انضباطی دانشجویان را نیز عهده دار می باشد و لذا با «سوء استفاده» از موقعیت خود دانشجوی احضار شده را برای پذیرفتن خواسته ی پلید خود تحت فشار قرار داده است. پر واضح است که قرار گرفتن قدرت بی حد و حصر و غیرقابل نظارت در دستان نهادهایی همچون کمیته ی انضباطی و حراست، اقدامی اشتباه است و می تواند به چنین فجایعی منجر شود، همانگونه که پیشتر نیز در دانشگاه های دیگر همچون رازی کرمانشاه، سهند تبریز و ... شاهد چنین اتفاقات تأسف برانگیزی بوده ایم.
